جانیم آذربایجان

تلگرامدا کانالیمیز https://t.me/tarixbastan @tarixbastan

تاریخ اشکانیان، کتابی ناشناخته از نویسنده‌ای سرشناس

🖊#محمد_رحمانی_فر

📝محمد حسن خان #اعتمادالسلطنه چهره‌ای نام آشنا در حوزه تاریخ‌نگاری و تاریخ‌پژوهی است. به نحوی که علی‌رغم گذشت زمان، برخی از آثار او همچنان محل رجوع پژوهشگران می‌باشد.

 
📝دکتر میرهاشم محدث در خصوص جایگاه اعتمادالسلطنه در حوزه تاریخ و ادبیات می‌نویسد: " دوره #قاجاریه از لحاظ تالیف و تحقیق کتب تاریخی و جغرافیایی یکی از دوره‌های شکوفای تاریخ ایران است. بدون شک خدمات اعتمادالسلطنه در این شکوفایی نقش بسزایی دارد...[او] در مدت اداره امور دارالتالیف و دارالترجمه با کفایت تمام توانست کتب زیادی را تالیف یا ترجمه کند و جمعی کثیر از فضلا و دانشمندان عصر را در حلقه علمی و ادبی دور هم جمع کند و چون از پشتیبانی خاص [ناصرالدین]شاه برخوردار بود، مصدر خدمات گرانقدر و مهمی شد زیرا که شاه به نشر معارف و طبع کتب علاقه مخصوص و وافری داشت" (1)


📝دکتر عبدالحسین نوائی هم در این خصوص می‌نویسد: "اولین تحولی که در تاریخ‌نویسی ما پیش آمد نتیجه آشنایی ما با روش‌های فرنگی بود. یعنی از زمان #ناصرالدین‌شاه اعتمادالسلطنه به سبب اینکه چند سال در خارج زندگی کرده بود و با روش‌های فرنگی و علوم جدید آشنا شده بود، شروع کرد به اینکه کتاب‌هایی را بر اساس روش علمی فرنگی بنویسد. در روش جدید، دیگر افسانه‌ها و اساطیر تکرار نمی‌شد بلکه نتیجه تحقیقات تاریخی، باستان‌شناسی، سکه‌شناسی و سایر موضوعات مثل علوم اجتماعی مورد توجه محقق قرار می‌گرفت...به نظر من کتاب‌های اعتمادالسلطنه آغاز حرکتی است به سوی #تاریخ به معنای حقیقی آن" (2)


📝در حالی که بسیاری از ایرانیان هیچ گونه آشنایی با روش‌های جدید علمی در پژوهش‌های تاریخی نداشتند و اساساً فرق افسانه‌سرایی و تاریخ‌نگاری را نمی‌دانستند، تسلط اعتمادالسلطنه به زبان فرانسه و امکان مراجعه وی به منابع دست اول تاریخی در کنار آشنایی وی با مباحثی همچون روش‌شناسی، سکه‌شناسی و جغرافیا به وی امکان داد تا آثاری را خلق کند که در نوع خود بی‌نظیرند.

 
📝با این حال به نظر می‌رسد برخی از آثار گرانقدر وی نتوانسته‌اند از حصار تنگ‌نظری به‌درآیند. چنانچه دکتر محدث گلایه می‌نماید که "با تمام تلاش بیست ساله‌ای" که به عمل آورده‌، نتوانسته‌ حتی اجازه رویت کتاب #مرآةالبلدان را به دست آورد. کتابی که به تعبیر خود دکتر محدث "بدون اغراق، مهمترین کتاب تاریخی جغرافیایی سرزمین پهناور ایران است"(3) شایان ذکر است که کتاب مزبور از عظیم‌ترین پروژه‌های تحقیقاتی اعتمادالسلطنه بوده‌است که با حمایت مستقیم ناصرالدین شاه قاجار جامه عمل پوشیده‌بود.

 
📝البته، این فقط کتاب عظیم مرآة‌البلدان اعتمادالسلطنه نیست که در حصار تنگِ تنگ‌نظری‌ها محصور مانده‌است بلکه کتاب دیگر وی در حوزه تاریخ با عنوان #دررالتیجان_فی_تاریخ_بنی_الاشکان نیز کمابیش سرنوشت مشابهی پیدا کرده‌است. هرچند برخلاف کتاب قبلی، این کتاب یکی دوبار در ایران چاپ شده‌است ولی در شرایطی که کتاب‌هایی به مراتب نازل‌تر از آن، از سوی نهادهای مختلف دانشگاهی و غیردانشگاهی همه روزه مورد تدریس، ارجاع و حتی تبلیغ قرار می‌گیرند، کتاب مزبور از سوی همه این نهادها با #بایکوت کامل مواجه شده است.

📝دلیل این بایکوت هم کاملاً مشخص است: در کشوری که هنوز هم نه تنها مردم عادی بلکه پژوهشگران هم فرق #تاریخ و #افسانه را نمی‌دانند. در کشوری که معلمان تاریخش هنوز هم که هنوز است بدون هیچ گونه استناد تاریخی، افسانه خیالی و موهوم ورود #آریایی‌ها به ایران و تقسیم آنها به سه دسته # ماد، #پارس و #پارت را مطرح می‌سازند، مرحوم اعتمادالسلطنه سال‌ها پیش با استناد به منابع دست اولی همچون تاریخ #ژوستین نشان داده که پارت‌ها (اشکانیان) نه تنها آریایی نبودند بلکه از تبار #سکاها و #ترکان بوده‌اند و این است تنها دلیل بایکوت آثار او.  🔖  1،2،3: رسائل اعتمادالسلطنه، انتشارات اطلاعات، صص9-13   
تاریخ اشکانیان

🖊تالیف: اعتمادالسلطنه (وزیر انطباعات ناصرالدین شاه)

📝بو کیتاب اشکانی‌‌‌‌‌لرین #تورک اولدوقلارینی اثبات ائتدییینه گؤره، پان‌فارسیست‌لرین طرفیندن همیشه بایکوت اولوب...

