جانیم آذربایجان

تلگرامدا کانالیمیز https://t.me/tarixbastan @tarixbastan

✅کلمه تاریخی ایدوک(ایدیک، ıduk ıdık )


قربانی کرن بدون خونریزی در اعتقادت تورکان قبل از اسلام(احترام به طبیعت)
هر چیز مقدس ومبارک ،به هر حیوان رها شده ای این اسم داده می شود.
از این حیوان به عنوان بار کش استفاده نمی شود،شیرش دوشیده نمیشود،پشمش چیده نمیشود، وبه عنوان نذر(آداک)صاحبش نگه داشته می شود.
حیوانی که به روح ها نذر شده و رها می شود از نظر محمود کاشغری ایدوک نامیده می شود.در این کلمه فعل ایت it به معنی گؤندرمک می باشد.
در کتیبه های یئنی سی.کلمه های زمین اب،و.....همواره با کلمه ایدوک آمده اند.
تقدس کوه وآب ،درخت ،جنگل وسنگ در میان قبایل شمنیست امروزی ودر سنگ نوشته های تورکان قدیم ،که تحت عنوان یئر –سو اشاره می شوند.برابر با این در این سنگ نوشته هانام جنگل ها و رودهایی مانندتامگا ایدوک،ایدوش باش گیبی داغ وجود دارند که با صفت ایدوک (مقدس ،مبارک )ذکر شده اند.
در اعتقادات تورکان قبل از اسلام نوعی قربانی بدون ریختن خون می باشد که به طبیعت نذر می شود.
آزاد کردن حیوان به عنوان هدیه به ارواح .
که معادل حرف به حرف آن معادل رها شده وازاد شده می باشد.
کلمه ایدوک در زبان یاقوتی به شکل ایتیک ،در ساقای به صورت ایزیک،در التای اییک،ودر چواش ائریح وبه همان شکل سابق خود محفوظ مانده است.
کلمه ایتیک در یاقوتی در لغتنامه ی پِکارسکی اینگونه توضیح داده شده است :
قربانی:ایتیک را هرگز نمی زنند و پشم ویالش (درمورد اسب)را نمی چینند.اییک وایزیک در تورکی آلتای ویاقوت نیز بدینگونه است.
ور بیتسکی در لغتنامه ی خود با نام لهجه های تورکان الاداغ و التای در مورد ایزیک می نویسد:
اسبی است که برای قربانی شدن جدا شده یالهایش با نوار های قرمز(؟؟؟)رنگ بسته می شود.
آلتای ها بعد از گذشت مدت طولانی ،این اسب را به عنوان قربانی سر می برند در طایفه ساقای در دشت اباقان ،تنها شمن اجازه ی سوار شدن بر این اسب و اجرای مراسم مذهبی را دارد .پس از مراسم نیز صاحب اسب،ان را مانند طلسمی پنهان می کند.
وربیتسکی شکل دیگر این کلمه را اییک ذکر کرده است.بکار بردن کلمه ی ایدیک در تورکی خاقانیه ،اویغور و یاقوت در معنای مبارک نیز در دوره هایی مشاهد می شود.
بنا بر پژوهش پروفسور زِلِن  این تقدس ایدیک در دوران دامداری به میدان آمده است .وممنوع بودن دست زدن زنان به ایدیک در میان اقوام معاصر شمنیست  نشانگر ان است که این عقیده مربوط به دوران پدر سالاری است.
بستن پارچه به طبل شمن یا درخت ،پاشیدن شراب ورغن به روی اتش  و... نیز از قربانی های بدون خونریزی می باشند.
 (کلمه ایدیک اکنون در میان تورکان مسلمان فراموش شده است:اما در ولایت باشقورد،اسم برخی رودها و دریا چه ها با این نام می باشد .در شرق کوههای اورال ،اسم یک دریاچه  اییک گؤل   ودر خود اورال ،نام یک نهر اییک می باشد)
❇️منبع:آیین باستان تورکان،پروفسور عبدالقادر اینان،ص 125-127
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 23 تیر 1398

