حسن راشدی: مرداد 90    ‍‍

 

چنانکه رسالت نشریات ایجاب می کند، اطلاع رسانی و نشر عقاید علمی و فرهنگی نویسندگان و شهروندان از وظایف آنها است. بنابراین سرویس فرهنگی مجله بایرام بدون قضاوت در مورد مطالب منتشره رد و قبول آن را بر عهده خواننده فهیم خود می گذارد.

یکی از کتاب هایی که در سالهای اخیر به صورت رسمی و با کیفیت خوب به چاپ رسیده کتاب " ترکان و بررسی تاریخ ،زبان و هویت آنها در ایران " می باشد. این کتاب که به چاپ دوم رسیده توسط انتشارات اندیشه نو  در تهران منتشر شده است. برای اینکه بیشتر با این کتاب آشنا شوید قسمتهای کوتاهی از آن را که خلاصه شده است، در اینجا بخوانید. ضمناً ماهنامه«بایرام» آمادگی خود را برای شنیدن و یا چاپ مقالات فرهنگی- علمی در رد و قبول این کتاب و یا موضوعات مشابه اعلام می دارد. سرویس فرهنگی بایرام.

 

         حسن راشدی

 

شاید یکی از بزرگترین معضل اجتماعی آذربایجان امروز "بحران هویت در میان جوانان" آن باشد، جوان امروزی آذربایجان در بین شخصیت واقعی درون خویش، و کاذب اجتماعی در بحرانی عمیق سردرگم است!

از طرفی می خواهد با نمادها  و وابستگی‌های زبانی و فرهنگی خویش که از دوران کودکی بر روح و روان او سیقل می دهد زندگی کند، از طرف دیگر  کلیه عوامل اجتماعی از محیط کوچه و مدرسه گرفته تا بالاترین سطح اجتماعی بر او فشار می آورند که تو باید هر آنچه از پدر و مادر و اجتماع خودی گرفتی باید دور ریزی و با شخصیت جدیدی که از لای کتابهای تدوین شده دولتی در مدارس و دانشگاهها،‌مطبوعات و رادیو – تلویزیون‌ها بر تو ارائه می دهند شخصیت خود را هماهنگ کرده خودنمایی کنی تا در جامعه پذیرفته گردی!

همه این معضل ها  از زمانی شروع شد که حکومت 1000 ساله ترکان به دست دیکتاتور بی سوادی ساقط شد که استعمارگران به او دیکته کردند که تنها راه بقا حکومت تو، تضعیف ترکان و تحریف تاریخ است.

در طول حاکمیت 53 ساله رضاخان و فرزند وی، ترکان ایران از توهین‌ها و بی احترامی‌های آشکار و مستقیم تا تحقیرهای مدون و کلاسیک در رادیو و تلویزیون و کتابهای درسی مدارس و دانشگاه‌ها در امان نبودند. امروزه هم گویی کلمه ترک کابوس وحشتناکی است که بر سینه جوان آذربایجانی و جوانان ترک دیگر مناطق کشور سنگینی می کند!

در دوران حاکمیت پهلوی، صحنه جامعه را آن چنان بر ترکان و حتی کلمه تُرک تنگ کردند که آن عده از جوانان آذربایجانی که زندگی را نه در مبارزه برای رهایی از ظلم و ستم مضاعف پهلوی بر علیه ترکان، که در به دست آوردن نان و آبی بی دردسر می‌دیدند تنها راه رهایی از کابوس دردناک "تُرک"را در جایگزین شدن این کلمه با واژه‌ای دیگر جستجو می‌کردند!

در حقیقت تمام صحنه‌ها برای اجرای نمایش تغییر هویت برای افرادی که تاب تحمل تحقیرها و توهین‌ها را نداشتند و توان مقابله و مبارزه با آن را در خود نمی دیدند و مستحیل شدن در زبان و فرهنگ حاکم و غالب را آسان‌ترین راه فرار از اهانت‌ها و بی احترامی‌ها می‌دانستند، حاضر و مهیا بود!

آری چنین شد که جوان تبریزی، زنجانی، ارومیه‌ای، اردبیلی، آستارایی،همدانی، ساوه‌ای و ... با دو نوع هویت تحقیر شده ترکی، و افتخار آفرین آذری روبرو شد که این دومی را نمی‌دانست چگونه جایگزین اوّلی کند؟!

به ترکی سخن می‌گفت امّا خود را آذری می‌نامید! تازه آذری  او با آذری کسروی فرق داشت، او آذری را فقط برای رهایی از کلمه ترک بر خود گزیده بود! وقتی از او می‌پرسیدی تو ترکی یا آذری؟ می‌گفت،آذری. وقتی می‌پرسیدی آذری یعنی  چه و منظور از آذری چیست؟ چیزی برای گفتن نداشت،حتی تئوری کسروی را هم نمی‌دانست، فقط می‌خواست ترک نباشد، ترکی که در طول دوران حکومت پهلوی به بدبخت‌ترین، تحقیرشده‌ترین و کم ارزش‌ترین عنصر جامعه تبدیل شده بود!!