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 29 مرداد 1397

قاجاریه و روایت‌های سیاه و سفید تاریخی

🖊 #محمد_رحمانی_فر  
📝چندی پیش مطلبی کوتاه در خصوص ارزش بالای پول ایران در دوره #قاجار نوشته بودم و اشاره کرده بودم که علی‌رغم تمامی نابسامانی‌های داخلی و خارجی،  ارزش این پول در برابر ارزهای معتبر خارجی تا حدود زیادی ثابت مانده‌بود.  ظاهراَ بی‌ثباتی‌های اخیر در بازار #ارز و #سکه موجب شده، آن مطلب مجدداً از سوی برخی‌ها مورد توجه قرار گیرد. البته، در این میان، یکی از این افراد، سرزمین‌های از دست رفته در دوره قاجار را به اینجانب متذکر شد.
📝برای پاسخ دادن به چنین اظهار نظری سه راه داشتم. روش اول این بود که با یک جواب کوتاه به نامبرده متذکر شوم که اظهار نظر وی هیچ ربطی به موضوع مطرح شده از سوی اینجانب نداشته‌است. روش دوم این بود که از وی بخواهم نقشه ایرانِ قبل و بعد از قاجار را مورد ملاحظه قرار دهد. روش سوم هم این بود که عوامل داخلی و خارجی از دست رفتن سرزمین‌های مزبور را برای وی تشریح نمایم تا بداند که نمی‌تواند پادشاهان قاجار را تنها مقصرین این ماجرا بداند.
 📝اما به نظر می‌رسد چنین افرادی بیشتر از آن که منتظر پاسخی باشند، صرفاً به دنبال ادای تکلیف تاریخی خویش هستند. به زعم اینها، #تاریخ یک سرزمین آکنده از صفحات سیاه و سفیدی است که البته سیاهی و سپیدی این صفحات را نه حقایق و وقایع تاریخی، بلکه پیش‌فرض‌های #ذات_گرایانه خود آنها رقم می‌زند. به تعبیر ساده‌تر، اینها تاریخ را از ورای عینک سیاه و سفید #ما و #دیگران می‌نگرند. آنچه مربوط به تاریخِ مایِ تاریخی آنها باشد، باید سفید دیده‌شود حتی اگر سیاه‌ترین رویداد تاریخی باشد و آنچه مربوط به تاریخ دیگران باشد باید سیاه دیده شود حتی اگر سفیدترین رویداد تاریخی باشد.
📝بر پایه چنین رویکرد جزم‌اندیشانه‌ای است که تاریخ‌نویسان ایرانی، مخصوصاً در مواجهه با تاریخ بعد از اسلام، با چشم‌پوشی از واقعیات تاریخی و با نگرش گزینشی به تاریخ، شکوه امپراتوری‌های عظیم ترکها در این سرزمین را مورد غفلت و حتی مورد انکار قرار می‌دهند و از سوی دیگر معدود حکومت‌های محلی فارس‌زبان را مورد تمجید و ستایش قرار می‌دهند.
📝آنهایی که گمان می‌کنند #قاجار سرزمین‌های آنها را از دست داده است قبل از همه چیز نگاهی به نقشه ایران در دوره #زندیه بیندازند و ببینند که قاجار کدام ایران را از زندیه تحویل گرفته بود و آنگاه از خود بپرسند که چرا تا به حال زندیه را مورد انتقاد قرار نداده‌اند. چرا پهلوی‌ها را به خاطر از دست دادن #بحرین سرزنش نمی‌کنند؟ بماند که این عزیزانِ ناآگاه که بازیچه تاریخ‌سازی‌های #ذات_گرایانه و #جزم‌_اندیشانه شده‌اند هیچ‌گاه با منطق تاریخ آشنا نخواهند شد.
 📝#منطق_تاریخ به ما می‌گوید که تمامی امپراتوری‌های تاریخی، کشورگشایی‌های خود را از یک منطقه بسیار کوچک آغاز کرده و در دوران #اوج خود سرزمین‌های بسیاری را به خاک خویش ضمیمه‌کرده‌اند ولی همان امپراتوری‌ها در دوران #افول خود رفته رفته سرزمین‌های فتح شده را از دست داده‌اند و در غالب اوقات پیش از آن که به طور کامل از بین بروند دوباره در یک محدوده کوچک سرزمینی به حیات خود ادامه داده‌اند. یعنی دوباره به همان جایی برگشته‌اند که روزگاری از همان جا کارشان را آغاز کرده بودند. با این تفاوت که دیگر توان و حتی انگیزه روزهای نخستین را از دست داده بودند و این بار فاتحی دیگر می‎‌بایست از منطقه‌ای دیگر که به پا خیزد و دست به کشورگشایی زند...
🔖پ ن:
1-  این نوشته به منزله توجیه کاستی‌ها و ضعف‌های قاجاریه و سایر امپراتوری‌های ترک نیست، بلکه تلنگری است به شستن چشم‌های غبارآلود و دیدن تمامی حقایق و وقایع تاریخی.
2-  تاریخ‌نویسان ایرانی با چشم‌پوشی عمدی بر روند تکوین فرآیندها و پدیده‌های تاریخی، با سیاه‌نمایی تمام‌عیار در مورد قاجاریه و با اسطوره‌سازی در خصوص شخصیت رضاخان اغلب دستاوردهای دوران قاجار را به نفع رضاخان مصادره می‌نمایند.  

