جانیم آذربایجان******CANIM AZƏRBAYCAN

زبان تورکی آخرین سنگر ماست

میللی سردار ستارخانین ایل دؤنومون تورک میللتینه باش ساغلیغی دئییریک

ایگیت بیر دفعه اؤلسه 
قورخاق مین دفعه اؤلور ...

میللی سردار  ستارخانین ایل دؤنومون تورک میللتینه باش ساغلیغی دئییریک 
۲۵ آبان  - سالگرد شهادت  ستارخان سردار ملی

ستارخان را روزنامه های خارج از کشور که گزارش هایی را در مورد انقلاب مشروطه منعکس می کردند، را به خاطر رشادت هایی که به خرج داده پوچاگف و گاریبالدی لقب داده اند. ستارخان پس از فتح تهران و استقبال از وی در تهران خیلی زود با تیر میراث خواران یک شبه انقلاب مشروطه در پارک اتابک تهران زخمی و به بستر افتاد و در نهایت بر اثر این زخم در تهران درگذشت. این تراژدیک ترین پایان برای نهضت مشروطیت بود، که سردار ملی مشروطیت و کسی که بیشترین نقش را در احیاء نهضت مشروطیت داشت به دست خود به قتل برساند. حکایت همیشگی انقلاب و فرزندانی که می خورد این بار خیلی زود به سراغ مشروطه آمد و این آغاز سقوط نهضت مشروطیت بود. در ادامه بیشتر رهبران و سران تاثیرگذار مشروطه کشته شدند و استبداد انتقام بسیار سختی از آذربایجان گرفت که یک نمونه آن اعدام ثقه الاسلام و 7 نفر از مشروطه خواهان تبریز از جمله دو پسر جوان علی موسیو مغز متفکر مرکز غیبی تبریز بود. وقتی ستارخان راهی تهران شد #قول_داد_که_برمی_گردد اما هیچوقت برنگشت و هنوز هم آذربایجان منتظر بازگشت سردار مشروطه است، کسی که ترانه ها و افسانه های زیادی درباره شجاعتش در بین مردم بر سر زبان است؛

 برگرد سردار...


آردینی اوخو(بقیه مطلب)
سه شنبه 25 آبان 1395
بؤلوملر : یازی,

زبان و ملیت.

بر خلاف باور عمومی که زبان را تنها وسیله ارتباطی می‌داند، کارشناسان، دانشمندان و فیلسوفان زبان را جهان معنوی یک جامعه می دانند که چگونگی فکر کردن و درک احساسات یک جامعه وابسته به آن می باشد. حتی در برابر حوادث گوناگون نوع واکنش یک جامعه را زبان آنان تعیین می‌کند. 
Image result for ‫زبان وهویت‬‎
زبان یکی و شاید مهمترین فاکتور فرهنگی یک جامعه است که در آن ژنتیک معنوی یک جامعه نهفته است. 

با مطالعه زبان یک ملت می توان به طرز تلقی آن ملت از خود و دیگران و جهان پی برد. 

به همین دلیل است که بسیاری از جوامع پیشرفته سعی در تقویت زبان ملی خود و جلوگیری از دخالت‌ها و نفوذ بی مورد سایر زبانها در زندگی روزمره مردم خود دارند. 

چرا که کاملا آگاهند که نفوذ یک زبان دیگر در عرصه زندگی عمومی یک جامعه آغازگر نفوذ فکری و فرهنگ جامعه دیگر در سپهر حیات ملی جامعه خودی است.

 واین یعنی اینکه جامعه خودی نه بر پایه معیارها و ارزشهای خویش که با چشم دیگری جهان را خواهد دید، و با ذهن دیگری جهان را درک خواهد کرد.  

و این  یعنی تسلیمیت فرهنگی. 

ملتی هم که از لحاظ زبانی، فرهنگی و معنوی تسلیم دیگران شد، خود به خود به مرور زمان تبدیل به دیگری خواهد شد. 

بهترین مثال در این زمینه کشور مصر است که با داشتن تاریخی چند هزار ساله و آن تمدن باشکوه اکنون در نتیجه تسلیم شدن در برابر زبان عربی نه تنها خود را عرب می داند که داعیه رهبری جهان عرب را نیزبه دوش میکشد.
حکومت پهلوی با رسمی کردن زبان فارسی در آزربایجان و ظلم در حق زبان تورکی و سعی در به حاشیه راندن این زبان کهن و غنی می خواسته همان بلایی را بر سر ملت تورک آزربایجان بیاورد که بر سر مردم مصر در هزار وچند صد سال قبل آمد. 

حکومت پهلوی سعی داشت همزمان که به تضعیف و نابودی زبان تورکی می پرداخت. به رشد و تقویت زبان دری نیز پرداخته و با جایگزین کردن این زبان، ملت تورک آزربایجان را از لحاظ فرهنگی و معنوی تسلیم خود سازد. دیگر بر بسیاری از انسانها مشخص شده است که جامعه تسلیم از لحاظ فرهنگی و زبانی جامعه است که عشق به رهایی و آزادی ملی را نیز نخواهد داشت. 

نمونه آن رأی منفی مردم اسکاتلند دررفراندوم برای استقلال آن سرزمین بود، چرا که در طی سالهای اشغال این سرزمین توسط انگلیس زبان ملی اسکاتلند از بین رفته و تنها کمتر از یک درصد از اسکاتلندیها قادر به تکلم به این زبان می باشند. 

