جانیم آذربایجان

تلگرامدا کانالیمیز https://t.me/tarixbastan @tarixbastan

✅قطب شاهیان یا سلطنت گلکنده( تورکان همدان در هند)


✅(ازحکومت های تورک درهندوستان) :
نام سلسله‌ای است از سلاطین که در گلکنده یا غلکنده و سپس در حیدرآباد در منطقهٔ دکن(بزرگترین فلات کشور هندوستان)  در جنوب کشور هند از سال ۹۱۸ تا ۱۰۹۸ ه‍. ق/۱۵۱۸ -۱۶۸۷ م حکومت کردند و به دست امپراتوران گورکانی(نوادگان امیر تیمور) هند منقرض شدند.[۱]
 ✅سلاطین قطب شاهی شیعه بودندو از نوادگان قراقویونلوها به‌شمار می‌روند آن‌ها پادشاهی قدرتمندی در دکن داشتند قطب‌شاهیان ابتدا گلکنده و بعد از آن حیدرآباد را به عنوان پایتخت برگزیدند، و هر دو شهر توسط آنان توسعه و آبادانی یافت.
✅سلسله بهمنی‌ها که یکی ازمهم‌ترین سلسله‌های حاکم در دکن بود در اوایل سده دهم هجری قمری منقرض شد اما پیش از آن سلسله «قطب شاهیان» از درون این سلسله شکل گرفت. مؤسس این سلسله سلطان قلی قطب‌شاه همدانی بود که از همدان و از تورک‌های بهارلو و از اعقاب قرایوسف و اسکندر، از پادشاهان قراقویونلو به شمار می‌رفت.[2] 
✅او از نوادگان میرزا جهانشاه قراقویونلو و نوادگان دختری علی شکربیگ بود.[3]
منابع:
«قطب شاهیان». فرهنگ دهخدا.(1)
روابط «قطب شاهیان» هند با پادشاهان صفوی ۱ و ۲ -امیرسعیدالهی(2)
دائرةالمعارف بزرگ اسلامی - بهارلو(3)

Image result for ‫مشهورترین بنای تاریخی شهر حیدرآباد ایالت تلگانه‬‎
✅بنای(مسجد) چهار منار (Charminar)
✅از شاهکارهای معماری تورکان در هند 
به عنوان مشهورترین بنای تاریخی شهر حیدرآباد ایالت تلگانه هندوستان 
در واقع یکی از شاهکارهای معماری اسلامی حکومت تورک قطب شاهیان در هندوستان است.
بنای چهار منار در سال ۱۰۰۶ هجری قمری مصادف با ۱۵۹۱ میلادی به دستور محمد قلی قطب شاه ساخته شد.
 محمد قلی قطب شاه پنجمین شاه سلسله شعیه مذهب قطب شاهیان هند بود و در طول ۳۱ سال حکومت خود شهر مهم حیدرآباد را پایه‌گذاری کرد.
پایه‌گذار سلسله قطب شاهیان، سلطان قلی قطب شاه، از تورک‌های همدان و ایل بهارلو بود. 
در واقع نسب سلطان قلی به شاهان قراقویونلو می‌رسید، به همین خاطر در امور نظامی و کشورداری  مردی با اطلاع بود. 
@tarixbastan

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398

✅حکومت تورکان در سلسله ساسانیان:

