جانیم آذربایجان

تلگرامدا کانالیمیز https://t.me/tarixbastan @tarixbastan

✅گور دخمه‌‌های اورارتویی (فرهاد دامی)


🖊#محمد_رحمانی_فر     

معماری اورارتویی هم همچون سایر صنایع و هنرهای این قوم ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. برخلاف آشوریان که بیشتر از خشت و آجر استفاده می‌نموده‌اند، عنصر اصلی به کار رفته در معماری اورارتویی سنگ می‌باشد. حتی برخی از بناهای اورارتویی مستقیماً در دل صخره‌ها ایجاد شده‌اند. این شیوه معماری که به آن معماری صخره‌ای گفته می‌شود، در سرتاسر قلمرو اورارتو رایج بوده است و ما اکنون نمونه‌های آن را در مناطق مختلف سرزمین آنها و به ویژه در آذربایجان مشاهده می‌نماییم. به عنوان مثال، می‌توانیم در این خصوص به قلعه بسطام (= باس‌دام= باش‌دام) اشاره نماییم که در آن صخره‌های دامنه شرقی کوه در وسعتی عظیم تراشیده و تخت شده اند و در نتیجه به صورت پله-پله درآمده‌اند. البته معماری صخره‌ای تنها در بخشی از معماری این قلعه عظیم به چشم می‌خورد وگرنه در بنای این قلعه ترکیبی از معماری صخره‌ای و سنگی به کار گرفته شده است.  
     باور پژوهشگران به ویژه پروفسور کلایس که در کاوش‌های بسطام و همچنین کاوش‌های مربوط به گور دخمه اورارتویی روستای سنگر ماکو نیز به عنوان سرپرست گروه اکتشافی آلمان حضور داشته، بر این است که دخمه‌های کنده شده در دل صخره‌های آذربایجان که غالباً در افواه عمومی به عنوان "دخمه فرهاد" یا "فرهاد دامی" شناخته می‌شوند، به عنوان آرامگاه برای تدفین بزرگان اورارتویی و یا به عنوان زیرزمین جهت سکونت مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند(کلایس، 1968، ص10) و به همین خاطر در بررسی‌های باستان‌شناسی معمولا این آثار به "گور دخمه"  مشهور شده‌اند.  

     آرامگاه‌های اورارتویی‌ها در آذربایجان غربی که مورد بررسی‌های باستان‌شناختی قرار گرفته، از راستای رودخانۀ ارس تا نواحی شمالی سلدوز (نقده)، در قسمتهای غرب دریاچۀ اورمیه، به چشم می‌خورند. این آرامگاه‌ها، که طی بررسی‌های موضعی سال‌های 1360 - 1363ش مورد شناسایی قرار گرفته‌اند، در کوه‌های آهکی و رسوبی و در مجاورت روستاهای شدی ازتوابع پلدشت، سنگر نزدیک ماکو ، چی یا چره از توابع قره‌ضیاءالدین، ملحم از قرای نزدیک سلماس، اسماعیل آقا در درۀ نازلو، سیدوک یا سیرک در درۀ باراندوز چای، خان دره‌سی در درۀ معروف به شهدا و ناناز از توابع سلدوز واقع شده و در یک تقسیم‌بندی کلی در شمال، مرکز و جنوب غربی اورمیه قرار گرفته‌اند. بر اساس باورهای عامیانه محلی اغلب این اماکن تاریخی را اتاق فرهاد می‌نامند( کارگر، 1368، ص103). 

🔖جهت مطالعه بیشتر مراجعه کنید: تاریخ اورارتو (با نگاهی ویژه به کاوش‌های قلعه بسطام)، محمد رحمانی‌فر، نشر اختر    @tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان    ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 30 آذر 1397

✅کلمه قاغاکه امروزه در میان برخی تورکان استفاده می گرددمختصر شده از کلمه باستانی قاغان=خاقان=قام خان :