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 25 مهر 1395
بؤلوملر : یازی,

تاج محل از هنر ترکان تیموری

بابریان(تیموریان هند)از حکومت های ترکان در هند

این حکومت تا قرن 18 تا ورود استعمار انگلیس موجود بود
تاج محل به دستور شاه جهان شاه تورک تیموری به یادبود همسرش ممتاز محل ساخته شد
تردیدی نیست که حتی خود امیرتیمور نیز اهل علم و ادب بوده و نقش سازنده­ای در 
آبادانی و توسعه ی شهرهای اصلی امپراتوری خود، بویژه سمرقند داشته است. همه ی مورخین ، کشاندن مهندسان کارآزموده، معماران زبردست و چابک روشن روان را از تمام ممالک فارس و عراق و آذربایجان به دارالسلطنه­ی سمرقند و استفاده از هنر آنان در ساخت عمارات و کاخها و باغها اعتراف کرده­اند.[1]
Image result for ‫تاج محل‬‎
باید اضافه کرد که ساخت و سازها تنها به سمرقند محدود نشده، بلکه در زمان شاهرخ، فرزند امیرتیمور، این حرکت به هرات گسترده شد و سپس در زمان جانشینان دیگر، همه جای این امپراتوری را گرفت.[2]

معماری و آبادانی تیموریان

    امیر تیمور شخصا برای آبادانی کشور اهمیت فراوان قائل بود و معماران و صنعتگران را از سراسر امپراتوری در سمرقند گرد آورده و برای حفظ راههای تجاری، در طول مسیر جاده ی ابریشم، کاروانسراها بنا می نهاد و ساخت قصر و کاخ در سمرقند اورا راضی نمی کرد. ساخت مساجد، مجتمع های تجاری در طول مسیر راهها از جمله موارد قابل ذکر می باشد.

    شاهرخ فرزند تیمور نیز به ترمیم خرابی مدارس، مساجد و خانقاهها پرداخت م عمارتها و بقعه های فروان برپا ساخت.[4]

 او نهرها را سامان داد، باغها را رونق و صفا بخشید و زراعت را بپا نمود. مؤلف اثر مطلع السعدین از دوازده فرسنگ طول نهر سربند تا دروازه ی علمدار سخن می راند و از ساختن مساجد، بازارها، حمامها، خانات و خوانق و مدارس و دیگر بقاع خیریه سخن می گوید.[5] همو از آبادانی و شکوه هرات توصیفها دارد. در دوران بایسنقر نیز رونق ساخت و ساز مساجد و مدارس تداوم داشته و منابع تاریخی از رونق مساجد و بقاع مقدس در دوران سلطنت سلطان حسی بایقرا و وزیر دانشمندش امیر کبیر علیشیر نوایی بسیار نوشته اند و جالب اینکه از احداث 574 عمارت بزرگ در عهد سلطان حسین نام برده­اند که برخی از این عمارات، همین امروز هم پابرجاست.

    از عمارتهای مهم  دوران تیموری می توان مدرسه­ی هرات را نام برد که در سال 843 بنا شده و مدرسانی از سراسر امپراتوری برای تدریس در آن دعوت شده بودند. این مدرسه امروز برجا مانده است. مدرسه­ی معروف امیر چخماق در یزد امروز هم پا برجا مانده است. این عمارت در سال 841 احداث شده است. مدرسه­ی ملکت در بلخ، مدرسه جلال­الدین فیروز در هرات، مدرسه­ی گوهرشاد بیگیم در هرات، مدرسه­ی گوهرشاد در مشهد، همچنین مدرسه­ی دودر در مشهد و چندین مدرسه­ی دیگر در شهرهای مختلف که امروز هم موجودند از زمره­ی این عمارات هستند. مدرسه­ی میرزا الغ بیگ در سمرقند، مدرسه­ی بیگه سلطان بیگیم – زوجه­ی سلطان حسی بایقرا در هرات، مدرسه­ی سلطان حسین در هزات، مدرسه ی صدرالدین دشتکی در شیراز، مدرسه ی حافظیه در یزد و غیره، همه و همه از آثار دوراه­ی تیموری هستند که امروزه هم هنوز باقی مانده اند.

………….

1) ادوارد براون، از سعدی تا جامی، تهران، ترجمه: ، ص 259.

 2) ظفرنامه ی شرف الدین علی یزدی، جلد 1، ص572.

 1)ذبیح اله صفا، تاریخ ادبیات فارسی در ایران، جلد 4، ص12.

 1)ادوارد براون، ازسعدی تا جامی، ص 261.

 2) مطلع السعدین، ج 2، ص95.

 3(ذبیح اله صف، همان، ص39.

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 31 شهریور 1395

اولین واژه تورک کجا آمده است ؟ و به چه معنی است؟

اولین بار نام تورک که در کتیبه‌های آشور و آکاد آمده است - این قوم سالهای قبل از میلاد و حدود 8۰۰۰ سال پیش در نواحی نزدیک اورمیه میزیستند .

این واژه برای اولین بار در کتیبه‌های اکاد و آشور اومده Turukkaeans (Turukkum، Turukku) مردم باستان خاور نزدیک در مناطق شمال غربی ایران در عصر برنز بودند. به طور خاص، آنها در حوضه آبریز اورمیه و دره‌های کوه‌های شمال غربی زاگرس ساکن بوده‌اند.[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸]

هزاران سال قبل از میلاد مسیح، اقوام باستانی تورک در شاخه‌های مختلف جداگانه و ۳–۴ هزار سال قبل از میلاد مسیح می‌زیسته‌اند. بعدها این واژه به صورت عام برای تمام اقوام ترک به کار رفت، اولین بار نام تورورک که بعدها تبدیل به کلمه ترک برای تمامی اقوام ترک شده در کتیبه‌های آشور و آکاد آمده است- این قوم سال های قبل از میلاد و قبل از مانناها یعنی قبل تر از ۷۰۰۰ سال پیش در این نواحی زندگی می‌کردند.[۹]