✅ازدواج خسرو انوشیروان با شاهزاده خانم تورک "قاین"
یکی از نشانه های نزدیکی دو دولت گؤک تورک و ساسانی، ازدواج خسرو انوشیروان با "قاین" :دختر ایستمی خاقان بود. این ازدواج باعث اتحاد دولتین ساسانی و گؤک تورک گردید. قاین دومین همسر خسرو انوشیروان بود. با این ازدواج دختر ایستمی خاقان ملکه دولت ساسانی، خسرو انوشیروان نیز داماد دولت گؤک تورک گردید. البلاذوری در کتاب خود کتاب فتوح البلدان مینویسد: "انوشیروان حکمدار ساسانی نامه ای به پادشاه تورکان خزر نوشته و به او اعلام دوستی کرده و برای نزدیکی خواستار ازدواج با دختر او شده است. خاقان خزر نیز دختر خویش را به وی داد و بعد نیز خود به دیدار وی آمد. آنها در بارشیله (بورچالی درآذربایجان) دیدار نمودند". لازم به یاد آوری است که خاندان حاکم خزرها، شاخه ای از امپراتوری گؤک تورکها، بوده است. فرزند دیگر ایستمی خان و برادر قاین، "تونگ یابغو زیبال" (T'ung Yabghu Ziebal)، همچنین پسران تونگ یابغو زیبال و یا برادرزادگان قاین، "هاربیس" (Harbis) و "بولیشاد" (Buli-shad) همه از خاقانهای خزرها میباشند.
Coin of Hormizd IV (cropped), Darabgerd mint.jpg
✅نام قاین مادر هرمزد چهارم را مسعودی به شکل "فاقم"، ابن بلخی "قاقم"، یک اثر متاخر "تاکوم" و بسیاری از منابع غربی "قاین" (Kayen of the T'etalats'ik) ثبت کرده اند . مادر قاین، "چانگ لو" (Ch'ang-lo) شاهزاده ای چینی است. Roux درکتاب آسیای میانه، تاریخ و تمدن در باره قاین چنین میگوید: ازدواج دختر ایستمی خان با شاه ساسانی خسرو انوشیروان، حادثه ای شگفت انگیز است که مشابه آن بعدها بسیار تکرار شده است. شاهزاده خانم جوان بر خلاف دیگر همسران وی، مقام و بستر خود را به زیبایان دیگر تسلیم ننمود. او برای خود قدرت و نفوذی ایجاد کرد، همراه با خسرو کشور را اداره نمود و به وی وارث، هرمزد چهارم تورکزاد (تورک اوغلو) را تقدیم کرد.

✅هرمز چهارم، هرمز ترکزاد✍️✍️✍️

✅هرمزد چهارم (Hermisdas, Ormizd, Ormuzd, Hormazd) بعد از مرگ" خسرو انوشیروان" به سال ٥٧٩ بر تخت سلطنت نشست. وی از شاهان تورک تبار سلسله ساسانی است. ایرانیان هرمزد چهارم، نوه ایستمی خان خاقان دولت گؤک تورک را "ترکزاد، ترکزاده" و تورکان وی را "تورکده ن دوغما" و یا "تورک اوغلو" نامیده اند (در منابع انگلیسی Turkish-born, The Turk). مفاتیح العلوم در باره هرمزد مینویسد: "هرمز و لقبه‏:‏ ترکزاد, أی ابن الترکیة، لأن أمه کانت ابنة خاقان ملک الترک"‏. (لقب او ترکزاد بود، همان که فرزند تورک بود و مادرش دختر خاقان حکمدار تورک). در باره هرمز چهارم حکایات و روایات بسیار ی در منابع تاریخی از جمله از سوی طبری نقل شده است. منبعی ایرانی در باره وی چنین میگوید: "پس از مرگ خسرو فرزند قباد، پسر وی هرمز بر سرزمین ایران فرمان راند. مادر وی قاین دختر خاقان بزرگ ترک، شاه تتلاتسیک بود. هرمز طبیعتی بد از سوی پدر و خوی شیطانی بدتری از سوی مادر به ارث برده بود". دیگری چنین میگوید: "به خالوهای ترک خویش کشیده بود. همیشه پیروز بود و هر آنچه را که میخواست بدست میآورد. باهوش و بدطینت بود".
@tarixbastan


قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 26 فروردین 1398

✅گور دخمه‌‌های اورارتویی (فرهاد دامی)