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 12 مرداد 1397

❇️تورکان تووا-جمهوری خودمختار تووا-تورکان توبا(یکی از چند جمهوری تورک در فدراسیون روسیه)

✅پایتخت جمهوری تووا شهر کیزیل(قیزیل-قرمز؟) می باشد.
✅تووا در حقیقت همان توبا (توپا-توپلوم؟)می باشد  که در معنی توپلوم(اجتماع ) می باشد. اسم قدیمی رودخانه یئنی سی که تووا ها در کنار ان زندگی می کنند نیز توبا بوده است. 
✅در کشور روسیه به تعداد  بیش از 300 هزار در کشور ازبکستان نامعلوم در کشور چین طبق آمار 2010 بیش از 4000 در مغولستان  100 هزار ودر کشورهای تورکیه اوکراین  وقرقیزستان به تعداد نامعلوم زندگی می کنند.
✅این تورکان به دینهای گؤک تانگری(دین باستان تورکان) وبودیزم اعتقاد دارند.وتعداد کمی مسلمان و...
✅اقوام تورک  خویشاوند با این تورکان عبارتند از  (درروسیه واوکراین), Tofalar, (در مغولستان)Duhalar(در روسیه), Soyotlar 
✅تووا ها در بعضی دوره  ها با این اسامی خوانده شده اند  Soyon, Sayan, Soyot, Uranhay 
✅ اسامی اقوام تورک در میان تووا ها عبارتند از Aba, Tele, Uygur, Payagu, Tas, İrgit (İrkut), Soyan, Çodu Sarıg, Telek, Baysara, Kırgız, Hal, Balıkçı, Hertek, Kuskun, Mungat, Şagay 
✅زبان این تورکان از گروه تورکی نواحی سیبری حساب می شود
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 16 خرداد 1397

❇️❇️زمان وتقویم در میان گؤک تورکان

تقویم تورکان باستان بر اساس 12 سال که هر کدام نام حیوانی داشت برقرار بود.
اسامی سالها اینگونه بود
1)ییل سیچقان(سیچان ایلی-سال موش)
2)اود(سیغیر-اؤکوز)
3)پارس(باریس-پلنگ)
4)تابیشقان(دووشان)
5)لو (اژدها)
6)ییلان(ایلان-مار)
7)یونت(آت-اسب)
8)قوی(قویون-گوسفند)
9)بیچین(میمون)
10)تاقاغو(تویوق-مرغ)
11)ایت(سگ)
12)تونقوز(خوک)
هر سال دوازده ماه داشته و هر ماه بیرینجی(اولین)،ایکینجی(دومین)،اوچونجو(سومین) ماه و.....نامیده می شد و هر روز به دوازده قسمت تقسیم شده و قسمت  چاغ نامیده می شد.و روزجدید از نصف شب شروع می شد.هر سال 365 روز با 5 ساعت کسر بود.پایان سال مصادف با ماههای اوجاق-شوبات بود.
✳️منبع: ترجمه از تورکی آذربایجانی به فارسی(توسط کانال) از کتاب آلتایلاردان سهندیمیزه ،صفحه 316
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان    ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 22 آذر 1396

چوپانیان:

چوپانیان:
چوپانیان دودمانی بودند که طی سده هشتم در قسمتی از ایران حکومت کردند این سلسله در سال 1335 تاسیس و به مدت 22 سال حکومت کردند (1357م -انقراض) وزبان نوشتاریشان تورکی اویغوری بوده است.پایتختشان نیز تبریز بوده است.چوپانیان از خانواده تورک سولدوز بودند که در قرن ۱۴ میلادی به شهرت رسیدند اما مدت زیادی دوام نیاوردند.
این دودمان سلسهای از امرا بود که پس از درگذشت ابوسعید بهادرخان آخرین ایلخان مغول در قسمتی از ایران(آذربایجان) حکومت کرد. مؤسس آن امیرشیخ حسن کوچک پسر امیر تیمورتاش بن امیرچوپان سلدوز است و پس از او برادرش، ملکاشرف حکومت کرد. خاندان چوپانی منحصر به همین دو تن است.
 در آغاز زیر نظر ایلخانیان حکومت میکردند ولی پس از سرنگونی آنها تقریباً همگی سرزمینهای آنان را زیر کنترل درآوردند. چوپانیان آذربایجان را پایگاه قدرت خود قرار دادند تا زمانی که جلایریان در بغداد به قدرت رسیدند.                                                                                            
✴️(لازم به گفتن است طایفه چپن یکی از 24 طایفه تورکان اوغوز است)                                                                                           
منابع
«چوپانیان». دانشنامه جهان اسلام.دانشنامه بریتانیکا و..                                                                                                           @tarixbastan

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 28 تیر 1396

سلسله قارامان(Karamanoğulları Beyliği 1250-1487)