ف. آغاسی اوغلو در کتاب «آذر خالقی» می‌گوید که این واژه می‌تواند از واژه شهر اورورک uruk شهر باستانی در ماوراء نهر و تمدن سومر گرفته شده باشد [۱۰] و با توجه به واژه سازی سومر این واژه Ti uruk ki بوده است که به معنای جنگجویان شهر اورورک بوده‌اند و در تاریخ اغلب اقوام از نام یک شهر نشات گرفته‌اند. مثلاً : ساکنین شهر اور - تاجرین شهر لاقاش و حتی اسم قوم آکاد از شهر اقاده که توسط سارگون ساخته شد آمده است. همچنین نام قوم یهود نیز از شهر نیپوّر که در سومری به NI.BI.RU ki نوشته می‌شود گرفته شده است [۱۱]. دو جمله از کتیبه‌ها بدین صورت است " Turuk düşmanı çıxdı və (…) yə getdi. O, Kakkulatimi işğal etdi… Bu hücumdan bəri turukların sayı çox görünmür, ancaq arta bilər. Onlar gəlməyə davam edəcək". دشمن توروک ظاهر شد و به ... رفت. آنها کاککولاتیمی را اشغال کردند ... بعد از این هجوم تعداد توروکلر زیاد گشت و بیشتر هم می‌شوند آنها به این هجوم‌ها ادامه خواهند داد.[۱۲]

"Başçıları Lidaya ilə birlikdə turuklar savaşa girib, iki şəhəri dağıtdılar" سران ارتش با لیدیا و توروک‌ها در حال جنگ هستند. دو شهر نابود شدند.[۱۳]

منابع :

F. Cəlilov – Azər xalqı, II. nəşri Bakı, 2006
Q. Qeybullayev – Azərbaycan türklərinin təşəkkül tarixindən, Bakı, 1994
Z. Bünyadov, Y. Yusifov – Azərbaycan tarixi, Bakı, 2006
Azərbaycan tarixi, Bakı, 1994, s.80.
Ziyafet Eyvazova - "LÂTİN ALFABESİNDEN KİRİL ALFABESİNE, KİRİL ALFABESİNDEN LÂTİN ALFABESİNE GEÇİŞ SÜREÇLERİNDE AZERBAYCAN BASINI" - Ankara-2008. s.26.
Зийадхан Нябибяйли - "ЗЯНЭЯЗУРУН АЛТУН ТАЪЫ ЛАЧЫН" - Бакы - 2009. s.156, 253.
Азярбайжан Милли Елмляр Академийасы Ялйазмалар Институту вя «Елм вя тящсил» няшриййаты - Филолоэийа мясяляляри No. 8. Бакы – 2013. ISSN 2224-9257. s.6-13.
Казымов Г. Ш. Мцасир Азярбайъан дили. Морфолоэийа. Бакы, «Нурлан» , 2010. s.4-6.
F. Cəlilov – Azər xalqı, II. nəşri Bakı, 2006 səh. 40 – 46
F. Cəlilov – Azər xalqı, II. nəşri Bakı, 2006 səh. 40 – 46
Türk-Azərbaycan bədii düşüncəsinin ilkin qaynaqları. Bakı: Elm, 2007.188 s.
اسناد ماری № 21
اسناد ماری №25

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 28 شهریور 1395
بؤلوملر : یازی,

رهایی گؤی‌تورک‌ها از اسارت چین وشروع امپراتوری گوک تورک دوم و امتداد تا آذربایجان

سقوط امپراطوری اول گؤی‌تورک‌ها و وابسته شدن آنها به چین، باعث شد برخی اقوام ترک وابسته به گؤی‌تورک‌ها مانند اوغوزها، قرقیزها، تورکیشها و ... به استقلال برسند. لیکن این اقوام پراکنده به دلیل عدم رشد کافی، توانایی تشکیل حکومتی نیرومند را نداشتند تا به یاری گؤی‌تورک‌ها اقدام کرده و آنها را از اسارت چین خلاص نمایند

Image result for gök türk

گؤی‌تورک‌ها و سایر شاخه‌های قوم ترک که در بند چینی ها بودند، پنجاه سال مداوم برای رهایی و گسستن زنجیرهای خود، یک دم از پای ننشسته و حماسه‌هایی چون حماسه کورشاد خلق کردند. 

به سال ۶۷۹ میلادی، شاخه‌ای از اوغوزها به سرکردگی «نیشوفون» علیه استبداد و تزویر چین به پا خواستند، ولی شکست خوردند و دولت چین سر «نیشوفون» را بریده و در پایتخت به نمایش گذاشت. 

سپس «فونی ان» از نسل«آشینا» حرکتی را برای رهایی و آزادی ترک ها شروع کرد، اما ارتش پرشمار چین سدی بود که به راحتی قابل عبور نبود. «فونی ان» به همراه ۵۳ نفر از دوستانش در میدان لوریانق اعدام شدند

لیکن مشعل آزادی روشن شده بود و قهرمانان اندیشمند و جسور در بین ترک ها کم نبود. این بار گرگی خاکستری با نام «قوتلوق» که او هم از نسل آشینا بود، رهبری حرکت را به دست گرفت. قوتلوق به سال ۶۸۰ میلادی در قسمت چین شمالی با تشکیلات مخفی خود شروع به فعالیت کرد. اطلاعات و اخبار دقیق از اوضاع چین و گؤی‌تورک‌ها را به صورت پنهان به دست بزرگان و اندیشمندان ملت ترک می‌رساند، و آنها را به خاطر خوشبختی نسل آینده، دعوت به این مبارزۀ مقدس میکرد