🖊#محمد_رحمانی_فر     

معماری اورارتویی هم همچون سایر صنایع و هنرهای این قوم ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. برخلاف آشوریان که بیشتر از خشت و آجر استفاده می‌نموده‌اند، عنصر اصلی به کار رفته در معماری اورارتویی سنگ می‌باشد. حتی برخی از بناهای اورارتویی مستقیماً در دل صخره‌ها ایجاد شده‌اند. این شیوه معماری که به آن معماری صخره‌ای گفته می‌شود، در سرتاسر قلمرو اورارتو رایج بوده است و ما اکنون نمونه‌های آن را در مناطق مختلف سرزمین آنها و به ویژه در آذربایجان مشاهده می‌نماییم. به عنوان مثال، می‌توانیم در این خصوص به قلعه بسطام (= باس‌دام= باش‌دام) اشاره نماییم که در آن صخره‌های دامنه شرقی کوه در وسعتی عظیم تراشیده و تخت شده اند و در نتیجه به صورت پله-پله درآمده‌اند. البته معماری صخره‌ای تنها در بخشی از معماری این قلعه عظیم به چشم می‌خورد وگرنه در بنای این قلعه ترکیبی از معماری صخره‌ای و سنگی به کار گرفته شده است.  
     باور پژوهشگران به ویژه پروفسور کلایس که در کاوش‌های بسطام و همچنین کاوش‌های مربوط به گور دخمه اورارتویی روستای سنگر ماکو نیز به عنوان سرپرست گروه اکتشافی آلمان حضور داشته، بر این است که دخمه‌های کنده شده در دل صخره‌های آذربایجان که غالباً در افواه عمومی به عنوان "دخمه فرهاد" یا "فرهاد دامی" شناخته می‌شوند، به عنوان آرامگاه برای تدفین بزرگان اورارتویی و یا به عنوان زیرزمین جهت سکونت مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند(کلایس، 1968، ص10) و به همین خاطر در بررسی‌های باستان‌شناسی معمولا این آثار به "گور دخمه"  مشهور شده‌اند.  

     آرامگاه‌های اورارتویی‌ها در آذربایجان غربی که مورد بررسی‌های باستان‌شناختی قرار گرفته، از راستای رودخانۀ ارس تا نواحی شمالی سلدوز (نقده)، در قسمتهای غرب دریاچۀ اورمیه، به چشم می‌خورند. این آرامگاه‌ها، که طی بررسی‌های موضعی سال‌های 1360 - 1363ش مورد شناسایی قرار گرفته‌اند، در کوه‌های آهکی و رسوبی و در مجاورت روستاهای شدی ازتوابع پلدشت، سنگر نزدیک ماکو ، چی یا چره از توابع قره‌ضیاءالدین، ملحم از قرای نزدیک سلماس، اسماعیل آقا در درۀ نازلو، سیدوک یا سیرک در درۀ باراندوز چای، خان دره‌سی در درۀ معروف به شهدا و ناناز از توابع سلدوز واقع شده و در یک تقسیم‌بندی کلی در شمال، مرکز و جنوب غربی اورمیه قرار گرفته‌اند. بر اساس باورهای عامیانه محلی اغلب این اماکن تاریخی را اتاق فرهاد می‌نامند( کارگر، 1368، ص103). 

🔖جهت مطالعه بیشتر مراجعه کنید: تاریخ اورارتو (با نگاهی ویژه به کاوش‌های قلعه بسطام)، محمد رحمانی‌فر، نشر اختر    @tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان    ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 30 آذر 1397

تاریخ اشکانیان، کتابی ناشناخته از نویسنده‌ای سرشناس

🖊#محمد_رحمانی_فر

📝محمد حسن خان #اعتمادالسلطنه چهره‌ای نام آشنا در حوزه تاریخ‌نگاری و تاریخ‌پژوهی است. به نحوی که علی‌رغم گذشت زمان، برخی از آثار او همچنان محل رجوع پژوهشگران می‌باشد.

 
📝دکتر میرهاشم محدث در خصوص جایگاه اعتمادالسلطنه در حوزه تاریخ و ادبیات می‌نویسد: " دوره #قاجاریه از لحاظ تالیف و تحقیق کتب تاریخی و جغرافیایی یکی از دوره‌های شکوفای تاریخ ایران است. بدون شک خدمات اعتمادالسلطنه در این شکوفایی نقش بسزایی دارد...[او] در مدت اداره امور دارالتالیف و دارالترجمه با کفایت تمام توانست کتب زیادی را تالیف یا ترجمه کند و جمعی کثیر از فضلا و دانشمندان عصر را در حلقه علمی و ادبی دور هم جمع کند و چون از پشتیبانی خاص [ناصرالدین]شاه برخوردار بود، مصدر خدمات گرانقدر و مهمی شد زیرا که شاه به نشر معارف و طبع کتب علاقه مخصوص و وافری داشت" (1)