سلسله قارامان(Karamanoğulları Beyliği 1250-1487)                                 
 قارامانیان طایفه‌ای از ایل افشار قبیله اوغوز بودند که شاخه‌ای از آنها در آذربایجان زندگی می‌کردند. بعدها شاخه‌ای از ایل به سوی قونیه ـ  که مرکز حکومت سلجوقیان روم بود ـ  مهاجرت کرده و در سرحدات غربی دولت سلجوقی ساکن شدند.اولین رئیس شناخته شده قارامانیان  نوره صوفی  بود که طریقت تصوف داشت.بعد از وفات نوره صوفی پسرش سعدالدین و بعد از نوه‌اش کریم‌الدین رئیس قبیله گردید.در زمان ایلخانیکریم‌الدین مغولان به آناطولی حمله کرده و در جنگ کوسا داغ سلجوقیان روم را شکست داده و آنها را تحت‌الحمایه خود قرار دادند در اثر این شکست دولت سلجویان روم دچار ضعف شدید گردید و کریمالدین نیز که در تاریخ به عنوان سرسلسله قارامانیان محسوب می‌شود از این ضعف دولت سلجوقی روم استفاده کرده و به مناطق تحت نفوذ ارمنیان حمله نموده و آنها را به اطاعت خود درآورد.پادشاه سلجوقی که نمی‌خواست شورشی از طرف ایل قارامان انجام گیرد، نواحی تحت تصرف کریم‌الدین را به صورت اقطاع به وی داد و در عوض برادر کریم‌الدین را به عنوان گروگان در پیش خود نگه داشت و سمت جانداری یعنی محافظی به او داد. بدین ترتیب اولین فرد از خاندان قارامان وارد کارهای دولتی گردید. (1256) گروگان بودن برادر مانع از شورشهای ایل قارامان نگردید و عاقبت در جنگی که در اطراف قلعه قوله بین کریم الدین و نیروهای سلجوقی اتفاق افتاد کریم‌الدین شکست خورد و برادرانش نیز اعدام شدند. کریم‌الدین رئیس قبیله قارامان در سال 1261 میلادی وفات یافت و بجایش پسر بزرگش شمس‌الدین محمد بیک به جای او نشست.در 10 ذیقعده سال 675 ه ـ.ق. / 15 نیسان 1277 میلادی آباقان ایلخان مغول لشکری برای تصرف مصر فرستاد. بای‌برس (بی‌برس) پادشاه مملوک ترک مصر با لشکری به مقابله لشکر مغول شتافت و در البستان آناطولی نیروهای مغول را شکست داد.شکست نیروهای مشترک سلجوقی ـ  مغولی در مقابل ترکان مصر در دشت البستان وضعیت را به نفع محمد بیگ قارامان تغییر داد و او با استفاده از موقعیت پیش آمده به قونیه پایتخت سلجوقیان روم حمله کرد و آنجا را به نام بایبرس سلطان ترک مصر تصرف کرده و پایتخت خود نمود.بعد از تصرف قونیه محمد بیگ قارامان در 13 مای 1277 (24 اردیبهشت 675) طی فرمانی زبان ترکی را زبان رسمی دولت قارامان اعلام کرد. بدین ترتیب که نیروهای مشترک سلجوقی و مغولی که از تصرف قونیه از طرف محمد بیگ به خشم آمده بودند با هماهنگی و آمادگی کامل به سوی قونیه حرکت کردند. محمد بیگ برای مقابله آنها شتافت و بار اول آنها را شکست داد.
 
ولی بار دوم که نیروهای مشترک دست به حمله زدند محمد بیگ شکست خورده به سوی قونیه عقب نشست اما با کمال تعجب با دروازه های بسته شهر مواجه شده و به ناچار به منطقه قارامان عقب نشست.در یکی از روزها محمد بیگ با برادرانش و عموزادگان خود به قرارگاه مشترک نیروهای سلجوقی ـ  مغولی حمله کرد ولی نیروهای متحده با اجرای تاکتیک توران یاقورد اویونو تظاهر به عقب‌نشینی کرده و بلافاصله برگشته به نیروهای قارامانی حمله کردند. در این حمله محمد بیگ با مقاومت قهرمانانه‌ای که از خود بروز داد، شهید شد. اما شهادت محمد بیگ قارامان تا ثیری چندان در روند مبارزات ایل قارامان نداشت. بلافاصله قارامانیان قدرت خود را مستحکم کردند و سلسله قدرتنمد آنها توانست دو قرن و نیم زبان ترکی را زبان رسمی خود نماید.
 
بعدها عثمانی ها و قره‌قویونلوها و آق‌قویونلوها و صفویها راه پر افتخار شمسالدین محمد بیک قارامان را پی گرفتند و با امکانات دولتی به پشتیبانی زبان مادری خود برخاستند.
 
 از آن روز ترک زبانان جهان روز 13 مای هر سال را به یادبود آن فرمان تاریخی محمد بیک قارامان در جهان به عنوان  دیل بایرامی عید زبان، جشن می‌گیرند.                    @tarixbastan

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 28 تیر 1396

جلایریان:(1336-1432 میلادی)

جلایریان:(1336-1432  میلادی)  

                                                                            
پس از مرگ ایلخان ابوسعید بهادرخان که به انقراض سلسله هولاکویی(ایلخانیان) انجامید، شماری از شاهزادگان و مدعیان دیگر مغول درصدد تسلط بر امپراتوری ایلخانی و یا بخشهایی از آن برآمدند و پیامد آن کشمکش‌های پیوسته برای کسب قدرت بود که پاره‌ای از آن به گونه حاکمیت آل جلایر (یا جلایریان) چهره نمود که قلمروشان به موازات بین‌النهرین، آذربایجان و بعدها شروان دامن گسترانیده بود.این سلسله با قدرتیابی شیخ حسن بزرگ در بغداد به سال ۷۴۰ق/۱۳۴۰م آغاز شد.دوره اوج حکمرانی آل جلایر مقارن است با دوران حکومت شیخ اویس و با مرگش دوره زوال این سلسله آغاز می‌شود که مقارن است با حملات تیمور به ایران و بین‌النهرین و اوج‌گیری ترکان قراقویونلو.🔹((آل جلایر زبان ترکی را در عراق عرب رواج دادند. چنانچه گفته شده در این دوره زبان ترکی پس از زبان عربی زبان اکثریت مردم این نواحی گردید.))🔹                                                                                                       Image result for ‫جلایریان‬‎            سکه نقره حسین جلایری آل جلایر (جلایریان)                    
 منبع:یعقوب آژند (مترجم)، تاریخ ایران (دوره تیموریان)، جامی، چاپ سوم تهران ۱۳۸۷، شابک: ۱-۴۹-۵۶۲۰-۹۶۴- ۹۷۸                                                           
@tarixbastan