همگان میدانیم که  حرف ق مختص زبان تورکی می باشد ودر زبان فارسی همه کلمات با حرف  ق دخیل از تورکی وکمی از زبان عربی هستند.
✅قام:نام رهبران دینی تورکان باستان  و ((شامان)) اوغوزهاست.در کتاب دده قورقود نام  پدر بامسی بئیرک ،قامبورا(قام +بورا)ونام پدر باییندیرخان در ترکیب قام بئجان  به کار رفته است.
(1)ده قورقود دنیاسی،آنار رضا،ترجمه الله وئردی محمد صفحه 42
✅دیده می شود که واژه قام به صورت  کام وگام نیز مورد استفاده قرار گرفته قام ها همان کاهنان تورکان قدیمی بوده اند
(2)آلتایلاردان سهندیمیزه ،امید نیایش ،صفحه 318.
✅قامغان(قام خان)خان دین به عنوان پدر دین  و ریش سفید دین در بین  نسل وتبار ،و قبیله و اتحاد  قبیله به وجود آمده است.
(3)قام ،شامان ،میر علی سیدوف ،ترجمه صمد چایلی ،صفحه 33
✅قان:تورکان( امروزی) به کلمه خون قان می گویند.اما مفهوم اسطوره ای این کلمه در ترکیب اسامی بسیاری از روستاها به کار رفته است(پدر انسان)
(4)آذربایجان خالقینین سوی کؤکلرینی دوشونرکن ،میر علی سیدوف،ترجمه از تورکی ،ص اذربایجان سؤز آچیمی
✅در ترکیب لغت قامغان(قام +غان=خان=قان)و قاغان(خاقان) نیز مفهوم اساطیری قان این لغات را جهت می بخشد.از مفهوم رودقانسو (کانسو) مفهوم آب آفریننده و آب پدر مستقاد می گردد.این واژه نام ایالتی درمرزهای مغولستان است.
(5)تورانیان ،نادر بیات،صفحه 122
✅کلمه قان با قبول تغیرات فونتیکی در اشکال  خان و یا خاقان در ترکیب بسیاری اسامی استفاده شده است{پس از (آبا قاغان=ابا خان)تخت سلیمان دیگر مورد توجه فرمانروایان خاص قرار نگرفت}
(6)فرهنگ آذربایجانی ،فارسی بهزاد بهزادی ،ص65
✅کلمه کام -گام  در میان  هون ها(تورکان هون-قبیله ای باستانی)به صورت اش کام =آتا کام یعنی پدر شمن یا شمن دوست مورد استفاده قرار گرفته است و کلمه اش(əş)در تورکی باستان به معنی دوست و رفیق بوده است.
(7)تاریخ دیرین تورکان ایران ،محمد تقی زهتابی ،ترجمه علی احمد سرای ،ص 182
✅اوتوکن:در زمان امپراتوری گؤک تورک که در کتیبه های باستانی اورخون نیز آمده.اردوگاه اصلی خان بوده است
(8)تاریخ تورکان اسیای میانه ،و .بارتولد،ترجمه غفار حسینی ،ص113.
✅کلمه مرکب اوتوقان یا اوتوخان(اتوکن) از واژه های اوتو ،قان یا کان تشکیل یافته است.اوتو به معنی خا لق .قان یا کان نیز  همان خان است ،همچنین قان به معنی پدر نیز می باشد.
(9)قام شامان ،میر علی سیدوف ،ترجمه صمد چایلی ص67
کلمه قاغا بر گرفته و مختصر شده  از  کلمات باستانی قاغان=خاقان=قام خان .
جمع آوری توسط کانال تاریخ باستان تورکان
@tarixbastan
قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان    ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 30 آذر 1397

تاریخ اشکانیان، کتابی ناشناخته از نویسنده‌ای سرشناس

🖊#محمد_رحمانی_فر

📝محمد حسن خان #اعتمادالسلطنه چهره‌ای نام آشنا در حوزه تاریخ‌نگاری و تاریخ‌پژوهی است. به نحوی که علی‌رغم گذشت زمان، برخی از آثار او همچنان محل رجوع پژوهشگران می‌باشد.

 
📝دکتر میرهاشم محدث در خصوص جایگاه اعتمادالسلطنه در حوزه تاریخ و ادبیات می‌نویسد: " دوره #قاجاریه از لحاظ تالیف و تحقیق کتب تاریخی و جغرافیایی یکی از دوره‌های شکوفای تاریخ ایران است. بدون شک خدمات اعتمادالسلطنه در این شکوفایی نقش بسزایی دارد...[او] در مدت اداره امور دارالتالیف و دارالترجمه با کفایت تمام توانست کتب زیادی را تالیف یا ترجمه کند و جمعی کثیر از فضلا و دانشمندان عصر را در حلقه علمی و ادبی دور هم جمع کند و چون از پشتیبانی خاص [ناصرالدین]شاه برخوردار بود، مصدر خدمات گرانقدر و مهمی شد زیرا که شاه به نشر معارف و طبع کتب علاقه مخصوص و وافری داشت" (1)


📝دکتر عبدالحسین نوائی هم در این خصوص می‌نویسد: "اولین تحولی که در تاریخ‌نویسی ما پیش آمد نتیجه آشنایی ما با روش‌های فرنگی بود. یعنی از زمان #ناصرالدین‌شاه اعتمادالسلطنه به سبب اینکه چند سال در خارج زندگی کرده بود و با روش‌های فرنگی و علوم جدید آشنا شده بود، شروع کرد به اینکه کتاب‌هایی را بر اساس روش علمی فرنگی بنویسد. در روش جدید، دیگر افسانه‌ها و اساطیر تکرار نمی‌شد بلکه نتیجه تحقیقات تاریخی، باستان‌شناسی، سکه‌شناسی و سایر موضوعات مثل علوم اجتماعی مورد توجه محقق قرار می‌گرفت...به نظر من کتاب‌های اعتمادالسلطنه آغاز حرکتی است به سوی #تاریخ به معنای حقیقی آن" (2)


📝در حالی که بسیاری از ایرانیان هیچ گونه آشنایی با روش‌های جدید علمی در پژوهش‌های تاریخی نداشتند و اساساً فرق افسانه‌سرایی و تاریخ‌نگاری را نمی‌دانستند، تسلط اعتمادالسلطنه به زبان فرانسه و امکان مراجعه وی به منابع دست اول تاریخی در کنار آشنایی وی با مباحثی همچون روش‌شناسی، سکه‌شناسی و جغرافیا به وی امکان داد تا آثاری را خلق کند که در نوع خود بی‌نظیرند.