📝دکتر عبدالحسین نوائی هم در این خصوص می‌نویسد: "اولین تحولی که در تاریخ‌نویسی ما پیش آمد نتیجه آشنایی ما با روش‌های فرنگی بود. یعنی از زمان #ناصرالدین‌شاه اعتمادالسلطنه به سبب اینکه چند سال در خارج زندگی کرده بود و با روش‌های فرنگی و علوم جدید آشنا شده بود، شروع کرد به اینکه کتاب‌هایی را بر اساس روش علمی فرنگی بنویسد. در روش جدید، دیگر افسانه‌ها و اساطیر تکرار نمی‌شد بلکه نتیجه تحقیقات تاریخی، باستان‌شناسی، سکه‌شناسی و سایر موضوعات مثل علوم اجتماعی مورد توجه محقق قرار می‌گرفت...به نظر من کتاب‌های اعتمادالسلطنه آغاز حرکتی است به سوی #تاریخ به معنای حقیقی آن" (2)


📝در حالی که بسیاری از ایرانیان هیچ گونه آشنایی با روش‌های جدید علمی در پژوهش‌های تاریخی نداشتند و اساساً فرق افسانه‌سرایی و تاریخ‌نگاری را نمی‌دانستند، تسلط اعتمادالسلطنه به زبان فرانسه و امکان مراجعه وی به منابع دست اول تاریخی در کنار آشنایی وی با مباحثی همچون روش‌شناسی، سکه‌شناسی و جغرافیا به وی امکان داد تا آثاری را خلق کند که در نوع خود بی‌نظیرند.

 
📝با این حال به نظر می‌رسد برخی از آثار گرانقدر وی نتوانسته‌اند از حصار تنگ‌نظری به‌درآیند. چنانچه دکتر محدث گلایه می‌نماید که "با تمام تلاش بیست ساله‌ای" که به عمل آورده‌، نتوانسته‌ حتی اجازه رویت کتاب #مرآةالبلدان را به دست آورد. کتابی که به تعبیر خود دکتر محدث "بدون اغراق، مهمترین کتاب تاریخی جغرافیایی سرزمین پهناور ایران است"(3) شایان ذکر است که کتاب مزبور از عظیم‌ترین پروژه‌های تحقیقاتی اعتمادالسلطنه بوده‌است که با حمایت مستقیم ناصرالدین شاه قاجار جامه عمل پوشیده‌بود.

 
📝البته، این فقط کتاب عظیم مرآة‌البلدان اعتمادالسلطنه نیست که در حصار تنگِ تنگ‌نظری‌ها محصور مانده‌است بلکه کتاب دیگر وی در حوزه تاریخ با عنوان #دررالتیجان_فی_تاریخ_بنی_الاشکان نیز کمابیش سرنوشت مشابهی پیدا کرده‌است. هرچند برخلاف کتاب قبلی، این کتاب یکی دوبار در ایران چاپ شده‌است ولی در شرایطی که کتاب‌هایی به مراتب نازل‌تر از آن، از سوی نهادهای مختلف دانشگاهی و غیردانشگاهی همه روزه مورد تدریس، ارجاع و حتی تبلیغ قرار می‌گیرند، کتاب مزبور از سوی همه این نهادها با #بایکوت کامل مواجه شده است.

📝دلیل این بایکوت هم کاملاً مشخص است: در کشوری که هنوز هم نه تنها مردم عادی بلکه پژوهشگران هم فرق #تاریخ و #افسانه را نمی‌دانند. در کشوری که معلمان تاریخش هنوز هم که هنوز است بدون هیچ گونه استناد تاریخی، افسانه خیالی و موهوم ورود #آریایی‌ها به ایران و تقسیم آنها به سه دسته # ماد، #پارس و #پارت را مطرح می‌سازند، مرحوم اعتمادالسلطنه سال‌ها پیش با استناد به منابع دست اولی همچون تاریخ #ژوستین نشان داده که پارت‌ها (اشکانیان) نه تنها آریایی نبودند بلکه از تبار #سکاها و #ترکان بوده‌اند و این است تنها دلیل بایکوت آثار او.  🔖  1،2،3: رسائل اعتمادالسلطنه، انتشارات اطلاعات، صص9-13   
تاریخ اشکانیان

🖊تالیف: اعتمادالسلطنه (وزیر انطباعات ناصرالدین شاه)

📝بو کیتاب اشکانی‌‌‌‌‌لرین #تورک اولدوقلارینی اثبات ائتدییینه گؤره، پان‌فارسیست‌لرین طرفیندن همیشه بایکوت اولوب...

