جانیم آذربایجان

تلگرامدا کانالیمیز https://t.me/tarixbastan @tarixbastan

✅ینی‌چری (تورکی عثمانی: ینیچری، تورکی استانبولی: yeniçeri)


 یا ینگی چریک یا ینگی چری به معنی «چریک نو»
واحدهای ویژه (ورزیده) از ارتش امپراطوری عثمانی بودند.
این ارتش در زمان مراد یکم که عثمانی‌ها بخشی از اروپا را در اختیار داشتند تحت نظام دئوشیرمه تشکیل شد. آنها فرزندان پسر گرفته شده از مسیحیانی بودند که به خانواده‌های تورک مسلمان سپرده می‌شدند، بنابراین این افراد مسلمان و تورک تربیت می‌شدند. این افراد بعداً جزو لشکر عثمانی می‌شدند. این روش در سال ۱۸۲۶ توسط سلطان محمود دوم لغو گردید و بیشترشان در سده نوزده میلادی در پی شورش ایشان بدست سلطان محمود دوم به قتل رسیدند.[۱]
منبع(1): لغت‌نامه دهخدا
✅نظام دئوشیرمه(در اصطلاح اداری ونظامی عثمانی به معنی سربازگیری است)
تورکان و مسلمانان از نظام دئوشیرمه مستثنی بودند . با این وجود مسلمانان بوسنی مشمول این نظام می‌شدند زیرا خود چنین خواسته بودند و به عنوان پاداشی برای گرویدن دست‌جمعی آنان به اسلام پس از فتح منطقه، این مزیت به آن‌ها داده شده بود.(2)
(2)  Ágoston and Masters, Encyclopedia of the Ottoman Empire,183.

✅سربازان ینی چری در زمان کودکی از خانواده‌های مسیحی گرفته می‌شدند و از پانزده سالگی، برای آموزش‌های دینی و نظامی به سپاه(اوجاق-کانون) عجمی اوقلان می‌پیوستند. پس از اینکه در آنجا هفت سال با کار سخت ورزیده شدند آنها را به سپاه ینی چری می‌بردند تا هشت سال دیگر در سپاه ینی چری آموزش ببینند تا مهارت استفاده از هر سلاحی را داشته باشند. این سربازان روی هم رفته پانزده سال آموزش می‌دیدند و در سن سی سالگی به عنوان یک ینی چری در ارتش عثمانی به خدمت مشغول می‌شدند. 
✅کلمه چریک در فرهنگ فارسی عمید:
(اسم) [ترکی] ‹چری› čerik ۱. پارتیزان.سرباز داوطلب
@tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 12 خرداد 1398

✅قطب شاهیان یا سلطنت گلکنده( تورکان همدان در هند)


✅(ازحکومت های تورک درهندوستان) :
نام سلسله‌ای است از سلاطین که در گلکنده یا غلکنده و سپس در حیدرآباد در منطقهٔ دکن(بزرگترین فلات کشور هندوستان)  در جنوب کشور هند از سال ۹۱۸ تا ۱۰۹۸ ه‍. ق/۱۵۱۸ -۱۶۸۷ م حکومت کردند و به دست امپراتوران گورکانی(نوادگان امیر تیمور) هند منقرض شدند.[۱]
 ✅سلاطین قطب شاهی شیعه بودندو از نوادگان قراقویونلوها به‌شمار می‌روند آن‌ها پادشاهی قدرتمندی در دکن داشتند قطب‌شاهیان ابتدا گلکنده و بعد از آن حیدرآباد را به عنوان پایتخت برگزیدند، و هر دو شهر توسط آنان توسعه و آبادانی یافت.
✅سلسله بهمنی‌ها که یکی ازمهم‌ترین سلسله‌های حاکم در دکن بود در اوایل سده دهم هجری قمری منقرض شد اما پیش از آن سلسله «قطب شاهیان» از درون این سلسله شکل گرفت. مؤسس این سلسله سلطان قلی قطب‌شاه همدانی بود که از همدان و از تورک‌های بهارلو و از اعقاب قرایوسف و اسکندر، از پادشاهان قراقویونلو به شمار می‌رفت.[2] 
✅او از نوادگان میرزا جهانشاه قراقویونلو و نوادگان دختری علی شکربیگ بود.[3]
منابع:
«قطب شاهیان». فرهنگ دهخدا.(1)
روابط «قطب شاهیان» هند با پادشاهان صفوی ۱ و ۲ -امیرسعیدالهی(2)
دائرةالمعارف بزرگ اسلامی - بهارلو(3)