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 28 تیر 1396

حکومت ممالیک مصر(تورکان قبچاق):

         Image result for ‫ممالیک مصر‬‎                                                                                        
✴️حکومت ممالیک مصر توسط تورکان قبچاق در سال(1250م-628هجری)بوسیله یک سر فرمانده قبچاق به نام (آی بیگ) که سر فرمانده اردوی (ایوبی)بود بر پا کرد.پس از کشته شدن توران شاه آخرین پادشاه ایوبی ای بیگ قدرت زیادی بدست اورد.او با مادر تورانشاه ازدواج کرده وبا تکیه بر نیروی سربازان تورک،خود را سلطان اعلام کرد(1250م-628هجری).این مملوکان تا سال 1390 میلادی بر مصر حکومت کردند وسپس مملوکان چرکس جای آنها را گرفتند.اینان نیز تا سال 1517 میلادی مصر را دردست داشتند.در این تاریخ دولت عثمانی مصر را تصرف کرد وبه امپراتوری خود افزود.پس از ای بیگ سلطان بای بارس بر اورنگ پادشاهی نشست .بای بارس ،مستنصر خلیفه عباسی را که پس از فروپاشی خلافت عباسی در بغداد به مصر گریخته بود راخلیفه اعلام کرد وشعبه عباسیان مصر را برپا کرد.او با مغولان وصلیبی ها جنگید وآنا را شکست داد.ممالیک مساجد مدارس ،بیمارستان،آبراهه،پل هایی را در مصر وسوریه ساختند .آنها کشور را که در نتیجه جنگ های صلیبی از میان رفته بود،دوباره آباد کردند.                                                                                                                       منبع :تاریخ مختصر تورک،دکر هیئت،ترجمه پرویز شاهمرسی،صفحه105      
@tarixbastan


آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 28 تیر 1396

امپراتوری کوشان دولت بزرگ تورک م.کریمی


   ظهور امپراتوری کوشانیان، واقعه ی مهمی در آسیای مرکزی به شمار می رود. منابع فراوانی در این باره در دست است. چینی ها آنان را با عنوان "کویی شو آنگ" می شناختند که بخشی از هسیونگ نوها یا یو اچی ها به شمار می آمدند. قدیمترین منبع در باره ی کوشانیان، گزارشی است از سرلشکر "پن یونگ" به امپراتور چین. این سرلشکر اوضاع نظامی کوشانها را ظبط کرده و از توان نظامی و آرایش استحکامات آنان خبر می دهد. این گزارش به سال 125 میلادی نوشته شده است. اما در کتب تاریخی می توان علاوه بر مورخان بزرگی چون هرودوت[1]، از تحلیل گران تاریخ آسیای مرکزی نیز نام برد و در کتاب های "تاریخ تمدن" "ویل دورانت" و "توین بی" نیز جای خاصی دارند. از این گذشته می توان دقیقترین اطلاعات در باره ی چگونگی و تمدن کوشانها به اثر سه جلدی "نگاهی به تاریخ جهان[2]" اثر ماندگار "جواهر لعل نهرو" که دارای برداشتهای صحیح و انسانی از تاریخ کوشانها را در بر دارد به دست آورد. بینش و دید انسانی یه سیاسی و عالم به فرهنگ و ادب بیش از یک مورخ در دنیای امروزی قابل وثوق است. خوشبختانه در این عرصه سازمان جهانی یونسکو نیز قدن جلو نهاده و با بکار گماردن بهترین متخصصان بی غرض دانشگاههای جهان، زمینه های پژوهشهای تاریخی را فراروی دانشمندان قرار داده و باز هم جای خوشحالی است که موسسه ی مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، ترجمه و نشر این آثار را به انجام رسانده است. در چند کتاب از این مجموعه با عنوان "تاریخ تمدن آسیای مرکزی" که تا امروز از چاپ 4 جلد آن باخبر هستم به این مساله پرداخته و دهان برخی یاوه گویان آریامهری ایران را بسته است.

   طبق اسناد تاریخی، کوشانیان از تبار هون ها هستند که در تاریخ با عناوینی چون سکاها، سرمت ها و ماساژتها معرفی شده اند. کوشانها حدود نیمه ی اول قرن اول میلادی امپراتوری خود را سامان دادند و تا اواخر قرن سوم میلادی دوام آوردند. امپراتوران برجسته ی کوشانها عبارتند از : کوجولا کدفیسس، کانیشکا، واسیشکا و هویشکا و دیگرانی که حدود سه قران از بلخ تا بنارس و از کشمیر تا سند، امپراتوری قدرتمندی را پدید آوردند و در همسایگی هم تباران خود – پارتها یا اشکانیان حکمرانی کردند. بیشتر تاریخ پردازان و تحلیل گران تاریخ، کوشانیان را سکایی دانسته و خوشبختانه در ربع چهارم قرن گذشته کتیبه ها، کتابها و هزاران سکه به دست آمده است و دست تاریخ نگاران را باز گذاشته تا به حقایق تاریخی نفوذ کنند. از روی همین اسناد بدست آمده می توان از فرهنگ و تمدن کوشانیان و وابستگی آنان به سکاها و سرمتها و ماساژتها سخن گفت. در حالی که تا اواخر قرن گذشته ابهاماتی در این باره وجود داشت، حفریات باستان شناسی توانست بسیاری از این ابهامات را حل کند به طوری که امروز جمله بر این باور رسیده اند که کوشانیان هند، سلسله ای از سکاها و یا تورک تباران هستند. کوشانیان با همسایگان غربی خود – پارتها یا اشکانیان از یک تبار بوده و لذا در بین ایندو امپراتوری کشمکشهای اندکی وجود داشته و تا حد زیادی رفتارهای دوستانه و روابط خوب همجواری بین این دو امپراتوری وجود داشته است. تنها در اواخر امپراتوری است که همگام با ساسانیان به سقوط امپراتوری اشکانیان همت می کنند و خود نیز هرچند سقوط می کنند، ولی کجدار و مریز تا قرن نهم میلادی عرض اندام می کنند و به این زودیها از بین نمی روند.