📚کلمه قاباغ در تورکی ومعنای آن

📚کلمه قاباغ:
در معنای پیشانی وجلو  می باشد.
در زبان تورکی آذربایجانی معاصر بیشتر به معنای جلو ،اول ،پیش کاربرد دارد.
✅در شهرهای توووز وقازاخ جمهوری آذربایجان به صورت قاواخ  و درمعنای پیشانی وصورت کاربرد دارد.
✅در شعرهای موللا پناه واقف و آشیق علسگر  به این اشعار بر می خوریم. که قاباغ در معنی پیشانی آمده است.
آی قاباقلی،بولود زولفلو گؤزلیم -دوروبان باشینا دولانماق گَرَک(میرزا پناه واقف)
آچیلدی نیقابین آی قاباغیندان-آلدی باشدان آغیل ،کامالی، خورشید(علسگر)
بوللور بوخاق لاله یاناق،آی قاباق –شاهمار زولفو پریشانلار دولانیر.(علسگر)
این  کلمه در معنی پیشانی  در زبانی تاتی امروزه نیز کاربرد دارد که درزمان قدیم از تورکی وارد شده است.
✅در زبانهای تورکی خاکاس و وتووا وآلتای نیز در معنای پیشانی کاربرد دارد.
معنای صورت(که در قسمت جلو بدن قرار دارد) وجلو نیز بر اساس همین معنی از کلمه قاباغ بوجود آمده اند.
به طور کلی در شیوه های مختلف زبانی تورکی سمت های جلو و عقب(اؤن وآرخا) با اعضای بدن که در سمت جلو  و یا در سمت عقب بدن قرار دارند نیز نشان داده می شود. 
مثلا کلمای مانند بینی ،سر ،صورت ،ابرو و... طرف جلو و کلماتی مانند دال ،آرخا،انسه،سیرت و غیره در معنای  آرخا (عقب ) می باشند.
✅منبع: 
Gülsüm Hüseynova. Tat dili leksik fondunun genealoji təhlili-64-65
✅ در فرهنگ شاهمرسی ص 722 نیز در معانی:جلو پیش ،مقابل،برابر،اولی ،چهره ،منظر  آمده است.
✅در پی نوشت به این نکات هم میتوان توجه کرد کلماتی مانند قابیغ(پوست میوه ودرخت و...)،قابار(-حباب روی آب،تاول  یا پوستی که برروی پوست اصلی ایجاد می شود) قاب (ظرف) که به صورت پوسته ای غذا را در بر میگیرد،یا غلاف وجلد برخی اشیا مانند عکس.قاوال (دهل) که از پوست درست می شود .قابارتماق(به رخ کشیدن).قابارما(مد،بالا آمدن آب دریا) قاباقلاشدیرماق(رو به رو کردن)قابان(گراز نری که نقش فرمانده وجلو رونده دارد)قابورغا(استخوان های سینه که روی قلب و... را می پوشاند)و... در همه اینها  ریشه کلمه قاباغ به صورت قاب در معنی قسمت رویی .،ظرف ،جلد ،سطح خارجی ،پوسته وصورت و... آمده که بی ارتباط با معنی جلو و پیشانی وصورت در کلمه قاباغ نمی تواند باشد.
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 23 تیر 1398

ترکان افغانستان

✅ولایت فاریاب یکی ازمناطق تورک تبار(اکثراَ تورک اؤزبک)از ۳۴استان افغانستان است.
✅تقسیمات سیاسی: ترکیب شهرهای بزرگ
آلمار(۶۵درصد آن را تورکان ازبک‌ و۳۵درصد آن را تورکمن‌)
پشتون‌کوت(۶۰ درصد اؤزبک‌ها،۲۰ درصد پشتون‌،۱۰ درصد تورکمن‌ و۱۰درصدتاجیک‌ ) 
شیرین‌تَگاب(ترکیب قومیتی آن را ۸۰ درصد ازبک‌ها،۱۰ درصد تاجیک‌ها و۱۰درصدپشتون‌ها تشکیل می‌دهند.)
قیصار(یکی ازشهرهای وسیع و پرنفوس فاریاب است که از کلمه قایسار یا قیسار که در تورکی اؤزبکی معنی آن جسور، مردمان جسور می‌باشد منشاء گرفته‌.زبان‌های گفتاری:اؤزبیکی، تورکمنی،دری)
هزاره ها هم ولایت فاراب وجوددارند.
✅شهرهای دیگر:اَندخوی-بُلچراغ-خان چارباغ-دولت‌آباد-خواجه سبزپوش ولی-قَرغان-قَرَم‌قُل-کوهستان-گَرزیوان-میمنه
نفوس مجموعی دارای ۱۹۴۴۹۸۳تن است.
✅از «جمعیت‌شناسی و جمعیت ولایت فاریاب». هیئت معاونیت ملل متحد درافغانستان و سالنامه آماری افغانستان، سال ۲۰۰۶ میلادی. وزارت احیا وانکشاف دهات افغانستان.جغرافیای عمومی فاریاب،تالیف: محمدکاظم امینی ۱۳۸۷و..
📚ابونصر فارابی دانشمندمشهور نیز از تورکان فاراب افغانستان است.
@tarixbastan
#تورک_افغانستان
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 23 تیر 1398
بؤلوملر : ترکان افغانستان,

