جانیم آذربایجان

تلگرامدا کانالیمیز https://t.me/tarixbastan @tarixbastan

❇️❇️داش قوچ(قوچ های سنگی)در فرهنگ تورکان:

آ.م چای در مورد قوچ های سنگی می نویسد:این نوع قوچ ها که بر سر قبر ها می گذارند مربوط به تورکمن های آق قویونلو  وقاراقویونلو است.
نویسنده می نویسد که در این دوره تورکمن ها آداب ورسوم قدیم تورکان را دوباره زنده کردند.یعنی تاریخ داش قوچ ها به دوران پروتو تورک می رسد.
به گفته کروپ نوف این نوع سنگ ها بیشتر در قفقاز جنوبی ودر بین مردمی که به گوسفند داری مشغول بودند ایجاد شده است.
این گونه سنگ ها در قبر های کول تپه،ماختا،قاراتپه،ملا اسحاق و حتی در گوی تپه پیدا شده است.(قوچ سنگی پیدا شده در گوی تپه قدمتش به سه هزار سال  می رسد)
این داش قوچ ها رابرای انتقال روح متوفی به جهان باقی در قبور می گذاشتند.حتی روایتهای وجود دارد که داش قوچ برای مردان وداش قویون(گوسفند سنگی)برای زنان گذاشته می شد.
بعضی از مرد م زود باور (به نظر من بی وجدان)برای پیدا کردن  طلا این آثار راشکسته و هیچ نفعی هم نبرده اند.
در بعضی از این قوچ ها صلیب هم وجود دارد که نشان می دهد این فرهنگ خاص تورکان مسلمان نبوده وتورکان مسیحی هم با ان مانوس بودند.در روستای تانیر ارزروم چنین مجسمه هایی دیده شده است.در واقع این مناطق جزو قلمرو کومان ها (قومی تورک)در هزاره دوم قبل از میلاد بودند.حتی در منطقه قارا دنیز(دریای سیاه)به چنین قبوری که داش قوچ دارند قبر کومان گفته می شود.
❇️منبع:داش بابا نوشته پروفسور فریدون آغاسی اوغلو ،مترجم دکتر حامد همتی    @tarixbastan
قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان تورکان  ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 19 فروردین 1397

❇️ برسی قیافه چندین تن از سلاطین تورکان سلجوقی و مقایسه با تورکان امروز ایران

«محمدبن علی بن سلیمانی الراوندی» مؤلف کتاب تاریخی «راحه¬الصدور» که خود مؤلف, هم عصر با تعدادی از سلاطین سلجوقی بوده و آنها را دیده است در کتاب خود, چهره و شکل و شمایل تعداد زیادی از پادشاهان سلجوقی را به تصویر کشیده است که ما در اینجا به بعضی از آنها به نقل از همین کتاب اشاره میکنیم.

سلطان ملکشاه بن محمد سلجوقی:

«سلطان ملکشاه صورتی خوب داشت و قدی تمام, بالی افراشته و بازوی قوی بضخمی مایل بود, محاسنی گرد, رنگ چهره سرخ سپید, یک چشم اندک مایه شکسته داشتی از عادت نه از خلقت, جمله سلاحها کار فرمودی, در سواری و گوی باختن به غایت چالاک بود...» .

راحه الصدور, محمد الراوندی, ص ۱۲۵ چاپ دوم ۱۳۶۳.

سلطان برکیارق (بورکو یاریق)بن ملکشاه سلجوقی:

«سلطان برکیارق خوب چهره بغایت بود, معتدل قامت خط و محاسن بهم پیوسته ابروگشاده, اول پادشاهی در سنة ستّ و ثمانین و اربع مایه, مدت ملکش دوازده سال, مدت عمرش بیست و پنج سال, ولادت سلطان برکیارق بدارالملک اصفهان بود در محرم سنة اربع و سبعین و اربع مایه...» .

سلطان سنجربن ملکشاه سلجوقی:

«سلطان سنجر گندم¬گون آبله نشان بود محاسنی تمام در طول و عرض و بعضی از موی شارب بآبله رفته پشت ویال افراشته بالا تمام و سینه پهن, توقیع او توکلت علی¬الله, وزرای او الوزیر معین¬الدین...» .