 
📝با این حال به نظر می‌رسد برخی از آثار گرانقدر وی نتوانسته‌اند از حصار تنگ‌نظری به‌درآیند. چنانچه دکتر محدث گلایه می‌نماید که "با تمام تلاش بیست ساله‌ای" که به عمل آورده‌، نتوانسته‌ حتی اجازه رویت کتاب #مرآةالبلدان را به دست آورد. کتابی که به تعبیر خود دکتر محدث "بدون اغراق، مهمترین کتاب تاریخی جغرافیایی سرزمین پهناور ایران است"(3) شایان ذکر است که کتاب مزبور از عظیم‌ترین پروژه‌های تحقیقاتی اعتمادالسلطنه بوده‌است که با حمایت مستقیم ناصرالدین شاه قاجار جامه عمل پوشیده‌بود.

 
📝البته، این فقط کتاب عظیم مرآة‌البلدان اعتمادالسلطنه نیست که در حصار تنگِ تنگ‌نظری‌ها محصور مانده‌است بلکه کتاب دیگر وی در حوزه تاریخ با عنوان #دررالتیجان_فی_تاریخ_بنی_الاشکان نیز کمابیش سرنوشت مشابهی پیدا کرده‌است. هرچند برخلاف کتاب قبلی، این کتاب یکی دوبار در ایران چاپ شده‌است ولی در شرایطی که کتاب‌هایی به مراتب نازل‌تر از آن، از سوی نهادهای مختلف دانشگاهی و غیردانشگاهی همه روزه مورد تدریس، ارجاع و حتی تبلیغ قرار می‌گیرند، کتاب مزبور از سوی همه این نهادها با #بایکوت کامل مواجه شده است.

📝دلیل این بایکوت هم کاملاً مشخص است: در کشوری که هنوز هم نه تنها مردم عادی بلکه پژوهشگران هم فرق #تاریخ و #افسانه را نمی‌دانند. در کشوری که معلمان تاریخش هنوز هم که هنوز است بدون هیچ گونه استناد تاریخی، افسانه خیالی و موهوم ورود #آریایی‌ها به ایران و تقسیم آنها به سه دسته # ماد، #پارس و #پارت را مطرح می‌سازند، مرحوم اعتمادالسلطنه سال‌ها پیش با استناد به منابع دست اولی همچون تاریخ #ژوستین نشان داده که پارت‌ها (اشکانیان) نه تنها آریایی نبودند بلکه از تبار #سکاها و #ترکان بوده‌اند و این است تنها دلیل بایکوت آثار او.  🔖  1،2،3: رسائل اعتمادالسلطنه، انتشارات اطلاعات، صص9-13   
تاریخ اشکانیان

🖊تالیف: اعتمادالسلطنه (وزیر انطباعات ناصرالدین شاه)

📝بو کیتاب اشکانی‌‌‌‌‌لرین #تورک اولدوقلارینی اثبات ائتدییینه گؤره، پان‌فارسیست‌لرین طرفیندن همیشه بایکوت اولوب...