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 29 مرداد 1397

قاجاریه و روایت‌های سیاه و سفید تاریخی

🖊 #محمد_رحمانی_فر  
📝چندی پیش مطلبی کوتاه در خصوص ارزش بالای پول ایران در دوره #قاجار نوشته بودم و اشاره کرده بودم که علی‌رغم تمامی نابسامانی‌های داخلی و خارجی،  ارزش این پول در برابر ارزهای معتبر خارجی تا حدود زیادی ثابت مانده‌بود.  ظاهراَ بی‌ثباتی‌های اخیر در بازار #ارز و #سکه موجب شده، آن مطلب مجدداً از سوی برخی‌ها مورد توجه قرار گیرد. البته، در این میان، یکی از این افراد، سرزمین‌های از دست رفته در دوره قاجار را به اینجانب متذکر شد.
📝برای پاسخ دادن به چنین اظهار نظری سه راه داشتم. روش اول این بود که با یک جواب کوتاه به نامبرده متذکر شوم که اظهار نظر وی هیچ ربطی به موضوع مطرح شده از سوی اینجانب نداشته‌است. روش دوم این بود که از وی بخواهم نقشه ایرانِ قبل و بعد از قاجار را مورد ملاحظه قرار دهد. روش سوم هم این بود که عوامل داخلی و خارجی از دست رفتن سرزمین‌های مزبور را برای وی تشریح نمایم تا بداند که نمی‌تواند پادشاهان قاجار را تنها مقصرین این ماجرا بداند.
 📝اما به نظر می‌رسد چنین افرادی بیشتر از آن که منتظر پاسخی باشند، صرفاً به دنبال ادای تکلیف تاریخی خویش هستند. به زعم اینها، #تاریخ یک سرزمین آکنده از صفحات سیاه و سفیدی است که البته سیاهی و سپیدی این صفحات را نه حقایق و وقایع تاریخی، بلکه پیش‌فرض‌های #ذات_گرایانه خود آنها رقم می‌زند. به تعبیر ساده‌تر، اینها تاریخ را از ورای عینک سیاه و سفید #ما و #دیگران می‌نگرند. آنچه مربوط به تاریخِ مایِ تاریخی آنها باشد، باید سفید دیده‌شود حتی اگر سیاه‌ترین رویداد تاریخی باشد و آنچه مربوط به تاریخ دیگران باشد باید سیاه دیده شود حتی اگر سفیدترین رویداد تاریخی باشد.
📝بر پایه چنین رویکرد جزم‌اندیشانه‌ای است که تاریخ‌نویسان ایرانی، مخصوصاً در مواجهه با تاریخ بعد از اسلام، با چشم‌پوشی از واقعیات تاریخی و با نگرش گزینشی به تاریخ، شکوه امپراتوری‌های عظیم ترکها در این سرزمین را مورد غفلت و حتی مورد انکار قرار می‌دهند و از سوی دیگر معدود حکومت‌های محلی فارس‌زبان را مورد تمجید و ستایش قرار می‌دهند.
📝آنهایی که گمان می‌کنند #قاجار سرزمین‌های آنها را از دست داده است قبل از همه چیز نگاهی به نقشه ایران در دوره #زندیه بیندازند و ببینند که قاجار کدام ایران را از زندیه تحویل گرفته بود و آنگاه از خود بپرسند که چرا تا به حال زندیه را مورد انتقاد قرار نداده‌اند. چرا پهلوی‌ها را به خاطر از دست دادن #بحرین سرزنش نمی‌کنند؟ بماند که این عزیزانِ ناآگاه که بازیچه تاریخ‌سازی‌های #ذات_گرایانه و #جزم‌_اندیشانه شده‌اند هیچ‌گاه با منطق تاریخ آشنا نخواهند شد.
 📝#منطق_تاریخ به ما می‌گوید که تمامی امپراتوری‌های تاریخی، کشورگشایی‌های خود را از یک منطقه بسیار کوچک آغاز کرده و در دوران #اوج خود سرزمین‌های بسیاری را به خاک خویش ضمیمه‌کرده‌اند ولی همان امپراتوری‌ها در دوران #افول خود رفته رفته سرزمین‌های فتح شده را از دست داده‌اند و در غالب اوقات پیش از آن که به طور کامل از بین بروند دوباره در یک محدوده کوچک سرزمینی به حیات خود ادامه داده‌اند. یعنی دوباره به همان جایی برگشته‌اند که روزگاری از همان جا کارشان را آغاز کرده بودند. با این تفاوت که دیگر توان و حتی انگیزه روزهای نخستین را از دست داده بودند و این بار فاتحی دیگر می‎‌بایست از منطقه‌ای دیگر که به پا خیزد و دست به کشورگشایی زند...
🔖پ ن:
1-  این نوشته به منزله توجیه کاستی‌ها و ضعف‌های قاجاریه و سایر امپراتوری‌های ترک نیست، بلکه تلنگری است به شستن چشم‌های غبارآلود و دیدن تمامی حقایق و وقایع تاریخی.
2-  تاریخ‌نویسان ایرانی با چشم‌پوشی عمدی بر روند تکوین فرآیندها و پدیده‌های تاریخی، با سیاه‌نمایی تمام‌عیار در مورد قاجاریه و با اسطوره‌سازی در خصوص شخصیت رضاخان اغلب دستاوردهای دوران قاجار را به نفع رضاخان مصادره می‌نمایند.  