✅ینی‌چری (تورکی عثمانی: ینیچری، تورکی استانبولی: yeniçeri)


 یا ینگی چریک یا ینگی چری به معنی «چریک نو»
واحدهای ویژه (ورزیده) از ارتش امپراطوری عثمانی بودند.
این ارتش در زمان مراد یکم که عثمانی‌ها بخشی از اروپا را در اختیار داشتند تحت نظام دئوشیرمه تشکیل شد. آنها فرزندان پسر گرفته شده از مسیحیانی بودند که به خانواده‌های تورک مسلمان سپرده می‌شدند، بنابراین این افراد مسلمان و تورک تربیت می‌شدند. این افراد بعداً جزو لشکر عثمانی می‌شدند. این روش در سال ۱۸۲۶ توسط سلطان محمود دوم لغو گردید و بیشترشان در سده نوزده میلادی در پی شورش ایشان بدست سلطان محمود دوم به قتل رسیدند.[۱]
منبع(1): لغت‌نامه دهخدا
✅نظام دئوشیرمه(در اصطلاح اداری ونظامی عثمانی به معنی سربازگیری است)
تورکان و مسلمانان از نظام دئوشیرمه مستثنی بودند . با این وجود مسلمانان بوسنی مشمول این نظام می‌شدند زیرا خود چنین خواسته بودند و به عنوان پاداشی برای گرویدن دست‌جمعی آنان به اسلام پس از فتح منطقه، این مزیت به آن‌ها داده شده بود.(2)
(2)  Ágoston and Masters, Encyclopedia of the Ottoman Empire,183.

✅سربازان ینی چری در زمان کودکی از خانواده‌های مسیحی گرفته می‌شدند و از پانزده سالگی، برای آموزش‌های دینی و نظامی به سپاه(اوجاق-کانون) عجمی اوقلان می‌پیوستند. پس از اینکه در آنجا هفت سال با کار سخت ورزیده شدند آنها را به سپاه ینی چری می‌بردند تا هشت سال دیگر در سپاه ینی چری آموزش ببینند تا مهارت استفاده از هر سلاحی را داشته باشند. این سربازان روی هم رفته پانزده سال آموزش می‌دیدند و در سن سی سالگی به عنوان یک ینی چری در ارتش عثمانی به خدمت مشغول می‌شدند. 
✅کلمه چریک در فرهنگ فارسی عمید:
(اسم) [ترکی] ‹چری› čerik ۱. پارتیزان.سرباز داوطلب
@tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 12 خرداد 1398

✅قطب شاهیان یا سلطنت گلکنده( تورکان همدان در هند)