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 29 مرداد 1397

قاجاریه و روایت‌های سیاه و سفید تاریخی

🖊 #محمد_رحمانی_فر  
📝چندی پیش مطلبی کوتاه در خصوص ارزش بالای پول ایران در دوره #قاجار نوشته بودم و اشاره کرده بودم که علی‌رغم تمامی نابسامانی‌های داخلی و خارجی،  ارزش این پول در برابر ارزهای معتبر خارجی تا حدود زیادی ثابت مانده‌بود.  ظاهراَ بی‌ثباتی‌های اخیر در بازار #ارز و #سکه موجب شده، آن مطلب مجدداً از سوی برخی‌ها مورد توجه قرار گیرد. البته، در این میان، یکی از این افراد، سرزمین‌های از دست رفته در دوره قاجار را به اینجانب متذکر شد.
📝برای پاسخ دادن به چنین اظهار نظری سه راه داشتم. روش اول این بود که با یک جواب کوتاه به نامبرده متذکر شوم که اظهار نظر وی هیچ ربطی به موضوع مطرح شده از سوی اینجانب نداشته‌است. روش دوم این بود که از وی بخواهم نقشه ایرانِ قبل و بعد از قاجار را مورد ملاحظه قرار دهد. روش سوم هم این بود که عوامل داخلی و خارجی از دست رفتن سرزمین‌های مزبور را برای وی تشریح نمایم تا بداند که نمی‌تواند پادشاهان قاجار را تنها مقصرین این ماجرا بداند.
 📝اما به نظر می‌رسد چنین افرادی بیشتر از آن که منتظر پاسخی باشند، صرفاً به دنبال ادای تکلیف تاریخی خویش هستند. به زعم اینها، #تاریخ یک سرزمین آکنده از صفحات سیاه و سفیدی است که البته سیاهی و سپیدی این صفحات را نه حقایق و وقایع تاریخی، بلکه پیش‌فرض‌های #ذات_گرایانه خود آنها رقم می‌زند. به تعبیر ساده‌تر، اینها تاریخ را از ورای عینک سیاه و سفید #ما و #دیگران می‌نگرند. آنچه مربوط به تاریخِ مایِ تاریخی آنها باشد، باید سفید دیده‌شود حتی اگر سیاه‌ترین رویداد تاریخی باشد و آنچه مربوط به تاریخ دیگران باشد باید سیاه دیده شود حتی اگر سفیدترین رویداد تاریخی باشد.
📝بر پایه چنین رویکرد جزم‌اندیشانه‌ای است که تاریخ‌نویسان ایرانی، مخصوصاً در مواجهه با تاریخ بعد از اسلام، با چشم‌پوشی از واقعیات تاریخی و با نگرش گزینشی به تاریخ، شکوه امپراتوری‌های عظیم ترکها در این سرزمین را مورد غفلت و حتی مورد انکار قرار می‌دهند و از سوی دیگر معدود حکومت‌های محلی فارس‌زبان را مورد تمجید و ستایش قرار می‌دهند.
📝آنهایی که گمان می‌کنند #قاجار سرزمین‌های آنها را از دست داده است قبل از همه چیز نگاهی به نقشه ایران در دوره #زندیه بیندازند و ببینند که قاجار کدام ایران را از زندیه تحویل گرفته بود و آنگاه از خود بپرسند که چرا تا به حال زندیه را مورد انتقاد قرار نداده‌اند. چرا پهلوی‌ها را به خاطر از دست دادن #بحرین سرزنش نمی‌کنند؟ بماند که این عزیزانِ ناآگاه که بازیچه تاریخ‌سازی‌های #ذات_گرایانه و #جزم‌_اندیشانه شده‌اند هیچ‌گاه با منطق تاریخ آشنا نخواهند شد.
 📝#منطق_تاریخ به ما می‌گوید که تمامی امپراتوری‌های تاریخی، کشورگشایی‌های خود را از یک منطقه بسیار کوچک آغاز کرده و در دوران #اوج خود سرزمین‌های بسیاری را به خاک خویش ضمیمه‌کرده‌اند ولی همان امپراتوری‌ها در دوران #افول خود رفته رفته سرزمین‌های فتح شده را از دست داده‌اند و در غالب اوقات پیش از آن که به طور کامل از بین بروند دوباره در یک محدوده کوچک سرزمینی به حیات خود ادامه داده‌اند. یعنی دوباره به همان جایی برگشته‌اند که روزگاری از همان جا کارشان را آغاز کرده بودند. با این تفاوت که دیگر توان و حتی انگیزه روزهای نخستین را از دست داده بودند و این بار فاتحی دیگر می‎‌بایست از منطقه‌ای دیگر که به پا خیزد و دست به کشورگشایی زند...
🔖پ ن:
1-  این نوشته به منزله توجیه کاستی‌ها و ضعف‌های قاجاریه و سایر امپراتوری‌های ترک نیست، بلکه تلنگری است به شستن چشم‌های غبارآلود و دیدن تمامی حقایق و وقایع تاریخی.
2-  تاریخ‌نویسان ایرانی با چشم‌پوشی عمدی بر روند تکوین فرآیندها و پدیده‌های تاریخی، با سیاه‌نمایی تمام‌عیار در مورد قاجاریه و با اسطوره‌سازی در خصوص شخصیت رضاخان اغلب دستاوردهای دوران قاجار را به نفع رضاخان مصادره می‌نمایند.  

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 12 مرداد 1397

❇️تورکان تووا-جمهوری خودمختار تووا-تورکان توبا(یکی از چند جمهوری تورک در فدراسیون روسیه)

✅پایتخت جمهوری تووا شهر کیزیل(قیزیل-قرمز؟) می باشد.
✅تووا در حقیقت همان توبا (توپا-توپلوم؟)می باشد  که در معنی توپلوم(اجتماع ) می باشد. اسم قدیمی رودخانه یئنی سی که تووا ها در کنار ان زندگی می کنند نیز توبا بوده است. 
✅در کشور روسیه به تعداد  بیش از 300 هزار در کشور ازبکستان نامعلوم در کشور چین طبق آمار 2010 بیش از 4000 در مغولستان  100 هزار ودر کشورهای تورکیه اوکراین  وقرقیزستان به تعداد نامعلوم زندگی می کنند.
✅این تورکان به دینهای گؤک تانگری(دین باستان تورکان) وبودیزم اعتقاد دارند.وتعداد کمی مسلمان و...
✅اقوام تورک  خویشاوند با این تورکان عبارتند از  (درروسیه واوکراین), Tofalar, (در مغولستان)Duhalar(در روسیه), Soyotlar 
✅تووا ها در بعضی دوره  ها با این اسامی خوانده شده اند  Soyon, Sayan, Soyot, Uranhay 
✅ اسامی اقوام تورک در میان تووا ها عبارتند از Aba, Tele, Uygur, Payagu, Tas, İrgit (İrkut), Soyan, Çodu Sarıg, Telek, Baysara, Kırgız, Hal, Balıkçı, Hertek, Kuskun, Mungat, Şagay 
✅زبان این تورکان از گروه تورکی نواحی سیبری حساب می شود
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 16 خرداد 1397