در مدت کوتاهی اعضای هم پیمان خود را به ۵۰۰۰ نفر رساند. در بین این اعضا، دانشمند متفکر و سیاستمدار توانا «تونیوکوق» هم حضور داشت. «تونیوکوق» و «کوتلوق» شانه به شانه هم، طرح و تاکتیک های بسیار خلاق و سرشار از نبوغ طراحی کرده و اجرا می‌کردند. اساس این طراحی ها به دست آوردن اسلحه، اسب، و روشهای تغذیه اعضا بود که رفته رفته افزایش می‌یافت
در اولین ضربات خود، ۳۰۰۰۰ اسب، و گله هایی از گوسفند و شتر به چنگ آوردند. غنایم فراوانی از تیر و کمان و خنجر به دست آوردند، و از طرفی شغل اصلی و اجدادی گؤی‌تورک‌ها آهنگری و اسلحه سازی بود و این باعث افزایش سریع سلاح میشد و متعاقباً با افزایش داوطلبان آزادیخواه برای مبارزه، تعداد سربازان طرفدار «قوتلوق» افزایش پیدا میکرد

در منطقه‌ای دور از ارتش غدار چین، یعنی ما بین بیابان گوبی و رودخانه اورخون، گرد هم آمده و بر قدرت خویش افزوده و منطقه‌ای را تحت نظارت خویش در آوردند. جنگلهای شمال «جوغای» ییلاق و «قاراقوروم» قشلاق قوتلوق و طرفدارانش بود

هدف بعدی آنها پایتخت همیشه مقدس ترک یعنی اؤتوکن بود. اؤتوکن دارای آب و هوای معتدل، خاک پربرکت، آسان برای مدافعه و دارای زاویه های مناسب جهت هجوم به اطراف بود، لیکن اوغوزهای ساکن در اطراف رودخانه سلنگا نیز خواستار اؤتوکن بودند و اصرار سرکرده اوغوزها، وقوع جنگ در منطقه «اینکلر گؤلو» ما بین گؤی‌تورک‌ها و اوغوزها را گریزناپذیر کرد. سرکردۀ اوغوزها حذف گردید و ترک های اوغوز در اطراف قوتلوق گرد آمدند و بدین ترتیب، اؤتوکن مجدداً پایتخت حکومت ترک ها گردید
Image result for gök türk

اکنون حکومت نوپای ترک به فکر این بود که فرصت حملۀ منظم از طرف چینی ها را سلب کند. قبل از هر گونه انتقام جویی اسرای ترک را آزاد کنند و برای موفقیت هر چه بیشتر از ترک های اسیر نیز کمک بگیرند. همچنین با شرایط بحرانی حاضر، بهترین راه برای وصول غذا، لباس و اسب و سلاح، تهیه این ملزومات از داخل امپراطوری چین بود 

قوتلوق، با سفارش و تاکید تونیوکوق، به عنوان خاقان ترک ها بر تخت نشسته بود و نام «ائل‌ته‌ریش» یعنی «نجات دهنده ائل» گرفته بود و از این به بعد با همین نام شهرت یافت

ائل‌ته‌ریش و تونیوکوق حملات متناوبی را به قسمت شمالی چین و مناطق جنوبی دیوار چین آغاز کردند. به سال ۶۸۲ میلادی، ۸ یورش،سال ۶۸۳ میلادی ۱۰ یورش، ۶۸۴ میلادی ۶ یورش، ۶۸۵ میلادی ۲ یورش، ۶۸۶ میلادی ۱۱ یورش و به سال ۶۸۷ میلادی ۹ یورش از طرف گؤی‌تورک‌ها علیه چینی طراحی و اجرا شد، طوریکه چینی ها فرصت تجدید نیرو پیدا نکردند. در هر یورش، تعدادی از ترک ها را نجات داده و غنایمی به دست می‌آوردند و قشون چینی ها را متحمل شکست می‌کردند

در آخرین یورش ها،منظم ترین ارتش چینی ها نیز از هم ‌پاشیدند و مشهورترین فرماندهان نظامی چین به هلاکت رسیدند
بدین ترتیب امپراطوری گؤی‌تورک‌ها عظمت مجدد خود را به دست آورد
و با شکستهای پی در پی، تهدیدی به نام چین،بسیار ضعیف شده بود. ائل‌ته‌ریش، اقداماتی را برای سازماندهی هر چه بیشتر گؤی‌تورک‌ها به اجرا در آورد و برادرش«قاپقان» را به مقام «شاد» و برادر دیگرش«توسیفون»را به مقام «یابقو» ارتقا داد. مشاور و یاور همیشگی ائل‌ته‌ریش یعنی تونیوکوق نیز عنوان صدراعظمی را به دست آورده است

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 28 شهریور 1395

بورچالی؛ آذربایجانی کوچک در جنوب گرجستان


شاید بسیاری از ما ترک‌های ایران ندانیم که در جنوب شرق کشور گرجستان منطقه‌ای وجود دارد که از لحاظ بافت قومیتی، زبان، تاریخ، فرهنگ و فولکلور کوچک‌ترین تفاوتی با تبریز، اورمیه، اردبیل، زنجان و سایر شهرهای آذربایجان ایران، جمهوری آذربایجان و سایر مناطق آذربایجانی نظیر قارص، آرداهان و ایغدیر در شمال شرق کشور ترکیه نداشته و صدها سال است که پرچم ترکیت و اسلامیت را در یک کشور مسیحی برافراشته است.
«بورچالی» سرزمینی است که گرچه از لحاظ سیاسی و مرزبندی‌های جهانی، اکنون جزئی از کشور گرجستان به شمار می‌آید، اما با ورود به آن به سبب پیوندهای عمیق و اشتراکات فراوان هویتی، حتی لحظه‌ای احساس غریبی نخواهیم کرد.