✅(ازحکومت های تورک درهندوستان) :
نام سلسله‌ای است از سلاطین که در گلکنده یا غلکنده و سپس در حیدرآباد در منطقهٔ دکن(بزرگترین فلات کشور هندوستان)  در جنوب کشور هند از سال ۹۱۸ تا ۱۰۹۸ ه‍. ق/۱۵۱۸ -۱۶۸۷ م حکومت کردند و به دست امپراتوران گورکانی(نوادگان امیر تیمور) هند منقرض شدند.[۱]
 ✅سلاطین قطب شاهی شیعه بودندو از نوادگان قراقویونلوها به‌شمار می‌روند آن‌ها پادشاهی قدرتمندی در دکن داشتند قطب‌شاهیان ابتدا گلکنده و بعد از آن حیدرآباد را به عنوان پایتخت برگزیدند، و هر دو شهر توسط آنان توسعه و آبادانی یافت.
✅سلسله بهمنی‌ها که یکی ازمهم‌ترین سلسله‌های حاکم در دکن بود در اوایل سده دهم هجری قمری منقرض شد اما پیش از آن سلسله «قطب شاهیان» از درون این سلسله شکل گرفت. مؤسس این سلسله سلطان قلی قطب‌شاه همدانی بود که از همدان و از تورک‌های بهارلو و از اعقاب قرایوسف و اسکندر، از پادشاهان قراقویونلو به شمار می‌رفت.[2] 
✅او از نوادگان میرزا جهانشاه قراقویونلو و نوادگان دختری علی شکربیگ بود.[3]
منابع:
«قطب شاهیان». فرهنگ دهخدا.(1)
روابط «قطب شاهیان» هند با پادشاهان صفوی ۱ و ۲ -امیرسعیدالهی(2)
دائرةالمعارف بزرگ اسلامی - بهارلو(3)

Image result for ‫مشهورترین بنای تاریخی شهر حیدرآباد ایالت تلگانه‬‎
✅بنای(مسجد) چهار منار (Charminar)
✅از شاهکارهای معماری تورکان در هند 
به عنوان مشهورترین بنای تاریخی شهر حیدرآباد ایالت تلگانه هندوستان 
در واقع یکی از شاهکارهای معماری اسلامی حکومت تورک قطب شاهیان در هندوستان است.
بنای چهار منار در سال ۱۰۰۶ هجری قمری مصادف با ۱۵۹۱ میلادی به دستور محمد قلی قطب شاه ساخته شد.
 محمد قلی قطب شاه پنجمین شاه سلسله شعیه مذهب قطب شاهیان هند بود و در طول ۳۱ سال حکومت خود شهر مهم حیدرآباد را پایه‌گذاری کرد.
پایه‌گذار سلسله قطب شاهیان، سلطان قلی قطب شاه، از تورک‌های همدان و ایل بهارلو بود. 
در واقع نسب سلطان قلی به شاهان قراقویونلو می‌رسید، به همین خاطر در امور نظامی و کشورداری  مردی با اطلاع بود. 
@tarixbastan

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398

✅حکومت تورکان در سلسله ساسانیان:

✅ازدواج خسرو انوشیروان با شاهزاده خانم تورک "قاین"
یکی از نشانه های نزدیکی دو دولت گؤک تورک و ساسانی، ازدواج خسرو انوشیروان با "قاین" :دختر ایستمی خاقان بود. این ازدواج باعث اتحاد دولتین ساسانی و گؤک تورک گردید. قاین دومین همسر خسرو انوشیروان بود. با این ازدواج دختر ایستمی خاقان ملکه دولت ساسانی، خسرو انوشیروان نیز داماد دولت گؤک تورک گردید. البلاذوری در کتاب خود کتاب فتوح البلدان مینویسد: "انوشیروان حکمدار ساسانی نامه ای به پادشاه تورکان خزر نوشته و به او اعلام دوستی کرده و برای نزدیکی خواستار ازدواج با دختر او شده است. خاقان خزر نیز دختر خویش را به وی داد و بعد نیز خود به دیدار وی آمد. آنها در بارشیله (بورچالی درآذربایجان) دیدار نمودند". لازم به یاد آوری است که خاندان حاکم خزرها، شاخه ای از امپراتوری گؤک تورکها، بوده است. فرزند دیگر ایستمی خان و برادر قاین، "تونگ یابغو زیبال" (T'ung Yabghu Ziebal)، همچنین پسران تونگ یابغو زیبال و یا برادرزادگان قاین، "هاربیس" (Harbis) و "بولیشاد" (Buli-shad) همه از خاقانهای خزرها میباشند.
Coin of Hormizd IV (cropped), Darabgerd mint.jpg
✅نام قاین مادر هرمزد چهارم را مسعودی به شکل "فاقم"، ابن بلخی "قاقم"، یک اثر متاخر "تاکوم" و بسیاری از منابع غربی "قاین" (Kayen of the T'etalats'ik) ثبت کرده اند . مادر قاین، "چانگ لو" (Ch'ang-lo) شاهزاده ای چینی است. Roux درکتاب آسیای میانه، تاریخ و تمدن در باره قاین چنین میگوید: ازدواج دختر ایستمی خان با شاه ساسانی خسرو انوشیروان، حادثه ای شگفت انگیز است که مشابه آن بعدها بسیار تکرار شده است. شاهزاده خانم جوان بر خلاف دیگر همسران وی، مقام و بستر خود را به زیبایان دیگر تسلیم ننمود. او برای خود قدرت و نفوذی ایجاد کرد، همراه با خسرو کشور را اداره نمود و به وی وارث، هرمزد چهارم تورکزاد (تورک اوغلو) را تقدیم کرد.