Image result for ‫مشهورترین بنای تاریخی شهر حیدرآباد ایالت تلگانه‬‎
✅بنای(مسجد) چهار منار (Charminar)
✅از شاهکارهای معماری تورکان در هند 
به عنوان مشهورترین بنای تاریخی شهر حیدرآباد ایالت تلگانه هندوستان 
در واقع یکی از شاهکارهای معماری اسلامی حکومت تورک قطب شاهیان در هندوستان است.
بنای چهار منار در سال ۱۰۰۶ هجری قمری مصادف با ۱۵۹۱ میلادی به دستور محمد قلی قطب شاه ساخته شد.
 محمد قلی قطب شاه پنجمین شاه سلسله شعیه مذهب قطب شاهیان هند بود و در طول ۳۱ سال حکومت خود شهر مهم حیدرآباد را پایه‌گذاری کرد.
پایه‌گذار سلسله قطب شاهیان، سلطان قلی قطب شاه، از تورک‌های همدان و ایل بهارلو بود. 
در واقع نسب سلطان قلی به شاهان قراقویونلو می‌رسید، به همین خاطر در امور نظامی و کشورداری  مردی با اطلاع بود. 
@tarixbastan

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398

✅حکومت تورکان در سلسله ساسانیان:

✅ازدواج خسرو انوشیروان با شاهزاده خانم تورک "قاین"
یکی از نشانه های نزدیکی دو دولت گؤک تورک و ساسانی، ازدواج خسرو انوشیروان با "قاین" :دختر ایستمی خاقان بود. این ازدواج باعث اتحاد دولتین ساسانی و گؤک تورک گردید. قاین دومین همسر خسرو انوشیروان بود. با این ازدواج دختر ایستمی خاقان ملکه دولت ساسانی، خسرو انوشیروان نیز داماد دولت گؤک تورک گردید. البلاذوری در کتاب خود کتاب فتوح البلدان مینویسد: "انوشیروان حکمدار ساسانی نامه ای به پادشاه تورکان خزر نوشته و به او اعلام دوستی کرده و برای نزدیکی خواستار ازدواج با دختر او شده است. خاقان خزر نیز دختر خویش را به وی داد و بعد نیز خود به دیدار وی آمد. آنها در بارشیله (بورچالی درآذربایجان) دیدار نمودند". لازم به یاد آوری است که خاندان حاکم خزرها، شاخه ای از امپراتوری گؤک تورکها، بوده است. فرزند دیگر ایستمی خان و برادر قاین، "تونگ یابغو زیبال" (T'ung Yabghu Ziebal)، همچنین پسران تونگ یابغو زیبال و یا برادرزادگان قاین، "هاربیس" (Harbis) و "بولیشاد" (Buli-shad) همه از خاقانهای خزرها میباشند.
Coin of Hormizd IV (cropped), Darabgerd mint.jpg
✅نام قاین مادر هرمزد چهارم را مسعودی به شکل "فاقم"، ابن بلخی "قاقم"، یک اثر متاخر "تاکوم" و بسیاری از منابع غربی "قاین" (Kayen of the T'etalats'ik) ثبت کرده اند . مادر قاین، "چانگ لو" (Ch'ang-lo) شاهزاده ای چینی است. Roux درکتاب آسیای میانه، تاریخ و تمدن در باره قاین چنین میگوید: ازدواج دختر ایستمی خان با شاه ساسانی خسرو انوشیروان، حادثه ای شگفت انگیز است که مشابه آن بعدها بسیار تکرار شده است. شاهزاده خانم جوان بر خلاف دیگر همسران وی، مقام و بستر خود را به زیبایان دیگر تسلیم ننمود. او برای خود قدرت و نفوذی ایجاد کرد، همراه با خسرو کشور را اداره نمود و به وی وارث، هرمزد چهارم تورکزاد (تورک اوغلو) را تقدیم کرد.

✅هرمز چهارم، هرمز ترکزاد✍️✍️✍️

✅هرمزد چهارم (Hermisdas, Ormizd, Ormuzd, Hormazd) بعد از مرگ" خسرو انوشیروان" به سال ٥٧٩ بر تخت سلطنت نشست. وی از شاهان تورک تبار سلسله ساسانی است. ایرانیان هرمزد چهارم، نوه ایستمی خان خاقان دولت گؤک تورک را "ترکزاد، ترکزاده" و تورکان وی را "تورکده ن دوغما" و یا "تورک اوغلو" نامیده اند (در منابع انگلیسی Turkish-born, The Turk). مفاتیح العلوم در باره هرمزد مینویسد: "هرمز و لقبه‏:‏ ترکزاد, أی ابن الترکیة، لأن أمه کانت ابنة خاقان ملک الترک"‏. (لقب او ترکزاد بود، همان که فرزند تورک بود و مادرش دختر خاقان حکمدار تورک). در باره هرمز چهارم حکایات و روایات بسیار ی در منابع تاریخی از جمله از سوی طبری نقل شده است. منبعی ایرانی در باره وی چنین میگوید: "پس از مرگ خسرو فرزند قباد، پسر وی هرمز بر سرزمین ایران فرمان راند. مادر وی قاین دختر خاقان بزرگ ترک، شاه تتلاتسیک بود. هرمز طبیعتی بد از سوی پدر و خوی شیطانی بدتری از سوی مادر به ارث برده بود". دیگری چنین میگوید: "به خالوهای ترک خویش کشیده بود. همیشه پیروز بود و هر آنچه را که میخواست بدست میآورد. باهوش و بدطینت بود".
@tarixbastan


قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 26 فروردین 1398

✅#اتابک_های_آذریایجان


اتابک‌ها #بزرگان_سلجوقی بودند که به عنوان مشاور و راهنمای امیران ایالت‌ها به همراه آنها روانه دارالعماره ایالت‌ها می‌شدند. در قرن دوازده میلادی و به دنبال ضعف حکومت مرکزی سلجوقی این اتابک‌ها زمام امور ایالت‌ها را به دست گرفته و حکومت‌های تقریبا مستقل و نیمه مستقلی را در ایالت‌های مختلف تاسیس کردند. ائلدنیزها اتابک‌های آذربایجان بودند که به مدت نودویک سال زمام حکومت این منطقه را برعهده داشتند. اولین امیر آنها شمس‌الدین ائلدنیز و پنجمین و آخرین امیر آنها اؤزبک ائلدنیز بود.

توجه حاکمان ائلدنیز به علم و هنر وفرهنگ باعث شد که در طول این دوره، علم و فرهنگ توسعه چشمگیری داشته باشد.در طول این دوره، علم پزشکی آذربایجان در سطح بالایی توسعه یافت و دانشمندان پزشکی آذربایجان در زمینه مطالعات پزشکی، درمان برخی بیماری‌ها و فارماکولوژی کارهایی انجام دادند. مهذب‌الدین تبریزی که نویسنده کتاب‌های المختار و طب الجمالی در زمینه پزشکی بود از سرآمدان پزشکی آن دوره محسوب می‌شود و کفی الدین‌عمر بن عثمان، اکمل‌الدین نخجوانی، محمود بن الیاس، احمد بن عربشاه نخجوانی، اکمل‌الدین نخجوانی از اطبای مشهور آن دوره می‌باشند. جلال‌الدین طبیب پزشک مخصوص اتابک اؤزبک بود، که اتابک در وصف او  گفته این مردی است که زندگی من را نگه می دارد.

معماری آذربایجان نیز در دوره ائلدنیزها رشد خیره کننده‌ای داشته است. در شهرهایی مانند شاماخی، باکو، گنجه، نخجوان، تبریز، مراغه و اورمیه که مراکز عمده اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آذربایجان محسوب می‌شدند  بناهای مختلف ساخته شده است که از آنها می‌توان به بنای گؤی گونبد (گنبد کبود) مراغه اشاره کرد. مکتب معماری مشهور به مکتب نخجوان–مراغه محصول آن دوره است.

همچنین در دوره ائلدنیزها سعدالدین وراوینی (اهل مشکین امروزی) که منشی اتابک اؤزبک بود دست به تحریر کتابی زد که به مرزبان‌نامه مشهور شد. این کتاب با استناد به داستان‌ها و حکایت‌های عامیانه آن دوره گردآوری شده است. بنا به نظر مرحوم علامه محمد قزوینی زبان اصلی مرزبان‌نامه ترکی بوده که بعدها توسط شیخ شهاب‌الدین عربشاه به عربی ترجمه شده است.   @tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان ✴️✴️✴️
#ایبراهیم_رشیدی

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 17 دی 1397
بؤلوملر : سلجوقیان,