❇️❇️داش قوچ(قوچ های سنگی)در فرهنگ تورکان:

آ.م چای در مورد قوچ های سنگی می نویسد:این نوع قوچ ها که بر سر قبر ها می گذارند مربوط به تورکمن های آق قویونلو  وقاراقویونلو است.
نویسنده می نویسد که در این دوره تورکمن ها آداب ورسوم قدیم تورکان را دوباره زنده کردند.یعنی تاریخ داش قوچ ها به دوران پروتو تورک می رسد.
به گفته کروپ نوف این نوع سنگ ها بیشتر در قفقاز جنوبی ودر بین مردمی که به گوسفند داری مشغول بودند ایجاد شده است.
این گونه سنگ ها در قبر های کول تپه،ماختا،قاراتپه،ملا اسحاق و حتی در گوی تپه پیدا شده است.(قوچ سنگی پیدا شده در گوی تپه قدمتش به سه هزار سال  می رسد)
این داش قوچ ها رابرای انتقال روح متوفی به جهان باقی در قبور می گذاشتند.حتی روایتهای وجود دارد که داش قوچ برای مردان وداش قویون(گوسفند سنگی)برای زنان گذاشته می شد.
بعضی از مرد م زود باور (به نظر من بی وجدان)برای پیدا کردن  طلا این آثار راشکسته و هیچ نفعی هم نبرده اند.
در بعضی از این قوچ ها صلیب هم وجود دارد که نشان می دهد این فرهنگ خاص تورکان مسلمان نبوده وتورکان مسیحی هم با ان مانوس بودند.در روستای تانیر ارزروم چنین مجسمه هایی دیده شده است.در واقع این مناطق جزو قلمرو کومان ها (قومی تورک)در هزاره دوم قبل از میلاد بودند.حتی در منطقه قارا دنیز(دریای سیاه)به چنین قبوری که داش قوچ دارند قبر کومان گفته می شود.
❇️منبع:داش بابا نوشته پروفسور فریدون آغاسی اوغلو ،مترجم دکتر حامد همتی    @tarixbastan
قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان تورکان  ✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 19 فروردین 1397

❇️ برسی قیافه چندین تن از سلاطین تورکان سلجوقی و مقایسه با تورکان امروز ایران

«محمدبن علی بن سلیمانی الراوندی» مؤلف کتاب تاریخی «راحه¬الصدور» که خود مؤلف, هم عصر با تعدادی از سلاطین سلجوقی بوده و آنها را دیده است در کتاب خود, چهره و شکل و شمایل تعداد زیادی از پادشاهان سلجوقی را به تصویر کشیده است که ما در اینجا به بعضی از آنها به نقل از همین کتاب اشاره میکنیم.

سلطان ملکشاه بن محمد سلجوقی:

«سلطان ملکشاه صورتی خوب داشت و قدی تمام, بالی افراشته و بازوی قوی بضخمی مایل بود, محاسنی گرد, رنگ چهره سرخ سپید, یک چشم اندک مایه شکسته داشتی از عادت نه از خلقت, جمله سلاحها کار فرمودی, در سواری و گوی باختن به غایت چالاک بود...» .

راحه الصدور, محمد الراوندی, ص ۱۲۵ چاپ دوم ۱۳۶۳.

سلطان برکیارق (بورکو یاریق)بن ملکشاه سلجوقی:

«سلطان برکیارق خوب چهره بغایت بود, معتدل قامت خط و محاسن بهم پیوسته ابروگشاده, اول پادشاهی در سنة ستّ و ثمانین و اربع مایه, مدت ملکش دوازده سال, مدت عمرش بیست و پنج سال, ولادت سلطان برکیارق بدارالملک اصفهان بود در محرم سنة اربع و سبعین و اربع مایه...» .

سلطان سنجربن ملکشاه سلجوقی:

«سلطان سنجر گندم¬گون آبله نشان بود محاسنی تمام در طول و عرض و بعضی از موی شارب بآبله رفته پشت ویال افراشته بالا تمام و سینه پهن, توقیع او توکلت علی¬الله, وزرای او الوزیر معین¬الدین...» .

سلطان محمودبن محمدبن ملکشاه سلجوقی:

«سلطان محمود پادشاهی بود گرد روی بچهره سرخ و سپید, گرد محاسن ربع القامه قوی بازو متناسب اعضا, مدت عمرش بیست و هفت سال, مدت پادشاهی چهارده سال و در پادشاهی نیکو سیرت بود [مثل]: اَلبِشْرُ اَولّ اِلْبّرِ, گشاده و تازه رویی اول نیکویی است, زیبا صورت لطیف طبع خوش سخن شیرین بذله موزون حرکات نیکو خط و نیکو عبارت بود...» .