کانال "خوراسان تورکلری"
@xorasanturku

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 11 مرداد 1395
بؤلوملر : یازی,

بو یوردون آدی "آذربایجان"دیر | ایواز طاها

آذربایجان سؤزو ایله باغلی بعضن منفی تپکی‌لرله قارشیلاشیریق. تورک‌لوک‌له آذربایجانلی‌لیق قارشی‌قارشییا قویولماق‌لا بو تپکی‌لرحیاتا کئچیریلیر. سبب ایسه "آذری" آدلانان دیل و کیملیکدن یاخا قورتارماق‌دیر.
بیرینجیسی، بو یئرین تاریخی آدی آذربایجان‌دیر. اؤتن یوز ایلده گوج قورولوش‌لاری همیشه بو آددان قورخو کئچیرمیش‌لر. یئری گلدیکده ایسه بو آدی کؤلگه‌ده ساخلامیشلار. آذربایجان آدی‌نین زنگان و اردبیل ایالت‌لری اوزه‌ریندن گؤتورولمه‌سی بو قورخودان ایره‌لی گلمیشدیر. مسئله‌نین کؤکو بوندان دا درین‌دیر. موساوات حؤکومتی‌نین آذربایجان سؤزنونو بیر دؤولت‌ـ‌میللت آدی کیمی رسمیته تانیدیغی گوندن قارشی‌دورمالار باشلانمیشدیر. بئله‌ کی، پان‌ایرانیست چئوره‌لر، یالان اولاماسین، بیر مئشه‌لیک قلم کاغیذ کورلایاراق "آذربایجان" آدی علیهینه موحاریبه آپارمیشلار. باسقی‌نین آغیر اولدوغوندان، شیخ محمد خیابانی "آذربایجان" یئرینه اؤز حؤکومتنیه "آذریستان" دامغاسینی وورموشدو.

ایکینجیسی، "آذربایجان" اوزه‌رینده وورغو [تأکید]، قاشقای کیمی تورک‌لری دیشلاماق آنلامینا گله بیلر. لاکین، آذربایجان سؤزو قاشقای‌لار، خلج‌لر و خوراسان تورک‌لرینی احاطه ائتمیر. بو اوزدن تورکمن‌لرله یاناشی دؤرد باشقا تورک توپلوم‌لارینی بیر کاتئگوریده بیرلشدیرمک اوچون بیر آد اوزه‌رینده اوزلاشمالیییق. آنجاق جوغرافی سپه‌لنمه‌لره باخمایاراق، بوتون شیمال غرب بؤلگه تورک‌لری‌نین میللی آدی آذربایجان کیمی سسلنمه‌لی‌دیر. بو آد تهراندان تبریزه، ساوه‌دن آستارایا قده‌ر کئچرلی‌دیر.

اوچونجوسو، سؤزسوز دیلیمیزین آدی تورکجه‌دیر. لاکین آیری آیری سبب‌لره گؤره،هر بیر دیلین ایچه‌ریسینده چئشیدلی لهجه‌لر و آغیزلار یارانیر. آغیزلار بللی‌دیر: تبریز آغیزی، قاراداغ آغیزی و موغان آغیزی. لاکین لهجه دیلین بیر قولودور. لهجه‌لر تاریخ گئدیشینده دیلدن آیریلاراق فرقلی بیچیمده گلیشیرلر. اؤرنه‌یین، تورکجه‌نین چئشیدلی قول‌لاری واردیر: اؤزبک، قیرقیز، قازاخ، آذربایجان و آنادولو تورکجه‌لری. علمی باخیمدان بونلارین هامیسی تورکجه‌دیر. آما بونلاری آدلاندیرماقدا یالنیز "تورکجه" سؤزوندن یارارلانیرساق مقصدیمیزی یترینجه چاتدیرا بیلمه‌یه‌جه‌ییک. مثلا تورکجه‌نین آیری آیری قول‌لاریندا بیر سؤزجوک دییشیک بیچیمده سسله‌نیر. بیزده کی "گلمک " سؤزو، ایستانبول تورکجه‌سینده "گئلمئک"، اویغور تورکجه‌سینده "کالماک" و اؤزبک تورکجه‌سینده "کئلماک" سسله‌نیر. همین چشیدلی‌لییی بیر آدین شمسیه‌سی آلتینا سیغیشدیرماق اولماز.
عیناد گؤستره‌رک بونلارین هامیسینی یالنیز تورکجه آدلاندیریرساق، اؤزوموزو قارشیلیقلی آلقی‌ [ادراک] دقیقلیییندن محروم ائتمیش اولوروق. بونون اوچون، لازیم گلدیکده، بؤیوک تورکجه‌نین قول‌لاری آراسیندا بو قولون دا بیر آدی اولمالی‌دیر. بو آد چوخدان یئرینه دوشموشدور: آذربایجان تورکجه‌سی.

سون سؤز:
کسروی‌نین قونداردیغی "آذری" سؤزو بیزی ائدیلگن [انفعالی] بیر مؤوقعه سوروشدورمه‌مه‌لی‌دیر. دیلیمیزین آدی آذری دئییل، آذربایجان تورکجه‌سی‌دیر. بو یورددا یاشایان اینسان‌لار آذری دئییل، تورک‌دورلر. بوتون بونلارا باخمایارق، یاشادیغیمیز بؤلگه‌نین میللی آدی آذربایجان‌دیر. منجه بعضی آذربایجان تورک‌لری‌نین بو آددان اوشونمه‌سی‌ یئرسیزدیر. "یاشاسین آذربایجان!" بوتون آذربایجانا یاراشیر.
____________________________
* دوست‌لارین بیری‌نین منه یازدیغی خصوصی مساژیندا بئله بیر عیبارت یئر آلیب: «آذربایجان، خمسه و شیروان». مقصد آیدین‌دیر. آذربایجانی کیچیلتمک، زنگانی و قوزئی آذربایجانی باشقا آدلا سسله‌مک. پان‌ایرانیست‌لر ده ائله بونو ایسته‌ییر
@eyvaztaha
www.telegram.me/eyvaztaha