سلطان محمودبن محمدبن ملکشاه سلجوقی:

«سلطان محمود پادشاهی بود گرد روی بچهره سرخ و سپید, گرد محاسن ربع القامه قوی بازو متناسب اعضا, مدت عمرش بیست و هفت سال, مدت پادشاهی چهارده سال و در پادشاهی نیکو سیرت بود [مثل]: اَلبِشْرُ اَولّ اِلْبّرِ, گشاده و تازه رویی اول نیکویی است, زیبا صورت لطیف طبع خوش سخن شیرین بذله موزون حرکات نیکو خط و نیکو عبارت بود...» .

سلطان طغرل بن محمد سلجوقی:

«سلطان طغرل بن محمد پادشاهی سرخ چهره محاسن تمام تنک. دوابه دراز قامت باعتدال پشت و یال بسته¬بر و سینه پهن, مدت عمرش بیست و پنج سال وفاتش بدر همدان در محرم سنه تسع و عشرین و خمس مایه...»

همان کتاب, ص ۱۳۸.- همان کتاب, ص ۱۶۷.- راحه¬الصدور, محمد الراوندی, ص ۲۰۳ چاپ دوم ۱۳۶۳.- همان کتاب, ص ۲۰۸ .

سلطان مسعودبن محمد سلجوقی:

«سلطان مسعود اسمر بود, بتنهایی شیر افکندی, بقامت و بسطت از جمله لشکر فزون بود دراز رکاب قوی یال فراخ¬بر و سینه خفیف-العارض, توقیع او اعتمادی علی¬الله, وزرای او الوزیر شرف¬الدین...»  .

سلطان محمدبن محمودبن محمد سلجوقی:

«سلطان محمد خوب روی بود بچهره سرخ و سپید فراخ چشم دراز موی محاسن اندک و تنک متناسب قد لطیف اندام چابک سوار در گوی باختن و تیر انداختن, لشکردار و کامکار و کم آزار....» .

سلطان سلیمان¬بن محمد سلجوقی:

«سلطان سلیمان اسمری بود بسرخی مایل محاسن متوسط کوتاه گردن ربع¬القامه, مدت ملکش شش ماه و کسری, ولادت او در رجب سنة احدی عشره و خمس مایه, مدت عمرش چهل و پنج سال...» .

سلطان ارسلان بن طغرل¬بن محمد سلجوقی:

«سلطان ارسلان پادشاهی بود سرخ چهره, خوب روی, کشیده محاسن, تنک موی, دراز دوابه, ربع¬القامه, تمام گوشت, مدت پادشاهیش پانزده سال و هفت ماه, مدت عمرش چهل و سه سال...» .

و در نهایت تصویر آخرین پادشاه سلجوقی که در کتاب محمد راوندی آمده است:

- همان کتاب, ص ۲۲۴ . - همان کتاب, ص ۲۵۸ . - همان کتاب, ص ۲۷۴ . - راحه¬الصدور, محمد¬الراوندی, ص ۲۸۱ چاپ دوم ۱۳۶۳.

سلطان طغرل بن ارسلان (طغرل سوم) سلجوقی:

«سلطان طغرل خوب چهره بغایت بود مویها بسه باره برپشت افگنده داشتی و محاسنش به انبوه بود, سبلت تا بن گوش مالیده تمام قد فراخ بر وسینه افراشته یال, عمود او کس برنگرفتی و کمانش نکشیدی...» .

آنچه از نوشته¬های محمد راوندی مؤلف «راحه¬الصدور» در بیان از شکل و قیافه سلاطین سلجوقی برمی آید آنها نه زردپوست بودند نه تنگ چشم و نه کم ریش!