سلطان طغرل بن محمد سلجوقی:

«سلطان طغرل بن محمد پادشاهی سرخ چهره محاسن تمام تنک. دوابه دراز قامت باعتدال پشت و یال بسته¬بر و سینه پهن, مدت عمرش بیست و پنج سال وفاتش بدر همدان در محرم سنه تسع و عشرین و خمس مایه...»

همان کتاب, ص ۱۳۸.- همان کتاب, ص ۱۶۷.- راحه¬الصدور, محمد الراوندی, ص ۲۰۳ چاپ دوم ۱۳۶۳.- همان کتاب, ص ۲۰۸ .

سلطان مسعودبن محمد سلجوقی:

«سلطان مسعود اسمر بود, بتنهایی شیر افکندی, بقامت و بسطت از جمله لشکر فزون بود دراز رکاب قوی یال فراخ¬بر و سینه خفیف-العارض, توقیع او اعتمادی علی¬الله, وزرای او الوزیر شرف¬الدین...»  .

سلطان محمدبن محمودبن محمد سلجوقی:

«سلطان محمد خوب روی بود بچهره سرخ و سپید فراخ چشم دراز موی محاسن اندک و تنک متناسب قد لطیف اندام چابک سوار در گوی باختن و تیر انداختن, لشکردار و کامکار و کم آزار....» .

سلطان سلیمان¬بن محمد سلجوقی:

«سلطان سلیمان اسمری بود بسرخی مایل محاسن متوسط کوتاه گردن ربع¬القامه, مدت ملکش شش ماه و کسری, ولادت او در رجب سنة احدی عشره و خمس مایه, مدت عمرش چهل و پنج سال...» .

سلطان ارسلان بن طغرل¬بن محمد سلجوقی:

«سلطان ارسلان پادشاهی بود سرخ چهره, خوب روی, کشیده محاسن, تنک موی, دراز دوابه, ربع¬القامه, تمام گوشت, مدت پادشاهیش پانزده سال و هفت ماه, مدت عمرش چهل و سه سال...» .

و در نهایت تصویر آخرین پادشاه سلجوقی که در کتاب محمد راوندی آمده است:

- همان کتاب, ص ۲۲۴ . - همان کتاب, ص ۲۵۸ . - همان کتاب, ص ۲۷۴ . - راحه¬الصدور, محمد¬الراوندی, ص ۲۸۱ چاپ دوم ۱۳۶۳.

سلطان طغرل بن ارسلان (طغرل سوم) سلجوقی:

«سلطان طغرل خوب چهره بغایت بود مویها بسه باره برپشت افگنده داشتی و محاسنش به انبوه بود, سبلت تا بن گوش مالیده تمام قد فراخ بر وسینه افراشته یال, عمود او کس برنگرفتی و کمانش نکشیدی...» .

آنچه از نوشته¬های محمد راوندی مؤلف «راحه¬الصدور» در بیان از شکل و قیافه سلاطین سلجوقی برمی آید آنها نه زردپوست بودند نه تنگ چشم و نه کم ریش!

تصویری که راوندی از سلاطین سلجوقی می دهد که نمایندة شکل و تصویر ژنتیکی ترکان اوغوز است, همان است که امروز ما در بین ترکان ایران مرکزی (اصفهان, اراک, ساوه, قم, تهران) و آذربایجان  و ترکیه و عراق می بینیم؛ و سرخ و سفید بودن چهره بیشتر سلاطین سلجوقی هم آنها را خیلی نزدیک به چهره مردم آذربایجان و ترکیه نشان می دهد, گر چه می دانیم چهرة امروز ترکان خاورمیانه (ایران, آذربایجان, ترکیه, عراق و سوریه) ترکیبی است از چهرة ترکان بومی که از چند هزار سال پیش از میلاد در این سرزمین ساکن بودند با ترکان اوغوزی که در قالب امپراتوری سلجوقی به این مناطق مهاجرت کرده اند.

همان کتاب, ص ۳۳۱ .

منبع:از کتاب ترکان و برسی تاریخ ،زبان وهویت آنها در ایران،جناب استاد حسن راشدی

@tarixbastan

قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان تورکان 

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 9 اسفند 1396
بؤلوملر : سلجوقیان,

