جانیم آذربایجان

تلگرامدا کانالیمیز https://t.me/tarixbastan @tarixbastan

✅کلمه تاریخی ایدوک(ایدیک، ıduk ıdık )


قربانی کرن بدون خونریزی در اعتقادت تورکان قبل از اسلام(احترام به طبیعت)
هر چیز مقدس ومبارک ،به هر حیوان رها شده ای این اسم داده می شود.
از این حیوان به عنوان بار کش استفاده نمی شود،شیرش دوشیده نمیشود،پشمش چیده نمیشود، وبه عنوان نذر(آداک)صاحبش نگه داشته می شود.
حیوانی که به روح ها نذر شده و رها می شود از نظر محمود کاشغری ایدوک نامیده می شود.در این کلمه فعل ایت it به معنی گؤندرمک می باشد.
در کتیبه های یئنی سی.کلمه های زمین اب،و.....همواره با کلمه ایدوک آمده اند.
تقدس کوه وآب ،درخت ،جنگل وسنگ در میان قبایل شمنیست امروزی ودر سنگ نوشته های تورکان قدیم ،که تحت عنوان یئر –سو اشاره می شوند.برابر با این در این سنگ نوشته هانام جنگل ها و رودهایی مانندتامگا ایدوک،ایدوش باش گیبی داغ وجود دارند که با صفت ایدوک (مقدس ،مبارک )ذکر شده اند.
در اعتقادات تورکان قبل از اسلام نوعی قربانی بدون ریختن خون می باشد که به طبیعت نذر می شود.
آزاد کردن حیوان به عنوان هدیه به ارواح .
که معادل حرف به حرف آن معادل رها شده وازاد شده می باشد.
کلمه ایدوک در زبان یاقوتی به شکل ایتیک ،در ساقای به صورت ایزیک،در التای اییک،ودر چواش ائریح وبه همان شکل سابق خود محفوظ مانده است.
کلمه ایتیک در یاقوتی در لغتنامه ی پِکارسکی اینگونه توضیح داده شده است :
قربانی:ایتیک را هرگز نمی زنند و پشم ویالش (درمورد اسب)را نمی چینند.اییک وایزیک در تورکی آلتای ویاقوت نیز بدینگونه است.
ور بیتسکی در لغتنامه ی خود با نام لهجه های تورکان الاداغ و التای در مورد ایزیک می نویسد:
اسبی است که برای قربانی شدن جدا شده یالهایش با نوار های قرمز(؟؟؟)رنگ بسته می شود.
آلتای ها بعد از گذشت مدت طولانی ،این اسب را به عنوان قربانی سر می برند در طایفه ساقای در دشت اباقان ،تنها شمن اجازه ی سوار شدن بر این اسب و اجرای مراسم مذهبی را دارد .پس از مراسم نیز صاحب اسب،ان را مانند طلسمی پنهان می کند.
وربیتسکی شکل دیگر این کلمه را اییک ذکر کرده است.بکار بردن کلمه ی ایدیک در تورکی خاقانیه ،اویغور و یاقوت در معنای مبارک نیز در دوره هایی مشاهد می شود.
بنا بر پژوهش پروفسور زِلِن  این تقدس ایدیک در دوران دامداری به میدان آمده است .وممنوع بودن دست زدن زنان به ایدیک در میان اقوام معاصر شمنیست  نشانگر ان است که این عقیده مربوط به دوران پدر سالاری است.
بستن پارچه به طبل شمن یا درخت ،پاشیدن شراب ورغن به روی اتش  و... نیز از قربانی های بدون خونریزی می باشند.
 (کلمه ایدیک اکنون در میان تورکان مسلمان فراموش شده است:اما در ولایت باشقورد،اسم برخی رودها و دریا چه ها با این نام می باشد .در شرق کوههای اورال ،اسم یک دریاچه  اییک گؤل   ودر خود اورال ،نام یک نهر اییک می باشد)
❇️منبع:آیین باستان تورکان،پروفسور عبدالقادر اینان،ص 125-127
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 23 تیر 1398