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 12 مرداد 1397

❇️تورکان تووا-جمهوری خودمختار تووا-تورکان توبا(یکی از چند جمهوری تورک در فدراسیون روسیه)

✅پایتخت جمهوری تووا شهر کیزیل(قیزیل-قرمز؟) می باشد.
✅تووا در حقیقت همان توبا (توپا-توپلوم؟)می باشد  که در معنی توپلوم(اجتماع ) می باشد. اسم قدیمی رودخانه یئنی سی که تووا ها در کنار ان زندگی می کنند نیز توبا بوده است. 
✅در کشور روسیه به تعداد  بیش از 300 هزار در کشور ازبکستان نامعلوم در کشور چین طبق آمار 2010 بیش از 4000 در مغولستان  100 هزار ودر کشورهای تورکیه اوکراین  وقرقیزستان به تعداد نامعلوم زندگی می کنند.
✅این تورکان به دینهای گؤک تانگری(دین باستان تورکان) وبودیزم اعتقاد دارند.وتعداد کمی مسلمان و...
✅اقوام تورک  خویشاوند با این تورکان عبارتند از  (درروسیه واوکراین), Tofalar, (در مغولستان)Duhalar(در روسیه), Soyotlar 
✅تووا ها در بعضی دوره  ها با این اسامی خوانده شده اند  Soyon, Sayan, Soyot, Uranhay 
✅ اسامی اقوام تورک در میان تووا ها عبارتند از Aba, Tele, Uygur, Payagu, Tas, İrgit (İrkut), Soyan, Çodu Sarıg, Telek, Baysara, Kırgız, Hal, Balıkçı, Hertek, Kuskun, Mungat, Şagay 
✅زبان این تورکان از گروه تورکی نواحی سیبری حساب می شود
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 16 خرداد 1397

❇️❇️زمان وتقویم در میان گؤک تورکان

تقویم تورکان باستان بر اساس 12 سال که هر کدام نام حیوانی داشت برقرار بود.
اسامی سالها اینگونه بود
1)ییل سیچقان(سیچان ایلی-سال موش)
2)اود(سیغیر-اؤکوز)
3)پارس(باریس-پلنگ)
4)تابیشقان(دووشان)
5)لو (اژدها)
6)ییلان(ایلان-مار)
7)یونت(آت-اسب)
8)قوی(قویون-گوسفند)
9)بیچین(میمون)
10)تاقاغو(تویوق-مرغ)
11)ایت(سگ)
12)تونقوز(خوک)
هر سال دوازده ماه داشته و هر ماه بیرینجی(اولین)،ایکینجی(دومین)،اوچونجو(سومین) ماه و.....نامیده می شد و هر روز به دوازده قسمت تقسیم شده و قسمت  چاغ نامیده می شد.و روزجدید از نصف شب شروع می شد.هر سال 365 روز با 5 ساعت کسر بود.پایان سال مصادف با ماههای اوجاق-شوبات بود.
✳️منبع: ترجمه از تورکی آذربایجانی به فارسی(توسط کانال) از کتاب آلتایلاردان سهندیمیزه ،صفحه 316
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان    ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 22 آذر 1396