ترک ستیزی و تحقیر ترکان از زمانی که امپراتوری هزار ساله ترکان با سقوط دولت قاجار پایان یافت و حاکمیت نژادپرستانه رضاخان بر کشور کثیرالمله ایران تحمیل گردید، آغاز شد.

بعد از امپراتوری هزار سالة ترکان ایران، یعنی بعد از سقوط دولت قاجار و از زمان شروع حاکمیت رضاخان که حکومت نژاد پرستانه را بر کشور کثیرالمله ایران تحمیل کرد،  افرادی از میان مردم آذربایجان که تحت تأثیر تبلیغات آپارتایدی رضاخان قرار داشتند، بر علیه هویّت و موجودیت خود عصیان کردند!

علّت این عصیان، احساس حقارت و بی­هویّتی بر اثر عدم آگاهی از پیشینة زبان, ادبیات, فرهنگ, تاریخ, موسیقی و در یک کلام موجودیت خود, و خالی شدن از فرهنگ خودی که منجر به از خود بیگانگی و یا به قول دکتر شریعتی الینه شدن می­گردید، بود.

وقتی انسان اِلینه گردید و از خود بیگانه شد, احساس پوچی و بی­هویّتی می­کند و برای رهایی از این حقارت و دربدری معنوی به دنبال هویّت جدید است, حال این هویّت را هر کس با هر نیّت و مقصد به او بدهد با آغوش باز می­پذیرد.

چنین شخص مثل فردی می­ماند که در منجلاب سیلاب خروشان در حال غرق شدن است و برای نجات خود چنگ به هر خار و خاشاکی می­اندازد تا خود را نجات دهد!

... در برنامه نژاد پرستانه رضاخان، علاوه بر تحریف تاریخ ترکان ، تحقیر زبان ، فرهنگ و شخصیت آنها از راههای مختلف، از تحصیل و تدریس زبان ترکی آذربایجانی که اولین مدرسه مدرن ایران و نخستین روش تدریس با اصول صوتی در دنیای اسلام با این زبان و در زمان قاجار و بوسیله دانشمند شهیر آذربایجان میرزا حسن رُشدیّه در تبریز و با کتابِ «وطن­ دیلی» آغاز بکار کرده بود جلوگیری شد.( روزنامه نوید آذربایجان- ویژه­نامة عید ۸۲- صمد سرداری­نیا ص ۱۷).

به این ترتیب تخریب شخصیت, هویّت و موجودیّت ترکان ایران در راس برنامه­های تخریب فرهنگی رضاخان قرار گرفت, نام­های ترکی و بومی شهرها, روستاها, رودها و کوه‌های آذربایجان با نام ساختگی عوض گردید؛ مثلاٌّ سوْیوق بوُلاق به مهاباد, تاتائو و جیغاتی به سیمینه­­رود و زرینه­رود, ارومیه به رضائیه, سایین­قالا به شاهین­دژ, سلماس به شاهپور, آجی­چای به تلخه­رود, قره­داغ به ارسباران, قره­چمن به سیاه­چمن, آخماقیه به احمقیّه و . . . تبدیل گردید و این در حالی است که

با اندک دقتی معلوم می‌گردد زبان فارسی دری که امروز به فارسی مشهور شده، حتی زبان بومی هیچ کدام از اهالی شهرها و روستاهای مردم فارس زبان ایران هم نبوده است بلکه این زبان، در گذشته تنها در مناطق افغانستان و تاجیکستان صحبت می‌شده ولی سلاطین و پادشاهان، این زبان را به عنوان زبان شعر برای دربار انتخاب کرده بودند و شعرایی که می‌خواستند از پادشاهان تعریف و تمجید کرده، انعامی بگیرند به این زبان شعر می‌سرودند و مورخین هم با نوشتن فتوحات سلاطین به این زبان، آن هم با بزرگ‌نمایی‌های خاص، به نان و نوایی می‌رسیدند!

زبان تورکی هم تاریخ هفت هزار ساله در ایران دارد و از نظر ریشه و مورفولوژی ادامه زبان سومری و ایلامی است.(آذربایجان در سیر تاریخ ایران ج. ۲ ص ۸۶۹ رحیم رئیس­نیا).

با توجه با آنچه که نوشته­ شد از آنانی که ادعا دارند زبان تورکی بعدها به مردم آذربایجان تحمیل شده است باید پرسید, این زبان اگر تحمیلی است این تحمیل به وسیله چه­کسی, کدام سلطان و با چه امکاناتی بوده است؟!