📚کلمه قاباغ در تورکی ومعنای آن

📚کلمه قاباغ:
در معنای پیشانی وجلو  می باشد.
در زبان تورکی آذربایجانی معاصر بیشتر به معنای جلو ،اول ،پیش کاربرد دارد.
✅در شهرهای توووز وقازاخ جمهوری آذربایجان به صورت قاواخ  و درمعنای پیشانی وصورت کاربرد دارد.
✅در شعرهای موللا پناه واقف و آشیق علسگر  به این اشعار بر می خوریم. که قاباغ در معنی پیشانی آمده است.
آی قاباقلی،بولود زولفلو گؤزلیم -دوروبان باشینا دولانماق گَرَک(میرزا پناه واقف)
آچیلدی نیقابین آی قاباغیندان-آلدی باشدان آغیل ،کامالی، خورشید(علسگر)
بوللور بوخاق لاله یاناق،آی قاباق –شاهمار زولفو پریشانلار دولانیر.(علسگر)
این  کلمه در معنی پیشانی  در زبانی تاتی امروزه نیز کاربرد دارد که درزمان قدیم از تورکی وارد شده است.
✅در زبانهای تورکی خاکاس و وتووا وآلتای نیز در معنای پیشانی کاربرد دارد.
معنای صورت(که در قسمت جلو بدن قرار دارد) وجلو نیز بر اساس همین معنی از کلمه قاباغ بوجود آمده اند.
به طور کلی در شیوه های مختلف زبانی تورکی سمت های جلو و عقب(اؤن وآرخا) با اعضای بدن که در سمت جلو  و یا در سمت عقب بدن قرار دارند نیز نشان داده می شود. 
مثلا کلمای مانند بینی ،سر ،صورت ،ابرو و... طرف جلو و کلماتی مانند دال ،آرخا،انسه،سیرت و غیره در معنای  آرخا (عقب ) می باشند.
✅منبع: 
Gülsüm Hüseynova. Tat dili leksik fondunun genealoji təhlili-64-65
✅ در فرهنگ شاهمرسی ص 722 نیز در معانی:جلو پیش ،مقابل،برابر،اولی ،چهره ،منظر  آمده است.
✅در پی نوشت به این نکات هم میتوان توجه کرد کلماتی مانند قابیغ(پوست میوه ودرخت و...)،قابار(-حباب روی آب،تاول  یا پوستی که برروی پوست اصلی ایجاد می شود) قاب (ظرف) که به صورت پوسته ای غذا را در بر میگیرد،یا غلاف وجلد برخی اشیا مانند عکس.قاوال (دهل) که از پوست درست می شود .قابارتماق(به رخ کشیدن).قابارما(مد،بالا آمدن آب دریا) قاباقلاشدیرماق(رو به رو کردن)قابان(گراز نری که نقش فرمانده وجلو رونده دارد)قابورغا(استخوان های سینه که روی قلب و... را می پوشاند)و... در همه اینها  ریشه کلمه قاباغ به صورت قاب در معنی قسمت رویی .،ظرف ،جلد ،سطح خارجی ،پوسته وصورت و... آمده که بی ارتباط با معنی جلو و پیشانی وصورت در کلمه قاباغ نمی تواند باشد.
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 23 تیر 1398

ترکان افغانستان

✅ولایت فاریاب یکی ازمناطق تورک تبار(اکثراَ تورک اؤزبک)از ۳۴استان افغانستان است.
✅تقسیمات سیاسی: ترکیب شهرهای بزرگ
آلمار(۶۵درصد آن را تورکان ازبک‌ و۳۵درصد آن را تورکمن‌)
پشتون‌کوت(۶۰ درصد اؤزبک‌ها،۲۰ درصد پشتون‌،۱۰ درصد تورکمن‌ و۱۰درصدتاجیک‌ ) 
شیرین‌تَگاب(ترکیب قومیتی آن را ۸۰ درصد ازبک‌ها،۱۰ درصد تاجیک‌ها و۱۰درصدپشتون‌ها تشکیل می‌دهند.)
قیصار(یکی ازشهرهای وسیع و پرنفوس فاریاب است که از کلمه قایسار یا قیسار که در تورکی اؤزبکی معنی آن جسور، مردمان جسور می‌باشد منشاء گرفته‌.زبان‌های گفتاری:اؤزبیکی، تورکمنی،دری)
هزاره ها هم ولایت فاراب وجوددارند.
✅شهرهای دیگر:اَندخوی-بُلچراغ-خان چارباغ-دولت‌آباد-خواجه سبزپوش ولی-قَرغان-قَرَم‌قُل-کوهستان-گَرزیوان-میمنه
نفوس مجموعی دارای ۱۹۴۴۹۸۳تن است.
✅از «جمعیت‌شناسی و جمعیت ولایت فاریاب». هیئت معاونیت ملل متحد درافغانستان و سالنامه آماری افغانستان، سال ۲۰۰۶ میلادی. وزارت احیا وانکشاف دهات افغانستان.جغرافیای عمومی فاریاب،تالیف: محمدکاظم امینی ۱۳۸۷و..
📚ابونصر فارابی دانشمندمشهور نیز از تورکان فاراب افغانستان است.
@tarixbastan
#تورک_افغانستان
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 23 تیر 1398
بؤلوملر : ترکان افغانستان,