چوپانیان:

چوپانیان:
چوپانیان دودمانی بودند که طی سده هشتم در قسمتی از ایران حکومت کردند این سلسله در سال 1335 تاسیس و به مدت 22 سال حکومت کردند (1357م -انقراض) وزبان نوشتاریشان تورکی اویغوری بوده است.پایتختشان نیز تبریز بوده است.چوپانیان از خانواده تورک سولدوز بودند که در قرن ۱۴ میلادی به شهرت رسیدند اما مدت زیادی دوام نیاوردند.
این دودمان سلسهای از امرا بود که پس از درگذشت ابوسعید بهادرخان آخرین ایلخان مغول در قسمتی از ایران(آذربایجان) حکومت کرد. مؤسس آن امیرشیخ حسن کوچک پسر امیر تیمورتاش بن امیرچوپان سلدوز است و پس از او برادرش، ملکاشرف حکومت کرد. خاندان چوپانی منحصر به همین دو تن است.
 در آغاز زیر نظر ایلخانیان حکومت میکردند ولی پس از سرنگونی آنها تقریباً همگی سرزمینهای آنان را زیر کنترل درآوردند. چوپانیان آذربایجان را پایگاه قدرت خود قرار دادند تا زمانی که جلایریان در بغداد به قدرت رسیدند.                                                                                            
✴️(لازم به گفتن است طایفه چپن یکی از 24 طایفه تورکان اوغوز است)                                                                                           
منابع
«چوپانیان». دانشنامه جهان اسلام.دانشنامه بریتانیکا و..                                                                                                           @tarixbastan

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 28 تیر 1396

سلسله قارامان(Karamanoğulları Beyliği 1250-1487)

سلسله قارامان(Karamanoğulları Beyliği 1250-1487)                                 
 قارامانیان طایفه‌ای از ایل افشار قبیله اوغوز بودند که شاخه‌ای از آنها در آذربایجان زندگی می‌کردند. بعدها شاخه‌ای از ایل به سوی قونیه ـ  که مرکز حکومت سلجوقیان روم بود ـ  مهاجرت کرده و در سرحدات غربی دولت سلجوقی ساکن شدند.اولین رئیس شناخته شده قارامانیان  نوره صوفی  بود که طریقت تصوف داشت.بعد از وفات نوره صوفی پسرش سعدالدین و بعد از نوه‌اش کریم‌الدین رئیس قبیله گردید.در زمان ایلخانیکریم‌الدین مغولان به آناطولی حمله کرده و در جنگ کوسا داغ سلجوقیان روم را شکست داده و آنها را تحت‌الحمایه خود قرار دادند در اثر این شکست دولت سلجویان روم دچار ضعف شدید گردید و کریمالدین نیز که در تاریخ به عنوان سرسلسله قارامانیان محسوب می‌شود از این ضعف دولت سلجوقی روم استفاده کرده و به مناطق تحت نفوذ ارمنیان حمله نموده و آنها را به اطاعت خود درآورد.پادشاه سلجوقی که نمی‌خواست شورشی از طرف ایل قارامان انجام گیرد، نواحی تحت تصرف کریم‌الدین را به صورت اقطاع به وی داد و در عوض برادر کریم‌الدین را به عنوان گروگان در پیش خود نگه داشت و سمت جانداری یعنی محافظی به او داد. بدین ترتیب اولین فرد از خاندان قارامان وارد کارهای دولتی گردید. (1256) گروگان بودن برادر مانع از شورشهای ایل قارامان نگردید و عاقبت در جنگی که در اطراف قلعه قوله بین کریم الدین و نیروهای سلجوقی اتفاق افتاد کریم‌الدین شکست خورد و برادرانش نیز اعدام شدند. کریم‌الدین رئیس قبیله قارامان در سال 1261 میلادی وفات یافت و بجایش پسر بزرگش شمس‌الدین محمد بیک به جای او نشست.در 10 ذیقعده سال 675 ه ـ.ق. / 15 نیسان 1277 میلادی آباقان ایلخان مغول لشکری برای تصرف مصر فرستاد. بای‌برس (بی‌برس) پادشاه مملوک ترک مصر با لشکری به مقابله لشکر مغول شتافت و در البستان آناطولی نیروهای مغول را شکست داد.شکست نیروهای مشترک سلجوقی ـ  مغولی در مقابل ترکان مصر در دشت البستان وضعیت را به نفع محمد بیگ قارامان تغییر داد و او با استفاده از موقعیت پیش آمده به قونیه پایتخت سلجوقیان روم حمله کرد و آنجا را به نام بایبرس سلطان ترک مصر تصرف کرده و پایتخت خود نمود.بعد از تصرف قونیه محمد بیگ قارامان در 13 مای 1277 (24 اردیبهشت 675) طی فرمانی زبان ترکی را زبان رسمی دولت قارامان اعلام کرد. بدین ترتیب که نیروهای مشترک سلجوقی و مغولی که از تصرف قونیه از طرف محمد بیگ به خشم آمده بودند با هماهنگی و آمادگی کامل به سوی قونیه حرکت کردند. محمد بیگ برای مقابله آنها شتافت و بار اول آنها را شکست داد.
 