تعدادی از کشورها با چند زبان رسمی

❇️❇️تعدادی از کشورها با چند زبان رسمی (سعی شده   تا  از هر   گونه   کشوری مسلمان،غیرمسلمان،آسیایی،اروپایی،آفریقایی،کوچک،بزرگ،جنگزده،کشورکاملاًآرام،فدرالی،غیرفدرالی،فقیر،ثروتمند و....  مثال باشد تا جایی برای سفسطه مغرضان نباشد.در ضمن مغرضان می توانند در ویکی پدیای فارسی خودشون هم جستجو کنند.)
✅1)بلژیک سه زبان رسمی: فرانسوی. هلندی، آلمانی. 
در ۶۰٪ از مناطق بلژیک، زبان هلندی (گویش فلاندری) صحبت می‌شود و فرانسوی در ۴۰٪ مناطق جنوبی مثل والونی صحبت می‌شود و در منطقه پایتخت (بروکسل)هر دو زبان در نهادهای دولتی رایج است. کمتر از ۱٪ مردم بلژیک آلمانی‌زبان هستند و در شرق کشور زندگی می‌کنند.
✅2)آفریقای جنوبی ۱۱ زبان رسمی دارد: زبان آفریکانس, انگلیسی, زبان فاناگالو، زبان خوئی، زبان لوبدو، زبان خوسا، زبان ناما زبان دبل شمالی، زبان فوتی زبان نس و زبان اشاره‌ای آفریقای جنوبی.
✅3)سنگاپور4 زبان رسمی: در سنگاپور چهار زبان انگلیسی، مالایی، چینی و تامیل به عنوان زبان‌های رسمی شناخته می‌شوند. 
✅4)سوئیس 4زبان رسمی: سوئیس کشوری چندزبانه است و در آن چهارزبان آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و رومانش به رسمیت شناخته می‌شوند
✅5)عراق دوزبان رسمی: عربی و کردی زبان‌های رسمی عراق هستند. علاوه بر این دو زبان‌های دیگری نیز (چندین میلیون تورکمن یا تورک آذربایجانی)در این کشور وجود دارند.
✅6)پاراگوئه دوزبان رسمی: زبان‌های رسمی آن اسپانیایی و زبان گوارانی است. حدود ۹۲٪ از جمعیت توان صحبت به اسپانیایی و ۹۸٪ نیز توان تکلم به گوارانی را دارند.
✅7)روسیه : زبان رسمی روسیه، زبان روسی است؛ ولی ۲۷ زبان رسمی دیگر نیز در جمهوری‌ها و مناطق خودگردان این کشور وجود دارد. 
✅8)هندوستان: در قانون اساسی هند، زبان هندی زبان رسمی سراسر کشور اعلام شده‌است. در سال ۲۰۰۵ زبان‌هایی که به‌عنوان زبان‌های رسمی در ایالت‌های هند شناخته شده‌اند به ۲۲ زبان رسید که عبارتند از: هندی، زبان اردو، زبان آسامی، زبان اوریا، زبان بنگالی، بودو، زبان پنجابی، زبان تلگو، زبان تامیلی، زبان دوگری، زبان سانتالی، زبان سانسکریت، زبان سندی، زبان گجراتی، زبان کنکانی، زبان کشمیری، زبان کانارا، زبان مالایالم، زبان میتی، مایتیلی، مرآتی و نپالی نیز به رسمیت شناخته شده‌اند.
✅9)افغانستان: بر اساس قانون اساسی ، زبان‌های  دری و پشتو زبان‌های رسمی می‌باشند. در ولایت‌هایی که اکثریت مردم آن از زبان‌های ازبکی، تورکمنی، پشه‌ای، نورستانی، بلوچی یا پامیری باشند، آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم تلقی می‌شود.
✅10)اسرائیل: عبری و عربی دو زبان رسمی و اصلی کشور اسرائیل است. زبان‌های رایج دیگر در اسرائیل عبارت‌اند از: انگلیسی، روسی، ییدیش (زبان رایج میان یهودیان روسیه، لهستان و آلمان که مخلوطی از آلمانی و عبری است). وزارت آموزش و پرورش اسرائیل یادگیری زبان عربی را در تمامی مدارس دولتی الزامی کرده‌است. 
✅✅11) جمعیت بولیوی ۱۰ میلیون نفر و زبان‌های رسمی آن اسپانیایی، کچوآ، آیمارا و ۳۴ زبان دیگر بومی است.

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 11 بهمن 1396

✅✅✅زبان تورکی در چهارمحال و بختیاری

✅✅✅زبان تورکی در چهارمحال
وقتی درجای جای این کشورعزیز صحبتی از استان( چهارمحال و بختیاری) می شود مردم دیگر نقاط کشورفکر می کنند که این استان به زبان بختیاری( لُری )تکلم می کنند وشایدکمتری کسی می داند که حدود 30درصد مردم این استان به زبان شیرین تورکی تکلم دارند.
استان چهارمحال و بختیاری از دوبخش (چهارمحال ) و (بختیاری) به وجود آمده است ، چهارمحال به محال:( لار ،کیار، میزدج و گندمان) اطلاق می‌گردد. برخی ساکنان محال لار و کیار و گندمان دارای گویش فارسی هستند و در بعضی از شهرها و روستاهای تابعه (چهارمحال) مردمان تورک زبان وتورک تبار ساکن هستند این مردمان از نژاد تورک و دارای زبان تورکی هستند .