✅#جایگاه_زبان_تورکی به عنوان زبان دیپلماسی در دربار #کریم_خان_زند

✍️#محمد_رحمانی_فر
کریم‌خان زند هرچند هیچ‌گاه تاج شاهی بر سر ننهاد و خودش را پادشاه ننامید و با توجه به مشروعیت نهاد سلطنت صفوی در اذهان مردم ترجیح داد با حفظ ظاهری این نهاد سلطنت، خویشتن را وکیل‌الدوله شاه اسماعیل سوم صفوی معرفی کند، برخلاف پادشاهان صفویه هیچ علاقه‌ای به برقراری روابط دیپلماتیک و تجاری با دول اروپایی نداشت. حتی یک بار هم که فرستاده بریتانیای کبیر با هدایای بسیار به قصد ملاقات با وی به ایران آمده بود، کریم‌خان مدت‌ها وی را به حضور نپذیرفت و در برابر اعتراض وزرا گفت: "اگر با پادشاه ایران، مهمی دارد ما پادشاه ایران نیستیم، ما وکیل دولت ایرانیم. پادشاه ایران، شاه اسماعیل است... ایلچی را به خدمت او ببرید و کارش را انجامی بدهید و اگر با ما کاری دارد، ما با وی کاری نداریم." 
به نظر می‌رسد خودداری کریم‌خان زند از مواجهه با فرستاده بریتانیا بیشتر از آنکه ناشی از حس غرور و بی‌نیازی وی باشد، زاییده هراس وی از دست‌یازی کشور استعمارگر بریتانیا به قلمروش بود. چنانچه وقتی وزرا با توجیهات وی قانع نشدند، وی به ناچار از آقا محمد خان قاجار نظر خواست و البته آقا محمد خان هم در این خصوص نظری مشابه داشت. منتها با این تفاوت که توصیه نمود فرستاده‌ها را به حضور بپذیرند ولی به آنها ضرب شست نشان دهند. (شایان ذکر است که آقا محمد خان قاجار هرچند اسیر کریم خان زند محسوب می‌شد ولی با توجه به هوش و درایت بالایی که داشت، کریم خان همواره در مسائل مهم مملکتی با وی مشورت می‌نمود و بارها اذعان داشته بود که وی را خردمندتر از "پیران ویسه"، وزیر باتدبیر افراسیاب، می‎داند- مقایسه‌ای که علاوه بر اشاره به هوش و درایت آقا محمد خان قاجار، ناظر بر تبار تورکی وی و افراسیاب هم بود).   
اگر از مواجهه نه چندان دیپلماتیک کریم خان زند با فرستاده بریتانیا چشم‌پوشی کنیم، شاید بتوان گفت تنها ملاقات دیپلماتیک کریم خان زند در دیدار وی با ایلچی امپراتوری عثمانی صورت پذیرفت. البته، در این خصوص هم کریم خان با ذکر این جمله که "اگر با پادشاه ایران کاری دارد، ببریدش به قلعه آباده نزد شاه اسماعیل" ابتدا سعی نمود وی را به شاه اسماعیل سوم صفوی حواله دهد ولی در نهایت حاضر شد وی را به حضور بپذیرد. 
نکته جالب ماجرا اینجاست که کریم خان زند در این دیدار، با ایلچی عثمانی به زبان تورکی مذاکره می‌کند و این امر اهمیت فراوانی دارد چون نشان می‌دهد که برخلاف ادعاهای عوامل پان‌فارسیست که همواره سعی در انکار جایگاه و اهمیت تاریخی زبان تورکی دارند، این زبان از چنان جایگاهی برخوردار بوده که نه تنها سلاطین ترک بلکه حتی کریم خان زند نیز که ترک نبود و یکی از معدود حکومت‌های غیر ترک در این کشور را بنیان نهاده، خود بر این زبان تسلط داشته و آن را به کار می‌برده است: " بعد مجلس سلطنت را چنان که  شاید و باید آراستند و ایلچی باطمطراق رومی را خواستند، چون ایلچی وارد پیشگاه خاقانی شد، از روی ادب و تواضع کمال تعظیم و تکریم به جا آورد. آن والاجاه [کریم‌خان] به زبان تورکی به ایلچی تفقدات بسیار نمود و استفسار احوال پادشاه روم فرمود."
✅منبع: رستم‌التواریخ، صص366-367 و 382-390، 
@tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 17 دی 1397

✅آنجاها زمانی مال ما بودند...!

مسافری ازبکستانی ، چند روزی در ایران 
بود.
می‌گفت هرکجا که گفتم از #ازبکستان آمده‌ام، طرف مقابل به سرعت میگفت: پس ایرانی هستی.! شما هم زمانی جزء ایران بودید.
زمانی که ازبکستان جزء ایران بوده باشد، وجود ندارد.
 بلکه روزگاری ازبکستان، #آزربایجان ، افغانستان، ایران و غیره ، همگی جزء قلمرو حکومت‌هایی مانند #عباسی ، #سلجوقیان ، #مغول و #صفویان بودند ، و این هرگز به معنی آن نیست که یکی از سرزمین‌ها جزیی از دیگری بوده باشد.
حتی در مواردی که مرکز آن حکومت‌ها مثلا شهر #هرات بوده ، باز این مرکزیت بدان معنی نیست که بگوییم عراق جزی از #افغانستان بوده است.
آن حکومت‌ها برخواسته از ایل‌های قدرتمندی بودند که به زور تدبیر و شمشیر بر کل این منطقه سیطره یافتند و همه ممالک جزی از قلمرو آنها محسوب می‌شدند، نه مملکتی جزء مملکت دیگر.
گذشته از این، نکته تاریخی، آنچه که در پس عبارت «شما زمانی جزء ما بودید» نهفته ، بسیار در خور تامل است.
این عبارت چیزی شبیه آن است که به شخصی بگویید پدربزرگ شما زمانی نوکر خانواده ما بوده و بخواهید به طرف مقابل بقبولانید که ما برتر از شما هستیم.
آن کسی که سریعا به دیگری می‌گوید که شما زمانی جزء ما، زیرمجموعه ما، تحت سیطره و آقایی ما و مستعمره ما بودید ، می‌خواهد درهمان لحظه اول آشنایی به طرف مقابل بفهماند که شما در شان و اندازه‌های ما نیستید،
هرچند ممکن است امروز خوشبخت‌تر از ما باشید.
می‌خواهد به او گوشزد کند که تند نروید و جایگاه خود را بدانید که زمانی زیردست ما بودید.
چنین افرادی ، ساکنان عراق، افغانستان، آسیای مرکزی و ... را همشان و همردیف خود نمی‌دانند و با تصور اینکه طرف مقابل پایین‌تر از آنهاست در ضمیر ناخودآگاهشان، خودشان را آدمی برگزیده می‌دانند که تنها از بخت بد یا از حسد و ترس غربی‌ها به شرایط فعلی دچار شده‌اند.
این افراد با پناه بردن به این جملات، هم مسئولیت و قصوری را که در قبال وضعیت فعلی متوجه فرد-فرد این جامعه است، از خود دور می‌کنند و هم با رتبه‌بندی انسان‌ها و نشستن بر قله آن احساس رضایت می‌کنند.
برای همین است که مدام تکرار می‌کنند «آنجاها زمانی مال ما بودند»
 در حالیکه نبودند.
این کوچک انگاری دیگران ، یکی از مصداق‌های #نژادپرستی می‌باشد.