✅هرمز چهارم، هرمز ترکزاد✍️✍️✍️

✅هرمزد چهارم (Hermisdas, Ormizd, Ormuzd, Hormazd) بعد از مرگ" خسرو انوشیروان" به سال ٥٧٩ بر تخت سلطنت نشست. وی از شاهان تورک تبار سلسله ساسانی است. ایرانیان هرمزد چهارم، نوه ایستمی خان خاقان دولت گؤک تورک را "ترکزاد، ترکزاده" و تورکان وی را "تورکده ن دوغما" و یا "تورک اوغلو" نامیده اند (در منابع انگلیسی Turkish-born, The Turk). مفاتیح العلوم در باره هرمزد مینویسد: "هرمز و لقبه‏:‏ ترکزاد, أی ابن الترکیة، لأن أمه کانت ابنة خاقان ملک الترک"‏. (لقب او ترکزاد بود، همان که فرزند تورک بود و مادرش دختر خاقان حکمدار تورک). در باره هرمز چهارم حکایات و روایات بسیار ی در منابع تاریخی از جمله از سوی طبری نقل شده است. منبعی ایرانی در باره وی چنین میگوید: "پس از مرگ خسرو فرزند قباد، پسر وی هرمز بر سرزمین ایران فرمان راند. مادر وی قاین دختر خاقان بزرگ ترک، شاه تتلاتسیک بود. هرمز طبیعتی بد از سوی پدر و خوی شیطانی بدتری از سوی مادر به ارث برده بود". دیگری چنین میگوید: "به خالوهای ترک خویش کشیده بود. همیشه پیروز بود و هر آنچه را که میخواست بدست میآورد. باهوش و بدطینت بود".
@tarixbastan


قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 26 فروردین 1398

✅#اتابک_های_آذریایجان


اتابک‌ها #بزرگان_سلجوقی بودند که به عنوان مشاور و راهنمای امیران ایالت‌ها به همراه آنها روانه دارالعماره ایالت‌ها می‌شدند. در قرن دوازده میلادی و به دنبال ضعف حکومت مرکزی سلجوقی این اتابک‌ها زمام امور ایالت‌ها را به دست گرفته و حکومت‌های تقریبا مستقل و نیمه مستقلی را در ایالت‌های مختلف تاسیس کردند. ائلدنیزها اتابک‌های آذربایجان بودند که به مدت نودویک سال زمام حکومت این منطقه را برعهده داشتند. اولین امیر آنها شمس‌الدین ائلدنیز و پنجمین و آخرین امیر آنها اؤزبک ائلدنیز بود.

توجه حاکمان ائلدنیز به علم و هنر وفرهنگ باعث شد که در طول این دوره، علم و فرهنگ توسعه چشمگیری داشته باشد.در طول این دوره، علم پزشکی آذربایجان در سطح بالایی توسعه یافت و دانشمندان پزشکی آذربایجان در زمینه مطالعات پزشکی، درمان برخی بیماری‌ها و فارماکولوژی کارهایی انجام دادند. مهذب‌الدین تبریزی که نویسنده کتاب‌های المختار و طب الجمالی در زمینه پزشکی بود از سرآمدان پزشکی آن دوره محسوب می‌شود و کفی الدین‌عمر بن عثمان، اکمل‌الدین نخجوانی، محمود بن الیاس، احمد بن عربشاه نخجوانی، اکمل‌الدین نخجوانی از اطبای مشهور آن دوره می‌باشند. جلال‌الدین طبیب پزشک مخصوص اتابک اؤزبک بود، که اتابک در وصف او  گفته این مردی است که زندگی من را نگه می دارد.