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 11 مرداد 1395
بؤلوملر : یازی,

حرف ربط که(اگر تورکی آزربایجانی را درست صحبت کنیم نیازی به حرف ربط که(فارسی) نداریم)

ساختار صحیح جمله تورکی این است
فاعل+قید مکان +قید زمان +مفعول غیر صریح+مفعول صریح+قید + فعل
مثال=آتا -هرگون- اوشاقلارا -حیدر بابا- منظومه سینی -حرارتله- اوخویوردو
در زبان ادبی تورکی حرف ربط "که یا کی" وجود ندارد و به مرور زمان از فارسی وارد این زبان شده است و دیده میشود که به اشتباه در حال استفاده فراوان از این حرف هستیم،و این در حالیست که جملات صحیح تورکی هیچ احتیاجی به این حرف ربطی ندارد و اگر در هر جای جمله از آن استفاده شود آن جمله کاملا اشتباه میباشد و باید اصلاح شود.

این مسئله تا جایی پیش رفته است که در برخی موارد دیده میشود که حتی استادان شعر نیز آن را به کار میبرند،حال شاید به خاطر وزن شعر از این مسئله چشم پوشی شود ولی استفاده از حرف که در نثر کاملا اشتباه میباشد.

به مثالهای زیر دقت نمایید: 

او سؤز کی سن دونن دئدین ( آن حرفی که تو دیروز بهم گفتی)

ای اونلار کی ایمان گتیریبسیز ( ای کسانی که ایمان آورده اید)

همانطوری که شاهد بودید در جملات تورکی بالا اثر گرامر فارسی کاملا مشخص است و باید به جای آنها اینگونه بگوییم و بنویسیم:

همانطوری که شاهد بودید در جملات تورکی بالا اثر گرامر فارسی کاملا مشخص است و باید به جای آنها اینگونه بگوییم و بنویسیم:

_سن دونن منه دئدیگین او سؤز

_ای ایمان گتیرمیش لر و یا ای اینانمیش لار

وقتی جملات تورکی را با گرامر خود بیان کنیم بر فصاحت و صراحت آن افزوده شده و زیبایی آن نیز حفظ میشود. مثالهای بیشتر:

1-او یئره کی گئتدم (گئتدیییم یئره)

2-او آدام کی من گؤردوم( گؤردویوم آدام)

3-او فوتبال کی من باخدیم( باخدیغیم فوتبال)

با افزدون پسوندهای زیر به بن فعل و سپس اسم مربوطه میتوان گفت رابطه حرف اضافه که ایجاد میشود
dik-dük-dıq-duq
im-üm-ım-um 

اول شخص مفرد
in-ün-ın-un
دوم شخص مفرد
i-ü-ı-u
سوم ضخص مفرد
imiz-ümüz-ımız-umuz
اول شخص جمع 
iniz-ünüz-ınız-unuz
دوم شخص جمع 
ləri- ları 
سوم شخص جمع

البته در حالاتی که اول پسوند ضمیر خود صدار دار 
است 
حرف K به y 
و حرف q به ğ تبدیل خواهد شد
مثال 
Gör+dük+ün =Gördüyün
Bax+dıq+ımız=Baxdığımız
حرف ربط که ——آخرین حرف صدا دار فعل 
e-ə-i
Getdiyim yer جایی که رفتم
Getdiyin yer جایی که رفتی
Getdiyi yerجایی که رفت

Getdiyimiz yerجایی که رفتیم
Getdiyiniz yerجایی که رفتید
Getdikləri yerجایی که رفتند

حرف ربط که ——آخرین حرف صدا دار فعل 
ö-ü
Gördüyüm bağ باغی که دیدم
Gördüyün bağ باغی که دیدی
Gördüyü bağ باغی که دید 

Gördüyümüz bağ باغی که دیدیم 
Gördüyünüz bağ باغی که دیدید 
Gördükləri bağ باغی که دیدند
آخرین حرف صدا دار فعل 
a-ı
Baxdığım filim
فیلمی که نگاه کردم
Baxdığın filim
فیلمی که نگاه کردی
Baxdığı filim
فیلمی که نگاه کرد
Baxdığımız filim
فیلمی که نگاه کردیم
Baxdığınız filim
فیلمی که نگاه کردید
Baxdıqları filim
فیلمی که نگاه کردند
حرف ربط که —-----آخرین حرف صدا دار فعل 
o-u
Unutduğum sözlər حرفهایی که فراموش کردم
Unutduğun sözlər حرفهایی که فراموش کردی
Unutduğu sözlər حرفهایی که فراموش کرد 

Unutduğumuz sözlər حرفهایی که فراموش کردیم 
Unutduğunuz sözlər حرفهایی که فراموش کردید 
Unutduqlarlı sözlər حرفهایی که فراموش کردند

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
سه شنبه 15 تیر 1395

وصیت دکتر جواد هیئت به جوانان آزربایجان(یادش گرامی)