❇️در حال حاضر ساکنین (چهارمحال )عبارتند از مردمانی با گویش‌ فارس و تورکی ، تورک های قشقایی در منطقه بروجن و سامان و دیگرمناطق و تورک های عثمانی وآذربایجانی در منطقه بن ساکنند.
 🔅منبع: برگرفته ازسایت استانداری چ و ب
 شهرها و روستاهای تورک زبان وتورک تبار چهارمحال و بختیاری:
 ✳️شهرستان بن: *شهر بن  و  روستاهای :1- یانچشمه 2- حیدری  3 – آزادگان  4 - پهنا 5 – تومانک 6- لارک  7 -بارده 8- و بخشی از روستای جمالو
✳️شهرستان سامان: *شهرسامان و روستاهای:1-هوره2 - چم جنگل 3-چم خلیفه 4 – سوادجان 5 – ایلبگی 6 -چم چنگ 7 -شوراب صغیر 8-محمدآباد 9-چلوان 10-چمزین 11-چم خرم 12-کاهکش 13-چم ناز 14-قراقوش 15-گرمدره 16-صادق آباد 17-قوچان 18-مارکده 19-یاسه چاه 20- دشتی 21-چم کاکا
✳️شهرستان شهرکرد: بخشی از شهرشهرکرد به علت مهاجرت جمعیت قابل توجهی از شهرستان بن وسامان و... به این شهر و *شهر کیان ، شهرطاقانک ، شهر سودجان و روستاهای: 1 –هرچگان 2-پیربلوط 3-کاکلک 5-بهرام آباد 6 –مرغملک  7-اوچ بغاز  8-اشکفتک 9- آقبلاغ
✳️شهرستان بروجن: بخشی از شهر بروجن و *شهربلداجی ، شهرفرادنبه ، شهر سفیددشت ، شهرنقنه  و روستاهای 1- آقبلاغ 2 -علی آباد 3- معموره(2و3 اطلاع دقیق نداریم)
✳️شهرستان فارسان: *شهرجونقان
✳️شهرستان کیار: *بخشی از شهر شلمزار و روستای قلعه تک
✳️شهرستان لردگان:  روستای ده ترکان
 
❇️شاید مناطق دیگری هم دراین استان باشد که از قلم افتاده باشد کسانی که اطلاع دارند اعلام کنند تا اضافه کنیم.
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
چهارشنبه 4 بهمن 1396

تورکی جزو زبانه های آریایی(هند واروپایی) نیست. تقسیم بندی ساختاری زبان ها



تقسیم بندی ساختاری زبان : به طور کلی زبان شناسان، کلیه زبان ها را از نظر ساختاری به چهار دسته تقسیم می کنند که عبارتند از : زبان های قالبی، تحلیلی، هجائی و التصاقی.

 زبان های قالبی :(مثلاً عربی ) که به نام های زبانهای تصریفی نیز مشهورند به زبان هائی گفته می شود که در آن ریشه کلمات در قالب ها و ابواب مختلف صرف می شود و هنگام صرف عناصر از هم منفک می شوند و با حروف دیگر ترکیب می گردند، ولی از بین نمی روند . مثلا در زبان قالبی عربی از ریشه عمل عناصر ع؛ م و ل هنگام صرف از یکدیگر جدا می شوند بدون آنکه از بین بروند و از آنها کلمات عامل، معمول، مستعمل، اعمال، معامله و ... ساخته می شود.  

زبانهای تحلیلی :(مثلاً فارسی) که به نام های آریایی و هند و اروپائی نیز خوانده می شوند زبان هایی هستند که در آن کلمات جدید بر اساس قبول پیشوند و پسوند ساخته می شوند. اما در صورتی که ریشه فعل باشند، معمولا دچار تغییراتی می شود که قاعده و قانون معینی نمی توان بر آن نهاد و لذا این زبان ها دارای افعال بی قاعده هستند. مثلا در زبان تحلیلی فارسی از ریشه ی سوخت کلمه سوخت و می سوزد ساخته می شود.  

زبانهای هجایی : (مثلاً چینی)به زبان هایی گفته می شود که لغات جدید بر اساس ترکیب هجاهای معنادار مستقل از هم و نحوه تقدم و تاخر این هجاها ساخته می شوند که زبان های چینی، تبتی و اغلب زبان های رایج در جنوب شرقی آسیا از این گروهند.

زبانهای التصاقی : (مثلاً تورکی)که به نام های پیوندی یا اورال آلتاییک نیز نام گذاری شده اند به زبان هایی گفته می شود که در آنها واژه سازی با ترکیب یک ریشه ثابت و تعدادی پسوند که به انتهای ریشه اضافه می شوند انجام می پذیرد. در این زبان ها فعل بی قاعده وجود ندارد. مثلا در زبان التصاقی ترکی از ریشه ی « بیل»، کلمات« بیلمک، بیلن، بیلدیم، بیلمز، بیلیجی، بیلیجیلردن ایمش، بیلدیمرک، بیلمیش اولاجایدیم، بیلمیئلر و ...» ساخته می شوند. در کلیه این مثال ها بیل بدون هیچ تغییری در ابتدای کلمه و پسوندهای مختلف به دنبال آن آمده اند.

پیشتر در باب تمایز زبان های ترکی و فارسی صحبت کردیم، اینکه ترکی جزء زبان های پیوندی ست حال آنکه فارسی از سری زبان های ترکیبی ست. پس تلاش به ربط دادن دو زبان فارسی و ترکی یا ترکی با هند و اروپایی و حتی زبان من درآوری بنام آذری به هر نحوی تنها چیز محالی و وقت تلف کردن است. 

منبع : نگاهی به زبان و ادبیات ترکان خراسان نوشته اسماعیل سالاریان(چاپ نشده)

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
شنبه 9 دی 1396