معماری آذربایجان نیز در دوره ائلدنیزها رشد خیره کننده‌ای داشته است. در شهرهایی مانند شاماخی، باکو، گنجه، نخجوان، تبریز، مراغه و اورمیه که مراکز عمده اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آذربایجان محسوب می‌شدند  بناهای مختلف ساخته شده است که از آنها می‌توان به بنای گؤی گونبد (گنبد کبود) مراغه اشاره کرد. مکتب معماری مشهور به مکتب نخجوان–مراغه محصول آن دوره است.

همچنین در دوره ائلدنیزها سعدالدین وراوینی (اهل مشکین امروزی) که منشی اتابک اؤزبک بود دست به تحریر کتابی زد که به مرزبان‌نامه مشهور شد. این کتاب با استناد به داستان‌ها و حکایت‌های عامیانه آن دوره گردآوری شده است. بنا به نظر مرحوم علامه محمد قزوینی زبان اصلی مرزبان‌نامه ترکی بوده که بعدها توسط شیخ شهاب‌الدین عربشاه به عربی ترجمه شده است.   @tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان ✴️✴️✴️
#ایبراهیم_رشیدی

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 17 دی 1397
بؤلوملر : سلجوقیان,

✅#جایگاه_زبان_تورکی به عنوان زبان دیپلماسی در دربار #کریم_خان_زند

✍️#محمد_رحمانی_فر
کریم‌خان زند هرچند هیچ‌گاه تاج شاهی بر سر ننهاد و خودش را پادشاه ننامید و با توجه به مشروعیت نهاد سلطنت صفوی در اذهان مردم ترجیح داد با حفظ ظاهری این نهاد سلطنت، خویشتن را وکیل‌الدوله شاه اسماعیل سوم صفوی معرفی کند، برخلاف پادشاهان صفویه هیچ علاقه‌ای به برقراری روابط دیپلماتیک و تجاری با دول اروپایی نداشت. حتی یک بار هم که فرستاده بریتانیای کبیر با هدایای بسیار به قصد ملاقات با وی به ایران آمده بود، کریم‌خان مدت‌ها وی را به حضور نپذیرفت و در برابر اعتراض وزرا گفت: "اگر با پادشاه ایران، مهمی دارد ما پادشاه ایران نیستیم، ما وکیل دولت ایرانیم. پادشاه ایران، شاه اسماعیل است... ایلچی را به خدمت او ببرید و کارش را انجامی بدهید و اگر با ما کاری دارد، ما با وی کاری نداریم." 
به نظر می‌رسد خودداری کریم‌خان زند از مواجهه با فرستاده بریتانیا بیشتر از آنکه ناشی از حس غرور و بی‌نیازی وی باشد، زاییده هراس وی از دست‌یازی کشور استعمارگر بریتانیا به قلمروش بود. چنانچه وقتی وزرا با توجیهات وی قانع نشدند، وی به ناچار از آقا محمد خان قاجار نظر خواست و البته آقا محمد خان هم در این خصوص نظری مشابه داشت. منتها با این تفاوت که توصیه نمود فرستاده‌ها را به حضور بپذیرند ولی به آنها ضرب شست نشان دهند. (شایان ذکر است که آقا محمد خان قاجار هرچند اسیر کریم خان زند محسوب می‌شد ولی با توجه به هوش و درایت بالایی که داشت، کریم خان همواره در مسائل مهم مملکتی با وی مشورت می‌نمود و بارها اذعان داشته بود که وی را خردمندتر از "پیران ویسه"، وزیر باتدبیر افراسیاب، می‎داند- مقایسه‌ای که علاوه بر اشاره به هوش و درایت آقا محمد خان قاجار، ناظر بر تبار تورکی وی و افراسیاب هم بود).   
اگر از مواجهه نه چندان دیپلماتیک کریم خان زند با فرستاده بریتانیا چشم‌پوشی کنیم، شاید بتوان گفت تنها ملاقات دیپلماتیک کریم خان زند در دیدار وی با ایلچی امپراتوری عثمانی صورت پذیرفت. البته، در این خصوص هم کریم خان با ذکر این جمله که "اگر با پادشاه ایران کاری دارد، ببریدش به قلعه آباده نزد شاه اسماعیل" ابتدا سعی نمود وی را به شاه اسماعیل سوم صفوی حواله دهد ولی در نهایت حاضر شد وی را به حضور بپذیرد. 
نکته جالب ماجرا اینجاست که کریم خان زند در این دیدار، با ایلچی عثمانی به زبان تورکی مذاکره می‌کند و این امر اهمیت فراوانی دارد چون نشان می‌دهد که برخلاف ادعاهای عوامل پان‌فارسیست که همواره سعی در انکار جایگاه و اهمیت تاریخی زبان تورکی دارند، این زبان از چنان جایگاهی برخوردار بوده که نه تنها سلاطین ترک بلکه حتی کریم خان زند نیز که ترک نبود و یکی از معدود حکومت‌های غیر ترک در این کشور را بنیان نهاده، خود بر این زبان تسلط داشته و آن را به کار می‌برده است: " بعد مجلس سلطنت را چنان که  شاید و باید آراستند و ایلچی باطمطراق رومی را خواستند، چون ایلچی وارد پیشگاه خاقانی شد، از روی ادب و تواضع کمال تعظیم و تکریم به جا آورد. آن والاجاه [کریم‌خان] به زبان تورکی به ایلچی تفقدات بسیار نمود و استفسار احوال پادشاه روم فرمود."
✅منبع: رستم‌التواریخ، صص366-367 و 382-390، 
@tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 17 دی 1397