   از کتیبه های مهمی که از این سلسله به دست آمده به دوران امپراتوری کانیشکا، سانچی، و هویشکا در قرنهای اول و دوم میلادی مربوط می شوند. آنچه از دل تاریخ برمی آید این است که کوشانیان با چین، روم، توران و ایران رابطه داشته اند. آنان با حراست از جاده ی ابریشم، راه تجارت ابریشم و کالاهای چینی را به روم و کشورهای دریای مدیترانه را فراهم آورده و خود از سود آن بهره می بردند و با تمدن های غرب و شرق آشنا می شدند. روابط تجاری با این کشورها می توانست در فرهنگ و مدنیت آنان تغییرات اساسی ایجاد نماید و کوشانها از این نعمت به خوبی استفاده کردند. می دانیم موسس این امپراتوری – کوجولا کابل را از دست اشکانیان بیرون آورد و هرچند که تهدیدی دائمی در مرزهای شرقی آنان به شمار می آمد، ولی برخوردهای نظامی اندکی بین ایران اشکانی و کوشانی به وجود آمد. اما ساسانیان موفق شدند هردو امپراتوری – کوشانیان و اشکانیان را از بین ببرند. اردشیر نخستین شاه ساسانی اشکانیان را به سختی شکست داد و تمام آثار باقیمانده از آنان را با عداوت بی پایان از بین برد، در حالی که کوشانیان با وجود شکست از ساسانیان تا قرنها بعد از آنان نیز باقی ماندند.

   در کتیبه های بدست آمده از روابط خوب کوشانها با چینی ها سخن می رود. این کتیبه ها خبر می دهند که سفیران کوشان هدایایی از پوست شیر و ببر را خدمت امپراتور چینی تقدیم کرده و در قبال آن هدایای دیگری را می گیرند و به امپراتور کوشان می رسانند. کتیبه های کانیشکا در متورا، کائوساسی و سارنات به دست آمده اند. سکه های او تا نقاط دور دستی در شرق توزیع می شده است.

   در مورد مذهب کوشانها، بسیاری از مورخین و تحلیل گران(از جمله مانشن هافمن و جواهر لعل نهرو در عصر حاضر) با وجود تبار تورک و سکایی آنان، از آزادی مذاهب و ملیت های مختلف سخن رانده اند و معتقدند که در امپراتوری وسیع کوشانها، همه ی ملت ها و صاحبان اعتقادات دینی در انجام مراسم خود آزاد بوده اند. کوشانها باور و اعتقاد به اولوهیت شاهان خود را نیز از هندیان و چینیان گرفته بودند و شاه خود را با صبغه ی الهی می دانستند. مجسمه های فراوانی نیز که از کوشانیان بدست آمده است تاثیر هنر هندی در آنها کاملا مشهود است و امروزه مجسمه های فراوانی در دست می باشد. دین بودا را نیز کوشانیان از هندیان و چینیان اخذ کرده اند.

 

تمدن کوشانیان:

   در قرن اول میلادی، پیشرفتهای چشمگیری در حیات اجتماعی و اقتصادی ملل آسیای مرکزی به وقوع پیوسته بود. شواهد باستان شناسی نشاندهنده ی بهره برداری شدید از زمین های کشاورزی و ایجاد واحه های کشاورزی می باشد و شبکه های آبیاری در سرتاسر امپراتوری ایجاد شده بود. در شهرهای بزرگی چون قندهار و بخارا تمامی دشتها و زمینهای زراعی با مدیریت انسانها گزارش شده است. وجود کانالهای آبیاری در سرتاسر آسیای میانه نشان از تمدن بالای آنان دارد[3]. مورخان از رونق بالای دامداری و دامپروری همراه با کشاورزی پیشرفته در میان ترکان سخن رانده اند. همچنین پیشرفت در اصلاح ابزارآلات کشاورزی را نیز فراموش نکرده اند. محصولات متنوع کشاورزی، انواع غلات، هسته ی میوه ها و سبزیجات نشان از پیشرفت باغداری و شهرنشینی است. همچنین پرورش دام در حیات مردم نقش اساسی ایفا می کرده است و تولیدات لبنی از ارزش غذایی تولیدات آنان خبر می دهد و تنوع تولیدات و صنایع دستی نیز از جمله ی گزارشهای مورخان آن دوره است. پشم و پوست دامها باعث رشد صنایعی در نساجی و لباس مردم بوده است. همچنین پیشرفت قابل ملاحظه ی مردم آسیای مرکزی بویژه کوشانیان در سفالگری، فلزکاری، آهنگری، نساجی، جواهر سازی و ابزارسازی قابل استنباط است. آثار بدست آمده نیز همه ی این صنایع را اثبات کرده است. ظروف فلزی، وسایل تزیینی، سلاحهای بدست آمده از حفاری ها نشانگر پیشرفت این صنایع در بین مردم آسیای مرکزی است. شمشیرهای بلند تا 120 سانتیمتر، نیزه و سنان، فلاخن، تیر و کمان از ابزارها و سلاحهای کشف شده هستند.