تصویری که راوندی از سلاطین سلجوقی می دهد که نمایندة شکل و تصویر ژنتیکی ترکان اوغوز است, همان است که امروز ما در بین ترکان ایران مرکزی (اصفهان, اراک, ساوه, قم, تهران) و آذربایجان  و ترکیه و عراق می بینیم؛ و سرخ و سفید بودن چهره بیشتر سلاطین سلجوقی هم آنها را خیلی نزدیک به چهره مردم آذربایجان و ترکیه نشان می دهد, گر چه می دانیم چهرة امروز ترکان خاورمیانه (ایران, آذربایجان, ترکیه, عراق و سوریه) ترکیبی است از چهرة ترکان بومی که از چند هزار سال پیش از میلاد در این سرزمین ساکن بودند با ترکان اوغوزی که در قالب امپراتوری سلجوقی به این مناطق مهاجرت کرده اند.

همان کتاب, ص ۳۳۱ .

منبع:از کتاب ترکان و برسی تاریخ ،زبان وهویت آنها در ایران،جناب استاد حسن راشدی

@tarixbastan

قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان تورکان 

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 9 اسفند 1396
بؤلوملر : سلجوقیان,

تعدادی از کشورها با چند زبان رسمی

❇️❇️تعدادی از کشورها با چند زبان رسمی (سعی شده   تا  از هر   گونه   کشوری مسلمان،غیرمسلمان،آسیایی،اروپایی،آفریقایی،کوچک،بزرگ،جنگزده،کشورکاملاًآرام،فدرالی،غیرفدرالی،فقیر،ثروتمند و....  مثال باشد تا جایی برای سفسطه مغرضان نباشد.در ضمن مغرضان می توانند در ویکی پدیای فارسی خودشون هم جستجو کنند.)
✅1)بلژیک سه زبان رسمی: فرانسوی. هلندی، آلمانی. 
در ۶۰٪ از مناطق بلژیک، زبان هلندی (گویش فلاندری) صحبت می‌شود و فرانسوی در ۴۰٪ مناطق جنوبی مثل والونی صحبت می‌شود و در منطقه پایتخت (بروکسل)هر دو زبان در نهادهای دولتی رایج است. کمتر از ۱٪ مردم بلژیک آلمانی‌زبان هستند و در شرق کشور زندگی می‌کنند.
✅2)آفریقای جنوبی ۱۱ زبان رسمی دارد: زبان آفریکانس, انگلیسی, زبان فاناگالو، زبان خوئی، زبان لوبدو، زبان خوسا، زبان ناما زبان دبل شمالی، زبان فوتی زبان نس و زبان اشاره‌ای آفریقای جنوبی.
✅3)سنگاپور4 زبان رسمی: در سنگاپور چهار زبان انگلیسی، مالایی، چینی و تامیل به عنوان زبان‌های رسمی شناخته می‌شوند. 
✅4)سوئیس 4زبان رسمی: سوئیس کشوری چندزبانه است و در آن چهارزبان آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و رومانش به رسمیت شناخته می‌شوند
✅5)عراق دوزبان رسمی: عربی و کردی زبان‌های رسمی عراق هستند. علاوه بر این دو زبان‌های دیگری نیز (چندین میلیون تورکمن یا تورک آذربایجانی)در این کشور وجود دارند.
✅6)پاراگوئه دوزبان رسمی: زبان‌های رسمی آن اسپانیایی و زبان گوارانی است. حدود ۹۲٪ از جمعیت توان صحبت به اسپانیایی و ۹۸٪ نیز توان تکلم به گوارانی را دارند.
✅7)روسیه : زبان رسمی روسیه، زبان روسی است؛ ولی ۲۷ زبان رسمی دیگر نیز در جمهوری‌ها و مناطق خودگردان این کشور وجود دارد. 
✅8)هندوستان: در قانون اساسی هند، زبان هندی زبان رسمی سراسر کشور اعلام شده‌است. در سال ۲۰۰۵ زبان‌هایی که به‌عنوان زبان‌های رسمی در ایالت‌های هند شناخته شده‌اند به ۲۲ زبان رسید که عبارتند از: هندی، زبان اردو، زبان آسامی، زبان اوریا، زبان بنگالی، بودو، زبان پنجابی، زبان تلگو، زبان تامیلی، زبان دوگری، زبان سانتالی، زبان سانسکریت، زبان سندی، زبان گجراتی، زبان کنکانی، زبان کشمیری، زبان کانارا، زبان مالایالم، زبان میتی، مایتیلی، مرآتی و نپالی نیز به رسمیت شناخته شده‌اند.
✅9)افغانستان: بر اساس قانون اساسی ، زبان‌های  دری و پشتو زبان‌های رسمی می‌باشند. در ولایت‌هایی که اکثریت مردم آن از زبان‌های ازبکی، تورکمنی، پشه‌ای، نورستانی، بلوچی یا پامیری باشند، آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم تلقی می‌شود.
✅10)اسرائیل: عبری و عربی دو زبان رسمی و اصلی کشور اسرائیل است. زبان‌های رایج دیگر در اسرائیل عبارت‌اند از: انگلیسی، روسی، ییدیش (زبان رایج میان یهودیان روسیه، لهستان و آلمان که مخلوطی از آلمانی و عبری است). وزارت آموزش و پرورش اسرائیل یادگیری زبان عربی را در تمامی مدارس دولتی الزامی کرده‌است. 
✅✅11) جمعیت بولیوی ۱۰ میلیون نفر و زبان‌های رسمی آن اسپانیایی، کچوآ، آیمارا و ۳۴ زبان دیگر بومی است.