✍️ #ایبراهیم_ساوالان    @tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 30 آذر 1397

✅گور دخمه‌‌های اورارتویی (فرهاد دامی)


🖊#محمد_رحمانی_فر     

معماری اورارتویی هم همچون سایر صنایع و هنرهای این قوم ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. برخلاف آشوریان که بیشتر از خشت و آجر استفاده می‌نموده‌اند، عنصر اصلی به کار رفته در معماری اورارتویی سنگ می‌باشد. حتی برخی از بناهای اورارتویی مستقیماً در دل صخره‌ها ایجاد شده‌اند. این شیوه معماری که به آن معماری صخره‌ای گفته می‌شود، در سرتاسر قلمرو اورارتو رایج بوده است و ما اکنون نمونه‌های آن را در مناطق مختلف سرزمین آنها و به ویژه در آذربایجان مشاهده می‌نماییم. به عنوان مثال، می‌توانیم در این خصوص به قلعه بسطام (= باس‌دام= باش‌دام) اشاره نماییم که در آن صخره‌های دامنه شرقی کوه در وسعتی عظیم تراشیده و تخت شده اند و در نتیجه به صورت پله-پله درآمده‌اند. البته معماری صخره‌ای تنها در بخشی از معماری این قلعه عظیم به چشم می‌خورد وگرنه در بنای این قلعه ترکیبی از معماری صخره‌ای و سنگی به کار گرفته شده است.  
     باور پژوهشگران به ویژه پروفسور کلایس که در کاوش‌های بسطام و همچنین کاوش‌های مربوط به گور دخمه اورارتویی روستای سنگر ماکو نیز به عنوان سرپرست گروه اکتشافی آلمان حضور داشته، بر این است که دخمه‌های کنده شده در دل صخره‌های آذربایجان که غالباً در افواه عمومی به عنوان "دخمه فرهاد" یا "فرهاد دامی" شناخته می‌شوند، به عنوان آرامگاه برای تدفین بزرگان اورارتویی و یا به عنوان زیرزمین جهت سکونت مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند(کلایس، 1968، ص10) و به همین خاطر در بررسی‌های باستان‌شناسی معمولا این آثار به "گور دخمه"  مشهور شده‌اند.  

     آرامگاه‌های اورارتویی‌ها در آذربایجان غربی که مورد بررسی‌های باستان‌شناختی قرار گرفته، از راستای رودخانۀ ارس تا نواحی شمالی سلدوز (نقده)، در قسمتهای غرب دریاچۀ اورمیه، به چشم می‌خورند. این آرامگاه‌ها، که طی بررسی‌های موضعی سال‌های 1360 - 1363ش مورد شناسایی قرار گرفته‌اند، در کوه‌های آهکی و رسوبی و در مجاورت روستاهای شدی ازتوابع پلدشت، سنگر نزدیک ماکو ، چی یا چره از توابع قره‌ضیاءالدین، ملحم از قرای نزدیک سلماس، اسماعیل آقا در درۀ نازلو، سیدوک یا سیرک در درۀ باراندوز چای، خان دره‌سی در درۀ معروف به شهدا و ناناز از توابع سلدوز واقع شده و در یک تقسیم‌بندی کلی در شمال، مرکز و جنوب غربی اورمیه قرار گرفته‌اند. بر اساس باورهای عامیانه محلی اغلب این اماکن تاریخی را اتاق فرهاد می‌نامند( کارگر، 1368، ص103). 