✅آنجاها زمانی مال ما بودند...!

مسافری ازبکستانی ، چند روزی در ایران 
بود.
می‌گفت هرکجا که گفتم از #ازبکستان آمده‌ام، طرف مقابل به سرعت میگفت: پس ایرانی هستی.! شما هم زمانی جزء ایران بودید.
زمانی که ازبکستان جزء ایران بوده باشد، وجود ندارد.
 بلکه روزگاری ازبکستان، #آزربایجان ، افغانستان، ایران و غیره ، همگی جزء قلمرو حکومت‌هایی مانند #عباسی ، #سلجوقیان ، #مغول و #صفویان بودند ، و این هرگز به معنی آن نیست که یکی از سرزمین‌ها جزیی از دیگری بوده باشد.
حتی در مواردی که مرکز آن حکومت‌ها مثلا شهر #هرات بوده ، باز این مرکزیت بدان معنی نیست که بگوییم عراق جزی از #افغانستان بوده است.
آن حکومت‌ها برخواسته از ایل‌های قدرتمندی بودند که به زور تدبیر و شمشیر بر کل این منطقه سیطره یافتند و همه ممالک جزی از قلمرو آنها محسوب می‌شدند، نه مملکتی جزء مملکت دیگر.
گذشته از این، نکته تاریخی، آنچه که در پس عبارت «شما زمانی جزء ما بودید» نهفته ، بسیار در خور تامل است.
این عبارت چیزی شبیه آن است که به شخصی بگویید پدربزرگ شما زمانی نوکر خانواده ما بوده و بخواهید به طرف مقابل بقبولانید که ما برتر از شما هستیم.
آن کسی که سریعا به دیگری می‌گوید که شما زمانی جزء ما، زیرمجموعه ما، تحت سیطره و آقایی ما و مستعمره ما بودید ، می‌خواهد درهمان لحظه اول آشنایی به طرف مقابل بفهماند که شما در شان و اندازه‌های ما نیستید،
هرچند ممکن است امروز خوشبخت‌تر از ما باشید.
می‌خواهد به او گوشزد کند که تند نروید و جایگاه خود را بدانید که زمانی زیردست ما بودید.
چنین افرادی ، ساکنان عراق، افغانستان، آسیای مرکزی و ... را همشان و همردیف خود نمی‌دانند و با تصور اینکه طرف مقابل پایین‌تر از آنهاست در ضمیر ناخودآگاهشان، خودشان را آدمی برگزیده می‌دانند که تنها از بخت بد یا از حسد و ترس غربی‌ها به شرایط فعلی دچار شده‌اند.
این افراد با پناه بردن به این جملات، هم مسئولیت و قصوری را که در قبال وضعیت فعلی متوجه فرد-فرد این جامعه است، از خود دور می‌کنند و هم با رتبه‌بندی انسان‌ها و نشستن بر قله آن احساس رضایت می‌کنند.
برای همین است که مدام تکرار می‌کنند «آنجاها زمانی مال ما بودند»
 در حالیکه نبودند.
این کوچک انگاری دیگران ، یکی از مصداق‌های #نژادپرستی می‌باشد.