در تاریخ حتیٰ نشان اندکی از تشویق این زبان به وسیله سلاطین تورک دیده نشده است تا چه رسد به تحمیل آن!

زبان تورکی که زبان مردم آذربایجان و دیگر مناطق تورک ایران است وضع و موقعیتش از دو حال خارج نیست:

1-                 این زبان از 7000 سال پیش و از زمان سومریان که بنیان گذاران اولین تمدن بشری هستند, ایلامیان و اعقاب آنها به مردم تورک ایران به ارث رسیده است که اسناد  زیادی در این مورد موجود است. و تورکانی هم که بعداً به این سرزمین آمده­اند به همزبانان قبلی خود پیوسته و زبان تورکی آذربایجان و آناتولی را پدید آورده­اند.

2-                 -  این زبان, زبان تورکانی است که بعداً و به قول احمد کسروی و کسرویست­ها از زمان غزنوی­ها, سلجوقی­ها و . . .  با جمعیت انبوه به آذربایجان, آناتولی و دیگر مناطق ایران آمده و اکثریت مطلق جمعیت این مناطق را تشکیل داده و ترکیب جمعیت را به نفع خود تغییر داده­اند که در هر دو حال اینها تورکان اصیلی هستند که بعد از حاکمیت اسلام به مدت هزار سال مستمر از چین تا قلب اروپا را با تدبیر و کاردانی و سیاستمداری خردمندانه, زیر حاکمیت و اداره خود داشتند و آذری‌های  تورک شده هم نیستند, چه اگر آذری‌های آقای کسروی در آذربایجان اکثریت می‌بودند و تورکان مهاجر در اقلیت, باید مهاجرین تورک در داخل بومیان به اصطلاح آذری مستحیل می‌شدند و زبان مردم کنونی آذربایجان هم زبان آذری مورد ادعای آقای کسروی میشد نه زبان تورکی آذربایجان!

نباید راه دور و دراز را پیمود, همه می دانیم مهاجرت اروپائیان به قاره آمریکا به بیش از چهار صدسال نمی رسد ولی سرخپوستان آمریکایی از مردم بومی این قاره به شمار می روند. در حال حاضر آیا می توان گفت که چون زبان  بومی مردم این قاره سرخپوستی بوده و امریکائیان مهاجر , از اروپا به این قاره مهاجرت کرده و در این مناطق ساکن شده اند لذا این مهاجرین  باید زبان انگلیسی, فرانسوی و اسپانیولی خود را رها کرده به زبان سرخپوستانی که ساکنین اصلی و بومی امریکا هستند سخن بگویند و خود را هم از نسل سرخپوستان بدانند؟ ‍‍‍‍!‍ 

ملّتی که تاریخ چند هزار ساله قبل از اسلام سومری , ایلامی ,کوتی , لولوبی , اورارتویی , ماننایی , اشکانی و تاریخ هزارسالة بعد از حاکمیت اسلام ایران را رقم زده و  در طول تاریخ بر هیچ قوم و ملّتی ظلم فرهنگی روا نداشته است مگر امروز مظلومیت فرهنگی و زبانی را که از طرف عده­ای از سلطنت طلب ها , و حاملان تفکر پوسیدهدوران پهلوی پیش کشیده می­شود می­تواند بپذیرد؟!

ایران کشور کثیرالمله و چند زبانه است و ایرانی بودن هم مساوی فارس بودن نیست و تمام ملت ها و  قومیت هایی که در این کشور زندگی می کنند ایرانی هستند و هیچ ملت و قومی ارجحیت و برتری بر ملت ها و اقوام دیگر ایرانی ندارد ، و هر حقوقی که همکشوریهای فارس زبان از تحصیل به زبان مادری گرفته تا بقیه حقوق مادی و معنوی در این کشور برخوردارند ، بقیه ملل و اقوام نیز با توجه به نسبت جمعیت خود باید از این حقوق برخوردار شوند و این در حالی است که حدود بیش از 30 میلیون نفر از مردم ترک ربان کشور در حد ابتدایی هم به زبان مادری خود تحصیل نمی کنند و شهرهای ترک­نشین از پائین­ترین رونق اقتصادی برخوردار است و کمترین سرمایة ملّی در آن مناطق به کار گرفته می­شود و  شهرهای آذربایجان مهاجرفرست ترین شهرهای ایران شده است . (روزنامه " ایران " 4/6/82 شماره 2562) و فرزندان آن از تحصیل کرده هایدانشگاهی گرفته تا افراد عادی برای پیدا کردن کار راهی استانهای تهران , اصفهان ,فارس ,کرمان , یزد و دیگر استانهایی می شوند که بیشترین سرمایه گذاری دولتی در آنها صورت  می گیرد و روز به روز بر رونق اقتصادی أنها افزوده می شود !‍‌‌‌‍‍

                                                                پایان

یکشنبه 31 اردیبهشت 1396