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 11 بهمن 1396

✅✅✅زبان تورکی در چهارمحال و بختیاری

✅✅✅زبان تورکی در چهارمحال
وقتی درجای جای این کشورعزیز صحبتی از استان( چهارمحال و بختیاری) می شود مردم دیگر نقاط کشورفکر می کنند که این استان به زبان بختیاری( لُری )تکلم می کنند وشایدکمتری کسی می داند که حدود 30درصد مردم این استان به زبان شیرین تورکی تکلم دارند.
استان چهارمحال و بختیاری از دوبخش (چهارمحال ) و (بختیاری) به وجود آمده است ، چهارمحال به محال:( لار ،کیار، میزدج و گندمان) اطلاق می‌گردد. برخی ساکنان محال لار و کیار و گندمان دارای گویش فارسی هستند و در بعضی از شهرها و روستاهای تابعه (چهارمحال) مردمان تورک زبان وتورک تبار ساکن هستند این مردمان از نژاد تورک و دارای زبان تورکی هستند .

❇️در حال حاضر ساکنین (چهارمحال )عبارتند از مردمانی با گویش‌ فارس و تورکی ، تورک های قشقایی در منطقه بروجن و سامان و دیگرمناطق و تورک های عثمانی وآذربایجانی در منطقه بن ساکنند.
 🔅منبع: برگرفته ازسایت استانداری چ و ب
 شهرها و روستاهای تورک زبان وتورک تبار چهارمحال و بختیاری:
 ✳️شهرستان بن: *شهر بن  و  روستاهای :1- یانچشمه 2- حیدری  3 – آزادگان  4 - پهنا 5 – تومانک 6- لارک  7 -بارده 8- و بخشی از روستای جمالو
✳️شهرستان سامان: *شهرسامان و روستاهای:1-هوره2 - چم جنگل 3-چم خلیفه 4 – سوادجان 5 – ایلبگی 6 -چم چنگ 7 -شوراب صغیر 8-محمدآباد 9-چلوان 10-چمزین 11-چم خرم 12-کاهکش 13-چم ناز 14-قراقوش 15-گرمدره 16-صادق آباد 17-قوچان 18-مارکده 19-یاسه چاه 20- دشتی 21-چم کاکا
✳️شهرستان شهرکرد: بخشی از شهرشهرکرد به علت مهاجرت جمعیت قابل توجهی از شهرستان بن وسامان و... به این شهر و *شهر کیان ، شهرطاقانک ، شهر سودجان و روستاهای: 1 –هرچگان 2-پیربلوط 3-کاکلک 5-بهرام آباد 6 –مرغملک  7-اوچ بغاز  8-اشکفتک 9- آقبلاغ
✳️شهرستان بروجن: بخشی از شهر بروجن و *شهربلداجی ، شهرفرادنبه ، شهر سفیددشت ، شهرنقنه  و روستاهای 1- آقبلاغ 2 -علی آباد 3- معموره(2و3 اطلاع دقیق نداریم)
✳️شهرستان فارسان: *شهرجونقان
✳️شهرستان کیار: *بخشی از شهر شلمزار و روستای قلعه تک
✳️شهرستان لردگان:  روستای ده ترکان
 