   عمارتها و ساختمانهای بازمانده از کوشانها نیز در مناطق مختلف هند قابل مشاهده است. مجسمه ها و ستونهای تزیینی بناها نیز نشانگر پیشرفت آنان در امر معماری و ساختمان سازی است. ضرب سکه نیز نشاندهنده ی هنر و صنعت کوشانیان است. سکه شناسان از انواع سکه های کوچک و بزرگ از جنس های متنوع طلایی، نقره ای، مسی و غیره یاد کرده و به خوانش خط آنها موفق شده اند. تصاویر سکه ها نیز از نکات قابل توجه این موضوع است. محققان اعلام کرده اند که سکه های طلا و نقره در روابط بین دولتهای مختلف کاربرد داشته و سکه های مسی در داخل امپراتوری مورد بهره برداری واقع می شده است. اما کشف سکه های مسی در نقاط دور افتاده و مختلف نشانگر وسعت این امپراتوری نیز هست. از این نوع سکه ها در شرق ایران، جنوب تاجیکستان، ازبکستان، کناره های آمودریا و خوارزم به دست آمده اسند. نکته ی جالب توجه دیگری که محققان بدان اشاره کرده اند رواج سکه های طلا و نقره ی اشکانیان در میان کوشانیان است. نوشته ها و تصاویر روی سکه ها محققان را بدین نتیجه رسانده است که کوشانیان برای مردم تحت سلطه ی خویش آزادیهای مذهبی و ملی را ارزانی داشته است[4]. پژوهشگران کوشانها معتقدند که در این امپراتوری مذاهب مختلف در کنار یکدیگر می زیسته اند. دلیل این نظر را در این می یابند که اگر تنها یک مذهب وجود داشت و بدان حساس بودند صاحبان مذاهب دیگر مورد آزار قرار می گرفتند و برخوردهایی بوجود می آمد؛ اما تاریخ خبری از این گونه جنگها به ما نمی دهد. تردیدی هم نیست که بینشهای دینی و مذهبی ملت های متنوع کوشانها تاثیر متقابل داشته اند. مثلا نمی توان از تاثیر دینهای چینیان، ایرانیان و شمنیزم گذشت و به نحوی می توان این تاثیرات را در آثار بدست آمده از مجسمه ها، عمارتها و غیره یافت. می توان پرستش خورشید از طرف ماساژت ها، شمنیزم هونها، مجسمه ی بودا از چینیان و دیگر علایم ملل هند را در جای جای آثار کوشانها مشاهده کرد. اما اسامی بجا مانده از حکمرانان کوشانها نیز نشانگر ترک تبار بودن آنان است. یبقوهای کوشانی بسیار تکرار شده اند که شکل اولیه ی این کلمه را به صورتهای هیااو، یااو، یاوو و یابگو مشاهده کرد که بعدها به شکل یبقو درآمده است[5]. این عنوان در کتب تاریخی اعراب و پارسیان نیز دیده شده اند[6]. در نوع حکمداری کوشانیان همین بس که آنان دارای یبقوهای مختلف در مناطق مختلف بوده اند و یا به عبارت امروزی، یبقوهای کوشانی نشانگر وجود نوعی فدرالیسم در حکومت آنان بوده است. سخن آخر در فرهنگ و تمدن کوشانها اشاره به شباهتها و نزدیکی زبان و فرهنگ سکاها و کوشانها نسبت بهمدیگر است که دانشمندان بسیاری بدین موضوع پرداخته اند[7].

   دقت در شهرسازی کوشانها، ما را با تنوع و هنر معماری آنان آشنا می سازد. محققان چهار منطقه باری هنر آنان شمرده اند که عبارتند از:

بلخ یا تخارستان در حوضه ی آمودریا

آراخوزیا – نکارهارا در کابل و جلال آباد افغانستان

قندهار در پاکستان

متورا در هندوستان

آنان دورادور شهرهارا با دیوارهای قلعه ای می ساختند که پهنای دیوارها 8 الی 12 متر و ارتفاع آن بین 15 الی 20 متر بوده است. شهرها را در داخل آن محصور می کردند و در اصل نوعی پناهگاه به حساب می آمدند. تزیینات ساختمانها نیز بسیار ساده بوده و غالبا دیوارهای صاف را ترجیح می داند که پنجره های شکاف مانندی در تنه داشتند و از پوشش گج روی دیوار استفاده می کردند. تعداد زیادی از گچ بری های درون عمارتها، همچنین تندیسهایی از این نوع در دست است. وجود معابد مذهبی مانند معابد بودایی در زمان کوشانیان ساخته شده و تزیینات بکار رفته نیز تاثیر نهر چینی و هندی کاملا مشخص است. از عمارت های بدست آمده می توان به نمونه های ذیل اشاره کرد:

سرخ کتل - در 14 کیلومتری پل خمری یا 232 کیلومتری کابل

تیلا تپه – 5 کیلومتری شمال شبرقان – حفاری و کشف در سال 1978

معبد دلبرجین – در 4 کیلومتری شمال غرب بلخ

بگرام – 64 کیلومتری شمال شرقی کابل – در سال 1936 الی 1946

هدا – 8 کیلومتری جنوب جلال آباد

پاتیاوه – نزدیکی بگرام

تپه سردر – در جنوب غزنه نزدیک بزرگراه کابل – قندهار – در سال1959 [8].

   خوشبختانه از کوشانها کتابها و کتیبه های فراوان بدست آمده است که می توان بر اساس آنها نسبت به ریشه ی تورانی یا سکایی کوشانیان قضاوت کرد که در این باره در مقالات بعدی سخن خواهیم گفت.