ولی بار دوم که نیروهای مشترک دست به حمله زدند محمد بیگ شکست خورده به سوی قونیه عقب نشست اما با کمال تعجب با دروازه های بسته شهر مواجه شده و به ناچار به منطقه قارامان عقب نشست.در یکی از روزها محمد بیگ با برادرانش و عموزادگان خود به قرارگاه مشترک نیروهای سلجوقی ـ  مغولی حمله کرد ولی نیروهای متحده با اجرای تاکتیک توران یاقورد اویونو تظاهر به عقب‌نشینی کرده و بلافاصله برگشته به نیروهای قارامانی حمله کردند. در این حمله محمد بیگ با مقاومت قهرمانانه‌ای که از خود بروز داد، شهید شد. اما شهادت محمد بیگ قارامان تا ثیری چندان در روند مبارزات ایل قارامان نداشت. بلافاصله قارامانیان قدرت خود را مستحکم کردند و سلسله قدرتنمد آنها توانست دو قرن و نیم زبان ترکی را زبان رسمی خود نماید.
 
بعدها عثمانی ها و قره‌قویونلوها و آق‌قویونلوها و صفویها راه پر افتخار شمسالدین محمد بیک قارامان را پی گرفتند و با امکانات دولتی به پشتیبانی زبان مادری خود برخاستند.
 
 از آن روز ترک زبانان جهان روز 13 مای هر سال را به یادبود آن فرمان تاریخی محمد بیک قارامان در جهان به عنوان  دیل بایرامی عید زبان، جشن می‌گیرند.                    @tarixbastan

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 28 تیر 1396

جلایریان:(1336-1432 میلادی)

جلایریان:(1336-1432  میلادی)  

                                                                            
پس از مرگ ایلخان ابوسعید بهادرخان که به انقراض سلسله هولاکویی(ایلخانیان) انجامید، شماری از شاهزادگان و مدعیان دیگر مغول درصدد تسلط بر امپراتوری ایلخانی و یا بخشهایی از آن برآمدند و پیامد آن کشمکش‌های پیوسته برای کسب قدرت بود که پاره‌ای از آن به گونه حاکمیت آل جلایر (یا جلایریان) چهره نمود که قلمروشان به موازات بین‌النهرین، آذربایجان و بعدها شروان دامن گسترانیده بود.این سلسله با قدرتیابی شیخ حسن بزرگ در بغداد به سال ۷۴۰ق/۱۳۴۰م آغاز شد.دوره اوج حکمرانی آل جلایر مقارن است با دوران حکومت شیخ اویس و با مرگش دوره زوال این سلسله آغاز می‌شود که مقارن است با حملات تیمور به ایران و بین‌النهرین و اوج‌گیری ترکان قراقویونلو.🔹((آل جلایر زبان ترکی را در عراق عرب رواج دادند. چنانچه گفته شده در این دوره زبان ترکی پس از زبان عربی زبان اکثریت مردم این نواحی گردید.))🔹                                                                                                       Image result for ‫جلایریان‬‎            سکه نقره حسین جلایری آل جلایر (جلایریان)                    
 منبع:یعقوب آژند (مترجم)، تاریخ ایران (دوره تیموریان)، جامی، چاپ سوم تهران ۱۳۸۷، شابک: ۱-۴۹-۵۶۲۰-۹۶۴- ۹۷۸                                                           
@tarixbastan

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 28 تیر 1396