🔖جهت مطالعه بیشتر مراجعه کنید: تاریخ اورارتو (با نگاهی ویژه به کاوش‌های قلعه بسطام)، محمد رحمانی‌فر، نشر اختر    @tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان    ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 30 آذر 1397

✅کلمه قاغاکه امروزه در میان برخی تورکان استفاده می گرددمختصر شده از کلمه باستانی قاغان=خاقان=قام خان :

همگان میدانیم که  حرف ق مختص زبان تورکی می باشد ودر زبان فارسی همه کلمات با حرف  ق دخیل از تورکی وکمی از زبان عربی هستند.
✅قام:نام رهبران دینی تورکان باستان  و ((شامان)) اوغوزهاست.در کتاب دده قورقود نام  پدر بامسی بئیرک ،قامبورا(قام +بورا)ونام پدر باییندیرخان در ترکیب قام بئجان  به کار رفته است.
(1)ده قورقود دنیاسی،آنار رضا،ترجمه الله وئردی محمد صفحه 42
✅دیده می شود که واژه قام به صورت  کام وگام نیز مورد استفاده قرار گرفته قام ها همان کاهنان تورکان قدیمی بوده اند
(2)آلتایلاردان سهندیمیزه ،امید نیایش ،صفحه 318.
✅قامغان(قام خان)خان دین به عنوان پدر دین  و ریش سفید دین در بین  نسل وتبار ،و قبیله و اتحاد  قبیله به وجود آمده است.
(3)قام ،شامان ،میر علی سیدوف ،ترجمه صمد چایلی ،صفحه 33
✅قان:تورکان( امروزی) به کلمه خون قان می گویند.اما مفهوم اسطوره ای این کلمه در ترکیب اسامی بسیاری از روستاها به کار رفته است(پدر انسان)
(4)آذربایجان خالقینین سوی کؤکلرینی دوشونرکن ،میر علی سیدوف،ترجمه از تورکی ،ص اذربایجان سؤز آچیمی
✅در ترکیب لغت قامغان(قام +غان=خان=قان)و قاغان(خاقان) نیز مفهوم اساطیری قان این لغات را جهت می بخشد.از مفهوم رودقانسو (کانسو) مفهوم آب آفریننده و آب پدر مستقاد می گردد.این واژه نام ایالتی درمرزهای مغولستان است.
(5)تورانیان ،نادر بیات،صفحه 122
✅کلمه قان با قبول تغیرات فونتیکی در اشکال  خان و یا خاقان در ترکیب بسیاری اسامی استفاده شده است{پس از (آبا قاغان=ابا خان)تخت سلیمان دیگر مورد توجه فرمانروایان خاص قرار نگرفت}
(6)فرهنگ آذربایجانی ،فارسی بهزاد بهزادی ،ص65
✅کلمه کام -گام  در میان  هون ها(تورکان هون-قبیله ای باستانی)به صورت اش کام =آتا کام یعنی پدر شمن یا شمن دوست مورد استفاده قرار گرفته است و کلمه اش(əş)در تورکی باستان به معنی دوست و رفیق بوده است.
(7)تاریخ دیرین تورکان ایران ،محمد تقی زهتابی ،ترجمه علی احمد سرای ،ص 182
✅اوتوکن:در زمان امپراتوری گؤک تورک که در کتیبه های باستانی اورخون نیز آمده.اردوگاه اصلی خان بوده است
(8)تاریخ تورکان اسیای میانه ،و .بارتولد،ترجمه غفار حسینی ،ص113.
✅کلمه مرکب اوتوقان یا اوتوخان(اتوکن) از واژه های اوتو ،قان یا کان تشکیل یافته است.اوتو به معنی خا لق .قان یا کان نیز  همان خان است ،همچنین قان به معنی پدر نیز می باشد.
(9)قام شامان ،میر علی سیدوف ،ترجمه صمد چایلی ص67
کلمه قاغا بر گرفته و مختصر شده  از  کلمات باستانی قاغان=خاقان=قام خان .
جمع آوری توسط کانال تاریخ باستان تورکان
@tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان    ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 30 آذر 1397

تاریخ اشکانیان، کتابی ناشناخته از نویسنده‌ای سرشناس

🖊#محمد_رحمانی_فر

📝محمد حسن خان #اعتمادالسلطنه چهره‌ای نام آشنا در حوزه تاریخ‌نگاری و تاریخ‌پژوهی است. به نحوی که علی‌رغم گذشت زمان، برخی از آثار او همچنان محل رجوع پژوهشگران می‌باشد.

 
📝دکتر میرهاشم محدث در خصوص جایگاه اعتمادالسلطنه در حوزه تاریخ و ادبیات می‌نویسد: " دوره #قاجاریه از لحاظ تالیف و تحقیق کتب تاریخی و جغرافیایی یکی از دوره‌های شکوفای تاریخ ایران است. بدون شک خدمات اعتمادالسلطنه در این شکوفایی نقش بسزایی دارد...[او] در مدت اداره امور دارالتالیف و دارالترجمه با کفایت تمام توانست کتب زیادی را تالیف یا ترجمه کند و جمعی کثیر از فضلا و دانشمندان عصر را در حلقه علمی و ادبی دور هم جمع کند و چون از پشتیبانی خاص [ناصرالدین]شاه برخوردار بود، مصدر خدمات گرانقدر و مهمی شد زیرا که شاه به نشر معارف و طبع کتب علاقه مخصوص و وافری داشت" (1)