❇️شاید مناطق دیگری هم دراین استان باشد که از قلم افتاده باشد کسانی که اطلاع دارند اعلام کنند تا اضافه کنیم.
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 4 بهمن 1396

تورکی جزو زبانه های آریایی(هند واروپایی) نیست. تقسیم بندی ساختاری زبان ها



تقسیم بندی ساختاری زبان : به طور کلی زبان شناسان، کلیه زبان ها را از نظر ساختاری به چهار دسته تقسیم می کنند که عبارتند از : زبان های قالبی، تحلیلی، هجائی و التصاقی.

 زبان های قالبی :(مثلاً عربی ) که به نام های زبانهای تصریفی نیز مشهورند به زبان هائی گفته می شود که در آن ریشه کلمات در قالب ها و ابواب مختلف صرف می شود و هنگام صرف عناصر از هم منفک می شوند و با حروف دیگر ترکیب می گردند، ولی از بین نمی روند . مثلا در زبان قالبی عربی از ریشه عمل عناصر ع؛ م و ل هنگام صرف از یکدیگر جدا می شوند بدون آنکه از بین بروند و از آنها کلمات عامل، معمول، مستعمل، اعمال، معامله و ... ساخته می شود.  

زبانهای تحلیلی :(مثلاً فارسی) که به نام های آریایی و هند و اروپائی نیز خوانده می شوند زبان هایی هستند که در آن کلمات جدید بر اساس قبول پیشوند و پسوند ساخته می شوند. اما در صورتی که ریشه فعل باشند، معمولا دچار تغییراتی می شود که قاعده و قانون معینی نمی توان بر آن نهاد و لذا این زبان ها دارای افعال بی قاعده هستند. مثلا در زبان تحلیلی فارسی از ریشه ی سوخت کلمه سوخت و می سوزد ساخته می شود.  

زبانهای هجایی : (مثلاً چینی)به زبان هایی گفته می شود که لغات جدید بر اساس ترکیب هجاهای معنادار مستقل از هم و نحوه تقدم و تاخر این هجاها ساخته می شوند که زبان های چینی، تبتی و اغلب زبان های رایج در جنوب شرقی آسیا از این گروهند.

زبانهای التصاقی : (مثلاً تورکی)که به نام های پیوندی یا اورال آلتاییک نیز نام گذاری شده اند به زبان هایی گفته می شود که در آنها واژه سازی با ترکیب یک ریشه ثابت و تعدادی پسوند که به انتهای ریشه اضافه می شوند انجام می پذیرد. در این زبان ها فعل بی قاعده وجود ندارد. مثلا در زبان التصاقی ترکی از ریشه ی « بیل»، کلمات« بیلمک، بیلن، بیلدیم، بیلمز، بیلیجی، بیلیجیلردن ایمش، بیلدیمرک، بیلمیش اولاجایدیم، بیلمیئلر و ...» ساخته می شوند. در کلیه این مثال ها بیل بدون هیچ تغییری در ابتدای کلمه و پسوندهای مختلف به دنبال آن آمده اند.

پیشتر در باب تمایز زبان های ترکی و فارسی صحبت کردیم، اینکه ترکی جزء زبان های پیوندی ست حال آنکه فارسی از سری زبان های ترکیبی ست. پس تلاش به ربط دادن دو زبان فارسی و ترکی یا ترکی با هند و اروپایی و حتی زبان من درآوری بنام آذری به هر نحوی تنها چیز محالی و وقت تلف کردن است. 