وصیت دکتر جواد هیئت به جوانان آزربایجان وقتی(دکتر)حمید نطقی در بیمارستان اخرین نفس هایش را میکشید من بالا سرش بودم . میدانی بزرگترین نگرانی اش چه بود ؟ حمید نطقی در بیمارستان رو به من کرد و گفت که نگرانم بعد از مرگم مسألهٔ ملی و هویت آزربایجانیمان از سوی نسل جدید به فرا موشی سپرده شود . بنابراین از من قول خواست تا زنده ام از این راه کنار نکشم . من روی قولم تا کنون ایستاده ام. اما خطاب به شما ها می گویم که من دیگر هیچ نگرانی از فراموشی هویتمان ندارم.شکر خدا جوانان ترک اکنون هویت خود را یافته و به آن افتخار میکنند و حتی در تهران هم به زبان ترکی مان با هم حرف میزنند. زمان حمید نطقی فقط چند نفر بودیم . اما من یک نگرانی بزرگتر دارم و تو وظیفه داری تا به همه جوانان هم سن خودت این را برسانی . دستش را بالا کرد و گفت ما ترکها همیشه در خط مقدم جبهه شمشیرهایمان را در هوا چرخاندیم و سرزمینها فتح کردیم و امپراطوری ها را در خاک نشاندیم و با غرور خود را ترک نامیدیم .اری ما تاریخ را ساختیم و متاسفانه ننوشتیم . ما تاریخ ساز بودیم و انها تاریخ نویس. اما در پشت جبهه، تاریخ نویس فارس برایمان تاریخ نوشت.خودمان تاریخ خودمان را ننوشتیم . احتیاجی نمیدیدیم . اری تاریخ نویس فارس ما را کرد غلامان ترک و خودشان را سروران و وزیران کار دان ایرانی ! سلسله عباسیان را ببینید . همان ها که بابک خرمدین ۲۳ سال با انها مبارزه کرد . اری در همان سلسله اگر خوب بنگریم ورود ترکها مساوی است با انحلال و ضعف و انقراض حکومت فاسد و دیکتاتوری عباسی همان ها که ایرانیان را موالی مینامیدند و هنگام امدنشان اگر عرب ایستاده بود باید ایرانی در هر کجا به زمین مینشت. و اگر عرب مینشست باید ایرانی دست بر سینه می ایستاد . ترکها وارد سلسله عباسی شدند به خاطر جنگ آوری و دلاوریشان و نظم و استعداد نظامی شان زود در ارتش جذب شدند و به فرماندهی ارتش رسیدند و این مساوی بود با تنبیه خلفای عباسی، کور کردن شاهان و خلفای فاسد و بستن خلفای فاسد به پشت اسب و نصف کردن این شاهان فاسد و متجاوز. تاریخ نویس فارس در کتاب تاریخش مینویسد ترکها آنقدر گستاخ شده بودند که شاهان و خلفای اسلامی را مجازات میکردند و سیاست خود را به انها دیکته میکردند . در واقع خلیفه عباسی شده بود میرزا بنویس فرمانده ترک . اما ببینید ورود عناصر فارس به سیستم خلافت عباسی مساوی است با قدرتمند تر و بی رحم تر شدن این سلسله متجاوز و فاسد و دیکتاتور. جعفر بر مکی و سهل بن فضل. این دو نفر خائن را تاریخ نویس فارس وزرای کاردان ایرانی مینامد.کجای اینها کاردان است؟ هر دو به ملت و خاک خویش خیانت کرده اند و در اخر هم جعفر بر مکی در زندان از گرسنگی میمیرد و سهل بن فضل در بیابانهای خراسان. هیچ کدام از انها از هیچ جنایتی بر علیه ایرانیان هم وطن خویش فرو گذار نکرده اند . اما تاریخ نویس فارس که فقط دشمنی با ترکها را بلد است و هیچ حس ملی برای مردم و کشور خویش قایل نیست، دلاور ترک را غلام ترک مینویسد و خاین فارس را وزیر کاردان ایرانی . کجای اینها کاردان است که حتی برای خود نیز نتوانستند نقشه ای بکشند و در اخر با آن زبونی و خواری مردند. برو و به هر کس به هر جوان آزربایجانی و علاقه مند به خاک مادریمان رسید ی بگو جواد هیئت گفت که بروید تاریخ را بخوانید و خودتان نیز بنویسید . نترسید که ضعیف باشد اگر ضعیف هم نوشتید باز از خودمانید باید تاریخ خود را خود بنویسم و بخوانیم . و الا دیگران تاریخ را برایمان تحریف خواهند کرد و خائنین خودشان را کاردان و دلاوران ترک را غلام معرفی خواهند کرد. این هم خیانت به ما است و هم خیانت به خودشان . چرا که نسل کنونی و اگاه حرفهایشان را قبول نخواهد کرد

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
پنجشنبه 10 تیر 1395

دانلود کتاب های ادبیات- دستور زبان- تاریخ -آذربایجان وزبان ترکی آذربایجانی و ترک و..


لینک برای دانلودکتاب درباره تاریخ وادبیات وفرهنگ تورکان آذربایجان و جهان بعد کتابهای  دیگری  رو هم سعی  میکنم اضافه کنم

با مطالعه هرکدام از اینها اطلاعات بسیار مفیدی بدست میارین
1)تاریخ دیرین تورکان ایران (محمد رحمانی فر)(8.8 مگا)

2)تاریخ مختصر تورک(دکتر جواد هیئت)5مگا


3)حاشیه بر زبانشناسی(اسماعیل هادی)2.7 مگا

4)تاریخ مختصر آذربایجان(آراز اوغلو)3.66


5)انادیلیمزی نئجه یازاق(پروفسوز ذهتابی)(با الفبای برگرفته از عربی) حجم(5.4)


6)ادبی آذربایجان تورک دیلینین قایدالاری(پروفسوز ذهتابی)(کامل کننده کتاب پنج)1.6



7)مبانی دستور زبان تورکی آذربایجانی(برای الفبای لاتین خوبه )(دکترمحمد. فرزانه)1.19


8)یادمانها(کتابی درباره الفبای باستانی تورک وکتیبه های اورخون هم ترجمه سه کتیبه مهم هم تقریبا اموزش اورخون)(نوشته پروفسور صدیق)2.96