📝دکتر عبدالحسین نوائی هم در این خصوص می‌نویسد: "اولین تحولی که در تاریخ‌نویسی ما پیش آمد نتیجه آشنایی ما با روش‌های فرنگی بود. یعنی از زمان #ناصرالدین‌شاه اعتمادالسلطنه به سبب اینکه چند سال در خارج زندگی کرده بود و با روش‌های فرنگی و علوم جدید آشنا شده بود، شروع کرد به اینکه کتاب‌هایی را بر اساس روش علمی فرنگی بنویسد. در روش جدید، دیگر افسانه‌ها و اساطیر تکرار نمی‌شد بلکه نتیجه تحقیقات تاریخی، باستان‌شناسی، سکه‌شناسی و سایر موضوعات مثل علوم اجتماعی مورد توجه محقق قرار می‌گرفت...به نظر من کتاب‌های اعتمادالسلطنه آغاز حرکتی است به سوی #تاریخ به معنای حقیقی آن" (2)


📝در حالی که بسیاری از ایرانیان هیچ گونه آشنایی با روش‌های جدید علمی در پژوهش‌های تاریخی نداشتند و اساساً فرق افسانه‌سرایی و تاریخ‌نگاری را نمی‌دانستند، تسلط اعتمادالسلطنه به زبان فرانسه و امکان مراجعه وی به منابع دست اول تاریخی در کنار آشنایی وی با مباحثی همچون روش‌شناسی، سکه‌شناسی و جغرافیا به وی امکان داد تا آثاری را خلق کند که در نوع خود بی‌نظیرند.

 
📝با این حال به نظر می‌رسد برخی از آثار گرانقدر وی نتوانسته‌اند از حصار تنگ‌نظری به‌درآیند. چنانچه دکتر محدث گلایه می‌نماید که "با تمام تلاش بیست ساله‌ای" که به عمل آورده‌، نتوانسته‌ حتی اجازه رویت کتاب #مرآةالبلدان را به دست آورد. کتابی که به تعبیر خود دکتر محدث "بدون اغراق، مهمترین کتاب تاریخی جغرافیایی سرزمین پهناور ایران است"(3) شایان ذکر است که کتاب مزبور از عظیم‌ترین پروژه‌های تحقیقاتی اعتمادالسلطنه بوده‌است که با حمایت مستقیم ناصرالدین شاه قاجار جامه عمل پوشیده‌بود.

 
📝البته، این فقط کتاب عظیم مرآة‌البلدان اعتمادالسلطنه نیست که در حصار تنگِ تنگ‌نظری‌ها محصور مانده‌است بلکه کتاب دیگر وی در حوزه تاریخ با عنوان #دررالتیجان_فی_تاریخ_بنی_الاشکان نیز کمابیش سرنوشت مشابهی پیدا کرده‌است. هرچند برخلاف کتاب قبلی، این کتاب یکی دوبار در ایران چاپ شده‌است ولی در شرایطی که کتاب‌هایی به مراتب نازل‌تر از آن، از سوی نهادهای مختلف دانشگاهی و غیردانشگاهی همه روزه مورد تدریس، ارجاع و حتی تبلیغ قرار می‌گیرند، کتاب مزبور از سوی همه این نهادها با #بایکوت کامل مواجه شده است.

📝دلیل این بایکوت هم کاملاً مشخص است: در کشوری که هنوز هم نه تنها مردم عادی بلکه پژوهشگران هم فرق #تاریخ و #افسانه را نمی‌دانند. در کشوری که معلمان تاریخش هنوز هم که هنوز است بدون هیچ گونه استناد تاریخی، افسانه خیالی و موهوم ورود #آریایی‌ها به ایران و تقسیم آنها به سه دسته # ماد، #پارس و #پارت را مطرح می‌سازند، مرحوم اعتمادالسلطنه سال‌ها پیش با استناد به منابع دست اولی همچون تاریخ #ژوستین نشان داده که پارت‌ها (اشکانیان) نه تنها آریایی نبودند بلکه از تبار #سکاها و #ترکان بوده‌اند و این است تنها دلیل بایکوت آثار او.  🔖  1،2،3: رسائل اعتمادالسلطنه، انتشارات اطلاعات، صص9-13   
تاریخ اشکانیان

🖊تالیف: اعتمادالسلطنه (وزیر انطباعات ناصرالدین شاه)

📝بو کیتاب اشکانی‌‌‌‌‌لرین #تورک اولدوقلارینی اثبات ائتدییینه گؤره، پان‌فارسیست‌لرین طرفیندن همیشه بایکوت اولوب...