✍️ #ایبراهیم_ساوالان    @tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 30 آذر 1397

✅گور دخمه‌‌های اورارتویی (فرهاد دامی)


🖊#محمد_رحمانی_فر     

معماری اورارتویی هم همچون سایر صنایع و هنرهای این قوم ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. برخلاف آشوریان که بیشتر از خشت و آجر استفاده می‌نموده‌اند، عنصر اصلی به کار رفته در معماری اورارتویی سنگ می‌باشد. حتی برخی از بناهای اورارتویی مستقیماً در دل صخره‌ها ایجاد شده‌اند. این شیوه معماری که به آن معماری صخره‌ای گفته می‌شود، در سرتاسر قلمرو اورارتو رایج بوده است و ما اکنون نمونه‌های آن را در مناطق مختلف سرزمین آنها و به ویژه در آذربایجان مشاهده می‌نماییم. به عنوان مثال، می‌توانیم در این خصوص به قلعه بسطام (= باس‌دام= باش‌دام) اشاره نماییم که در آن صخره‌های دامنه شرقی کوه در وسعتی عظیم تراشیده و تخت شده اند و در نتیجه به صورت پله-پله درآمده‌اند. البته معماری صخره‌ای تنها در بخشی از معماری این قلعه عظیم به چشم می‌خورد وگرنه در بنای این قلعه ترکیبی از معماری صخره‌ای و سنگی به کار گرفته شده است.  
     باور پژوهشگران به ویژه پروفسور کلایس که در کاوش‌های بسطام و همچنین کاوش‌های مربوط به گور دخمه اورارتویی روستای سنگر ماکو نیز به عنوان سرپرست گروه اکتشافی آلمان حضور داشته، بر این است که دخمه‌های کنده شده در دل صخره‌های آذربایجان که غالباً در افواه عمومی به عنوان "دخمه فرهاد" یا "فرهاد دامی" شناخته می‌شوند، به عنوان آرامگاه برای تدفین بزرگان اورارتویی و یا به عنوان زیرزمین جهت سکونت مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند(کلایس، 1968، ص10) و به همین خاطر در بررسی‌های باستان‌شناسی معمولا این آثار به "گور دخمه"  مشهور شده‌اند.  

     آرامگاه‌های اورارتویی‌ها در آذربایجان غربی که مورد بررسی‌های باستان‌شناختی قرار گرفته، از راستای رودخانۀ ارس تا نواحی شمالی سلدوز (نقده)، در قسمتهای غرب دریاچۀ اورمیه، به چشم می‌خورند. این آرامگاه‌ها، که طی بررسی‌های موضعی سال‌های 1360 - 1363ش مورد شناسایی قرار گرفته‌اند، در کوه‌های آهکی و رسوبی و در مجاورت روستاهای شدی ازتوابع پلدشت، سنگر نزدیک ماکو ، چی یا چره از توابع قره‌ضیاءالدین، ملحم از قرای نزدیک سلماس، اسماعیل آقا در درۀ نازلو، سیدوک یا سیرک در درۀ باراندوز چای، خان دره‌سی در درۀ معروف به شهدا و ناناز از توابع سلدوز واقع شده و در یک تقسیم‌بندی کلی در شمال، مرکز و جنوب غربی اورمیه قرار گرفته‌اند. بر اساس باورهای عامیانه محلی اغلب این اماکن تاریخی را اتاق فرهاد می‌نامند( کارگر، 1368، ص103). 

🔖جهت مطالعه بیشتر مراجعه کنید: تاریخ اورارتو (با نگاهی ویژه به کاوش‌های قلعه بسطام)، محمد رحمانی‌فر، نشر اختر    @tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان    ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 30 آذر 1397