منبع : نگاهی به زبان و ادبیات ترکان خراسان نوشته اسماعیل سالاریان(چاپ نشده)

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
شنبه 9 دی 1396

✳️شعرمولانا به ترجمه تورکی خلجی:

حضرت مولانا
آسیاب به نوبت
          فارسی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خلچی
رفت روزی زاهدی در آسیاب ــــــــ واردی بی کین زاهدی تییرمن که
آسیابان را صدا زد با عتاب ــــــــــ قئقیردی تییرمنچین ییین که
گفت دانی کیستم من، گفت نه ـــــ هایدی بیلییین کیمم من، هایدی نا
گفت نشناسی مرا، ای روسیه ـــــــ هایدی منی بیلمیین ای ییز قارا
این منم من ، زاهدی عالی مقام ـــــ بوْ منم من، زاهدی اوجا یئر(مقام)
در رکوع و در سجودم صبح و شام ــ رکوع و سوجودچام سابایلان و شام
ذکر یا قدوس و یا سبوحِ من ــــــــ منیم ذکر یا قودوس و سببوحومو
برده تا پیش ملایک روحِ من ــــــــ یتیر ملائیکلار یانینا منیم قوشومو (روحومو)
مستجاب الدعوه ام تنها و بس ـــــــ آنا بوْ و بس مستجاب الددعورسم 
عزتِ ما را نداند هیچکس ــــــــــــ بیدیکلیکیمی بیلمز هئچ کیم
هرچه خواهم از خدا آن می شود ــــ هرنِه خودادا شئییم آنا اوْ اؤلور
با نفیرم زنده بی جان می شود ــــــ بوقوملان (نفیریملن) تیرری جان سوز اؤلور
حال بر خیز و به خدمت کن شتاب ــ تئمی تیریک و نئکرلیکیمه تَلاسارلاشوپ
گندم آوردم از برای آسیاب ـــــــــ بوقدا کئلیتمیشم تییرمن شاماقا
زود این گندم درون دلو ریز ـــــــــ تئز بوْ بوقدان هاتی دوْلییانقا
تا بخواهم از خدا باشی عزیز ــــــــ تا شئییم خودادا اوْقان عزیز و اوجا
آسیابت را کنم کاخی بلند ــــــــــ تییرمنین شایوم بی اوجا قلا
بر تو پوشانم لباسی از پرند ـــــــــ سنه کددریم ابریشم کسیکی 
صد غلام و صد کنیز خوبرو ـــــــــ ییز غلام و ییز مقبول خاتون 
می کنم امشب برایت آرزو ــــــــــ من شایوم بوْ کئچه سنه آرزو
آسیابان گفت ای مرد خدا ــــــــــ تییرمنچی هایدی ای بنده ی خودا
من کجا و آنچه می گویی کجا ؟ ــــ من نئده و هئنه کی هاییون نئده؟
چونکه عمری را به همت زیستم ــــ نئتی کی بی عومرا اَلیشلن یاشلامیشام
راغب این کاخ و دریا نیستم ــــــــ بوْ کاخ و دنیز شئیدیکی داقام
در مرامم هرکسی را حرمتیست ـــــ هرکیم مرامیچا حورمت ری
آسیابم هم، همیشه نوبتیست ـــــــ تییرمن تِه همشه نؤبتی ری
نوبتت چون شد کنم بار تو باز ــــــ نؤبتون کی اؤلدی ییکینی هاچام
خواه مؤمن باش و خواه بی نماز ــــ شئییر مؤمن اؤلی یوْ شئییر بی نماز
باز زاهد کرد فریاد و عتاب ــــــــــ یاندا زاهد دادلادی و ییینلدی
کاسیابت برسرت سازم خراب ـــــــ تییرمنینی باشونا ییقام
یک دعا گویم سَقَط گردد خرت ـــ بی ائتکلییم اَشکن اوْقا وُزول(هئلیش/سَقَط)
بر زمین ریزم همه بار و برت ــــــــ یئرکه تِکَم کول وار یوْقونو
آسیابان خنده زد ای مرد حق ــــــ تییرمنچی کیلدی (هایید) ای توْقری هَر
از چه بر بیهوده می ریزی عرق ـــــ نئسه که کئره بیهودا تَر تکیین
گر دعاهای تو می سازد مجاب ـــــ اگر ائتکلرین ایشی کئرر
با دعایی گندم خود را بساب ... ــــ بی ائتکلن بوقدانو چئکی ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 12/8/96- کرج.
✳️✳️منبع :کانال جناب عبدالله واشقانی 


قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️   @tarixbastan

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 22 آذر 1396

کمی در باره اوزون حسن آغ قویونلوو علاقه وی به زبان مادریش تورکی:


✴️اوزون حسن پادشاهی جسور دانا و دور اندیش بود.
او برای برای اصلاح وضع روستاییان وکشاورزان که خوب نبود قانون نامه اوزون حسن راصادر کرد.
بر اساس این قانون مالیات محصولات کشاورزی به یک ششم محصول  و مالیات تمغا (مالیات تجاری)به 5 درصد کاهش یافت.
این قانون نامه در زمان تورکان صفوی نیز دیر زمانی رواج داشت.
این پادشاه که همه عمرش را در جنگ گذرانده بود،به علم ودانش هم اهمیت فراوانی می داد.دانشمندان را حمایت می کرد،یک روز در هفته دانشمندان را به مباحثه فرا می خواند.
ابوبکر تهرانی قسمت های بیشتری از(( کتاب دیاربکیریه))در تاریخ آغ قویونلو ها را از زبان اوزون حسن شنیده ونوشته است.
✴️اوزون حسن به زبان وقبیله مادری خود بسیار دلبسته بود.
او خود را از تبار اوغوز خان ونوه او بایندر خان می دانست.
به زبان تورکی علاقه داشت،چون دراعتقاددینی نیز محکم شد،دستور داد تا قران کریم را به زبان تورکی ترجمه کرده و در حضور او بخوانند.
به عقیده او قراءت کتاب مقدس به تورکی نیز یک عبادت است وثواب محسوب می شود.
✴️منبع :از کتاب تاریخ مختصر تورک،نوشته مرحوم دکتر هیئت،صفحه111
@tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان   ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
سه شنبه 7 شهریور 1396

جلایریان:(1336-1432 میلادی)

جلایریان:(1336-1432  میلادی)  

                                                                            
پس از مرگ ایلخان ابوسعید بهادرخان که به انقراض سلسله هولاکویی(ایلخانیان) انجامید، شماری از شاهزادگان و مدعیان دیگر مغول درصدد تسلط بر امپراتوری ایلخانی و یا بخشهایی از آن برآمدند و پیامد آن کشمکش‌های پیوسته برای کسب قدرت بود که پاره‌ای از آن به گونه حاکمیت آل جلایر (یا جلایریان) چهره نمود که قلمروشان به موازات بین‌النهرین، آذربایجان و بعدها شروان دامن گسترانیده بود.این سلسله با قدرتیابی شیخ حسن بزرگ در بغداد به سال ۷۴۰ق/۱۳۴۰م آغاز شد.دوره اوج حکمرانی آل جلایر مقارن است با دوران حکومت شیخ اویس و با مرگش دوره زوال این سلسله آغاز می‌شود که مقارن است با حملات تیمور به ایران و بین‌النهرین و اوج‌گیری ترکان قراقویونلو.🔹((آل جلایر زبان ترکی را در عراق عرب رواج دادند. چنانچه گفته شده در این دوره زبان ترکی پس از زبان عربی زبان اکثریت مردم این نواحی گردید.))🔹                                                                                                       Image result for ‫جلایریان‬‎            سکه نقره حسین جلایری آل جلایر (جلایریان)                    
 منبع:یعقوب آژند (مترجم)، تاریخ ایران (دوره تیموریان)، جامی، چاپ سوم تهران ۱۳۸۷، شابک: ۱-۴۹-۵۶۲۰-۹۶۴- ۹۷۸                                                           
@tarixbastan

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 28 تیر 1396

حکومت ممالیک مصر(تورکان قبچاق):