9)گرامر تورکی آذربایجانی(نوشته سعید نجاری)(برای الفبای لاتین)5.17


10)پاسخ فرضیه زبان مثلا آذری کسروی توسط پروفسور صدیق


11)مقایسه الغتین جواد هیئت(از مجله وارلیق) 


12)پاسخ یاوه سرایان(باز تقریبا نقد کسروی بازان)1.6


 


13)اموزش گرامر ونوشتار تورکی آذربایجانی فایل پی دی اف و کتاب تاریخ ادبیات تورکی آذربایجانی

آموزش تورکی آذربایجانی (این کتاب خیلی ساده توضیح داده جمع آوری شده از مطالب گروه تلگرامی آنادیلی -دیل اؤرتیمی --حجم1.9

لینک دانلود

14)این کتاب هم نوشته مرحوم دکتر هیئت تورکولوگ معروف (کتابهای تورک شناسی ایشان در دانشگاههای تورکیه تدریس می شود)حجم 4.5
در باره نویسنده وشاعران تورک آذربایجان در واقع تاریخ ادبیات ترکی آذربایجانی




باخیشلارینیز بیزه اؤنم لیدیر

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
پنجشنبه 3 تیر 1395

الفبای گوی تورک(تورکان اسمانی)قدمت این الفبا به قرن 5 قبل از میلاد می رسد

بقیه حروف در اداه مطلب به صورت  کامل آمده

نوشته های اورخون که به سال725 الی 735میلادی نوشته شده اند، با الفبایی نگارش یافته اند، که اولین الفبای مخصوص ترکهاست. قدمت این حروف والفبا به درستی معلوم نیست یعنی تا سه هزار سال ثابت شده ولی قبل از ان هنووز کتیبه ای پیدا نشده، لیکن واضح است که در زمانهای قبل از گؤگ تورکها نیز از این الفبا استفاده میشده است. به سال 1970میلادی در مقبره ایسیک با پیدا شدن دو سطر نوشته شده بر روی یک ظرف، مشاهده گردید که این نوشته ها به خط اورخون نگارش یافته است و قدمت اشیای داخل کورقان به قرن پنجم قبل از میلاد میرسد. الفبای اورخون، الفبای ترکهاست واز هیچ ملتی اقتباس نشده است که به کمک اشکال منابع باستانی ترکها ومتناسب با کلمات ترکی ابداع شده است. نوشته های مربوط به قبل از گؤگ تورکها، همچون نوشته های یئنی سئی ونیز نوشته های همراه انسان طلاپوش نیز با الفبای اورخون نوشته شده است. در زمان گؤگ تورکها این الفبا تا حدودی ساده تر شده است، ولی اساس الفبا تغییر چندانی نکرده است. قدمت الفبای کتیبه های اورخون به 1300سال قبل از گؤگ تورکها میرسد. به عبارتی الفبای ملی ترکها، الفبای اورخون میباشد.
جملات را به صورت افقی، از راست به چپ مینویسند، البته از بالا به پایین نیز نوشته میشوند. در بناهای یادبود اورخون کلمات از بالا به پایین نوشته شده است. (اعداد در زبان گؤگ تورکها) اعداد در زمان گؤگ تورکها همانند ترکی امروزی تلفظ میشد، مانند تؤرت، دؤرد- بیش، بئش- توقوز، دوققوز- ایگیرمی، ایگیرمی- قیرق، قیرخ- وغیره.

در زبان گؤگ تورک:
«توقوز اوغوز، منینق بودونوم ارپش. تنقری، ییر، بولقاکین اوچون، اؤدینقه کوپی دقدوک اوچون، یاغی بولدی. بیر ییلکا تؤرت یولی سونقوشتوم
ترجمه نزدیک:
«دوققوز اوغوز، منیم بودونوم ایدی. گؤک، یئر،بولاندیغی اوچون، اودونه کوپی دؤیدویو اوچون، یاغی اولدی. بیر ییلدا دؤرت یول سونقولشدیم
ترکی امروزی:
«دوققوز اوغوز، منیم ملتیم ایدی. گؤی، یئر، بولاندیغی اوچون، اؤدونه حسادت دوشدویو اوچون، یاغی اولدی. بیر ایلده دؤرت یول ساواشدیم

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 2 تیر 1395

قسمتی از متن اصلی کتیبه (با الفبای تورکی اورخون)حکومت گوی تورک(تورکان آسمانی) با ترجمه

قبیله باستانی  تورک آذ

این نوشته ها وطن دوستی و ملت دوستی حاکمان تورک را نشان می دهد
کول تیگین یک شاهزاده وپادشاه گوک ترک بود
کتیبه اورخون از نمونه‌های موجود زبان ترکی باستان است.
این کتیبه‌ها با الفبای تورکی اورخون در دو بنای تاریخی واقع در دشت اورخون (که ان زمان سرزمین حکومت تورکان بود) میان سال‌های ۷۳۲ تا ۷۳۵ میلادی به احترام دو شاهزاده گوک‌ترک یعنی کول تیگین و برادرش بیلگه خاقان یک سیاستمدار و یک فرمانده نظامی نگاشته شده‌اند.سه یادبود کوچکتر نیز در اطراف این سنگ نبشته‌ها نیز کشف شده است.از میان سنگ نوشته های دشت اورخون مهمترین ان کتیبه کول تگین است.
رئسای قبایل ترکان اوغوز، مردم قبایل ٬ خوب بشنوید.اگر خداوند نابود نکند یا زمین نبلعد .چه کسی میتواندقبایل ترک و قانون شان را نابود کند؟(متنی از سنگ نبشته های اورخون)

در ادامه مطلب عکسی  از کتیبه اورخون

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 2 تیر 1395