 
****
 

[1] تاریخ تمدن های آسیای مرکزی، کتابی از یونسکو، ترجمه صادق ملک شهمیرزادی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، تهران، 1365.

[2] جواهر لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان، تهران، 1366.

[3] ب.ا.لیتوینسکی، شهرها و زندگی شهری در قلمرو کوشانها، تهران، 1377، ص69.

[4] ل.للکوف، مذهب در امپراتوری کوشان، ترجمه: س.سیرکار، تهران، 1375، ص103

[5] تاریخ تمدن های آسیای مرکزی، همان، ص110.

[6] همان، ص370.

[7] پوگا چنکوفا، هنر کوشان، ترجمه:م.جوینده، تهران، ص133.

[8] ی.ا.زادنپروفسکی، کوچ روهای شمالی آسیای مرکزی پس از حمله اسکندر، تهران، ص321.

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 2 تیر 1396

تاج محل از هنر ترکان تیموری

بابریان(تیموریان هند)از حکومت های ترکان در هند

این حکومت تا قرن 18 تا ورود استعمار انگلیس موجود بود
تاج محل به دستور شاه جهان شاه تورک تیموری به یادبود همسرش ممتاز محل ساخته شد
تردیدی نیست که حتی خود امیرتیمور نیز اهل علم و ادب بوده و نقش سازنده­ای در 
آبادانی و توسعه ی شهرهای اصلی امپراتوری خود، بویژه سمرقند داشته است. همه ی مورخین ، کشاندن مهندسان کارآزموده، معماران زبردست و چابک روشن روان را از تمام ممالک فارس و عراق و آذربایجان به دارالسلطنه­ی سمرقند و استفاده از هنر آنان در ساخت عمارات و کاخها و باغها اعتراف کرده­اند.[1]
Image result for ‫تاج محل‬‎
باید اضافه کرد که ساخت و سازها تنها به سمرقند محدود نشده، بلکه در زمان شاهرخ، فرزند امیرتیمور، این حرکت به هرات گسترده شد و سپس در زمان جانشینان دیگر، همه جای این امپراتوری را گرفت.[2]

معماری و آبادانی تیموریان

    امیر تیمور شخصا برای آبادانی کشور اهمیت فراوان قائل بود و معماران و صنعتگران را از سراسر امپراتوری در سمرقند گرد آورده و برای حفظ راههای تجاری، در طول مسیر جاده ی ابریشم، کاروانسراها بنا می نهاد و ساخت قصر و کاخ در سمرقند اورا راضی نمی کرد. ساخت مساجد، مجتمع های تجاری در طول مسیر راهها از جمله موارد قابل ذکر می باشد.

    شاهرخ فرزند تیمور نیز به ترمیم خرابی مدارس، مساجد و خانقاهها پرداخت م عمارتها و بقعه های فروان برپا ساخت.[4]

 او نهرها را سامان داد، باغها را رونق و صفا بخشید و زراعت را بپا نمود. مؤلف اثر مطلع السعدین از دوازده فرسنگ طول نهر سربند تا دروازه ی علمدار سخن می راند و از ساختن مساجد، بازارها، حمامها، خانات و خوانق و مدارس و دیگر بقاع خیریه سخن می گوید.[5] همو از آبادانی و شکوه هرات توصیفها دارد. در دوران بایسنقر نیز رونق ساخت و ساز مساجد و مدارس تداوم داشته و منابع تاریخی از رونق مساجد و بقاع مقدس در دوران سلطنت سلطان حسی بایقرا و وزیر دانشمندش امیر کبیر علیشیر نوایی بسیار نوشته اند و جالب اینکه از احداث 574 عمارت بزرگ در عهد سلطان حسین نام برده­اند که برخی از این عمارات، همین امروز هم پابرجاست.

    از عمارتهای مهم  دوران تیموری می توان مدرسه­ی هرات را نام برد که در سال 843 بنا شده و مدرسانی از سراسر امپراتوری برای تدریس در آن دعوت شده بودند. این مدرسه امروز برجا مانده است. مدرسه­ی معروف امیر چخماق در یزد امروز هم پا برجا مانده است. این عمارت در سال 841 احداث شده است. مدرسه­ی ملکت در بلخ، مدرسه جلال­الدین فیروز در هرات، مدرسه­ی گوهرشاد بیگیم در هرات، مدرسه­ی گوهرشاد در مشهد، همچنین مدرسه­ی دودر در مشهد و چندین مدرسه­ی دیگر در شهرهای مختلف که امروز هم موجودند از زمره­ی این عمارات هستند. مدرسه­ی میرزا الغ بیگ در سمرقند، مدرسه­ی بیگه سلطان بیگیم – زوجه­ی سلطان حسی بایقرا در هرات، مدرسه­ی سلطان حسین در هزات، مدرسه ی صدرالدین دشتکی در شیراز، مدرسه ی حافظیه در یزد و غیره، همه و همه از آثار دوراه­ی تیموری هستند که امروزه هم هنوز باقی مانده اند.

………….

1) ادوارد براون، از سعدی تا جامی، تهران، ترجمه: ، ص 259.

 2) ظفرنامه ی شرف الدین علی یزدی، جلد 1، ص572.

 1)ذبیح اله صفا، تاریخ ادبیات فارسی در ایران، جلد 4، ص12.

 1)ادوارد براون، ازسعدی تا جامی، ص 261.

 2) مطلع السعدین، ج 2، ص95.

 3(ذبیح اله صف، همان، ص39.

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 31 شهریور 1395
  بیزیمله یول بیراولون** لینک کانال این وبلاگ در تلگرام