         Image result for ‫ممالیک مصر‬‎                                                                                        
✴️حکومت ممالیک مصر توسط تورکان قبچاق در سال(1250م-628هجری)بوسیله یک سر فرمانده قبچاق به نام (آی بیگ) که سر فرمانده اردوی (ایوبی)بود بر پا کرد.پس از کشته شدن توران شاه آخرین پادشاه ایوبی ای بیگ قدرت زیادی بدست اورد.او با مادر تورانشاه ازدواج کرده وبا تکیه بر نیروی سربازان تورک،خود را سلطان اعلام کرد(1250م-628هجری).این مملوکان تا سال 1390 میلادی بر مصر حکومت کردند وسپس مملوکان چرکس جای آنها را گرفتند.اینان نیز تا سال 1517 میلادی مصر را دردست داشتند.در این تاریخ دولت عثمانی مصر را تصرف کرد وبه امپراتوری خود افزود.پس از ای بیگ سلطان بای بارس بر اورنگ پادشاهی نشست .بای بارس ،مستنصر خلیفه عباسی را که پس از فروپاشی خلافت عباسی در بغداد به مصر گریخته بود راخلیفه اعلام کرد وشعبه عباسیان مصر را برپا کرد.او با مغولان وصلیبی ها جنگید وآنا را شکست داد.ممالیک مساجد مدارس ،بیمارستان،آبراهه،پل هایی را در مصر وسوریه ساختند .آنها کشور را که در نتیجه جنگ های صلیبی از میان رفته بود،دوباره آباد کردند.                                                                                                                       منبع :تاریخ مختصر تورک،دکر هیئت،ترجمه پرویز شاهمرسی،صفحه105      
@tarixbastan


آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 28 تیر 1396

تشکیل دولت سلجوقیان:💯💯💯

    
                                             Image result for ‫نبرد ملازگرد‬‎                                                                                                                                                    از طایفه قینیق تورکان اوغوز بودندکه ابتدا در ترکیب امپراتوری تورکان خزر بودند .                                           جدشان سلجوق فرزند دقاق بود  اوایل قرن 9 بعد از دقاق پسرش سلجوق که سوباشی(فرمانده ارتش)اوغوزها بود با یابغو (فرمانروا ی یارهبر) اوغوزها مشکل پیدا کرد وبه ماوراءالنهر مهاجرت کردند وبعد 50 سال در اثر فشار تورکمن ها ی (اوغوز های)سیر دریا به خراسان کوچ کردند.سلجوق در 994 م در گذشت .بعد وی پسرش اسرائیل یابغو تعیین شد. سلطان محمود غزنوی که از افزایش قدرت وی نگران شده بود اورا فرا خواند ودر مرز هندوستان زندانی کرد.پس برادرش یوسف یابغو تعیین شد.ازپسران سلجوق (اسرائیل،میکائیل،موسی،یوسف ویونس)یوسف در 1030 توسط امیر علی تکین قاراخانی دستگیر و به قتل رسید. در 1037 م در زمان سلطان مسعود غزنوی فرزندان میکائیل (طغرل وچاغری)از جیحون گزشته وشهرهای خراسان از جمله نیشابور را تسخیر کردند.طغرل بیگ در اینجا به نام خود خطبه خواند واعلام استقلال کرد.سلطان مسعود با سپاه 100 هزار نفری یورش آورد.ودر نبرد دندانقان ،روستایی میان مرو وسرخس با سپاه 16 هزار نفری سلجوقیان درآویخت وشکست سختی خورد (سلجوقیان عقب نشینی کرده وغزنویان در دام تشنگی  افتادند و...)(1040م)سپس آنان به فرماندهی طغرل بیگ ،همدان وآذربایجان را نیز به فرمان خود در آورده و با انتخاب ری به عنوان پایتخت خود ،دولتی بزرگ را بر پا کردند.   منبع :بر گرفته از تاریخ مختصر تورک نوشته دکتر هیئت ترجمه شاهمرسی صفحه 97                     @tarixbastan

قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان تورکان  ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
شنبه 17 تیر 1396
بؤلوملر : سلجوقیان,
  بیزیمله یول بیراولون** لینک کانال این وبلاگ در تلگرام