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 29 مرداد 1397

قاجاریه و روایت‌های سیاه و سفید تاریخی

🖊 #محمد_رحمانی_فر  
📝چندی پیش مطلبی کوتاه در خصوص ارزش بالای پول ایران در دوره #قاجار نوشته بودم و اشاره کرده بودم که علی‌رغم تمامی نابسامانی‌های داخلی و خارجی،  ارزش این پول در برابر ارزهای معتبر خارجی تا حدود زیادی ثابت مانده‌بود.  ظاهراَ بی‌ثباتی‌های اخیر در بازار #ارز و #سکه موجب شده، آن مطلب مجدداً از سوی برخی‌ها مورد توجه قرار گیرد. البته، در این میان، یکی از این افراد، سرزمین‌های از دست رفته در دوره قاجار را به اینجانب متذکر شد.
📝برای پاسخ دادن به چنین اظهار نظری سه راه داشتم. روش اول این بود که با یک جواب کوتاه به نامبرده متذکر شوم که اظهار نظر وی هیچ ربطی به موضوع مطرح شده از سوی اینجانب نداشته‌است. روش دوم این بود که از وی بخواهم نقشه ایرانِ قبل و بعد از قاجار را مورد ملاحظه قرار دهد. روش سوم هم این بود که عوامل داخلی و خارجی از دست رفتن سرزمین‌های مزبور را برای وی تشریح نمایم تا بداند که نمی‌تواند پادشاهان قاجار را تنها مقصرین این ماجرا بداند.
 📝اما به نظر می‌رسد چنین افرادی بیشتر از آن که منتظر پاسخی باشند، صرفاً به دنبال ادای تکلیف تاریخی خویش هستند. به زعم اینها، #تاریخ یک سرزمین آکنده از صفحات سیاه و سفیدی است که البته سیاهی و سپیدی این صفحات را نه حقایق و وقایع تاریخی، بلکه پیش‌فرض‌های #ذات_گرایانه خود آنها رقم می‌زند. به تعبیر ساده‌تر، اینها تاریخ را از ورای عینک سیاه و سفید #ما و #دیگران می‌نگرند. آنچه مربوط به تاریخِ مایِ تاریخی آنها باشد، باید سفید دیده‌شود حتی اگر سیاه‌ترین رویداد تاریخی باشد و آنچه مربوط به تاریخ دیگران باشد باید سیاه دیده شود حتی اگر سفیدترین رویداد تاریخی باشد.
📝بر پایه چنین رویکرد جزم‌اندیشانه‌ای است که تاریخ‌نویسان ایرانی، مخصوصاً در مواجهه با تاریخ بعد از اسلام، با چشم‌پوشی از واقعیات تاریخی و با نگرش گزینشی به تاریخ، شکوه امپراتوری‌های عظیم ترکها در این سرزمین را مورد غفلت و حتی مورد انکار قرار می‌دهند و از سوی دیگر معدود حکومت‌های محلی فارس‌زبان را مورد تمجید و ستایش قرار می‌دهند.
📝آنهایی که گمان می‌کنند #قاجار سرزمین‌های آنها را از دست داده است قبل از همه چیز نگاهی به نقشه ایران در دوره #زندیه بیندازند و ببینند که قاجار کدام ایران را از زندیه تحویل گرفته بود و آنگاه از خود بپرسند که چرا تا به حال زندیه را مورد انتقاد قرار نداده‌اند. چرا پهلوی‌ها را به خاطر از دست دادن #بحرین سرزنش نمی‌کنند؟ بماند که این عزیزانِ ناآگاه که بازیچه تاریخ‌سازی‌های #ذات_گرایانه و #جزم‌_اندیشانه شده‌اند هیچ‌گاه با منطق تاریخ آشنا نخواهند شد.
 📝#منطق_تاریخ به ما می‌گوید که تمامی امپراتوری‌های تاریخی، کشورگشایی‌های خود را از یک منطقه بسیار کوچک آغاز کرده و در دوران #اوج خود سرزمین‌های بسیاری را به خاک خویش ضمیمه‌کرده‌اند ولی همان امپراتوری‌ها در دوران #افول خود رفته رفته سرزمین‌های فتح شده را از دست داده‌اند و در غالب اوقات پیش از آن که به طور کامل از بین بروند دوباره در یک محدوده کوچک سرزمینی به حیات خود ادامه داده‌اند. یعنی دوباره به همان جایی برگشته‌اند که روزگاری از همان جا کارشان را آغاز کرده بودند. با این تفاوت که دیگر توان و حتی انگیزه روزهای نخستین را از دست داده بودند و این بار فاتحی دیگر می‎‌بایست از منطقه‌ای دیگر که به پا خیزد و دست به کشورگشایی زند...
🔖پ ن:
1-  این نوشته به منزله توجیه کاستی‌ها و ضعف‌های قاجاریه و سایر امپراتوری‌های ترک نیست، بلکه تلنگری است به شستن چشم‌های غبارآلود و دیدن تمامی حقایق و وقایع تاریخی.
2-  تاریخ‌نویسان ایرانی با چشم‌پوشی عمدی بر روند تکوین فرآیندها و پدیده‌های تاریخی، با سیاه‌نمایی تمام‌عیار در مورد قاجاریه و با اسطوره‌سازی در خصوص شخصیت رضاخان اغلب دستاوردهای دوران قاجار را به نفع رضاخان مصادره می‌نمایند.  

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 12 مرداد 1397