جانیم آذربایجان

تلگرامدا کانالیمیز https://t.me/tarixbastan @tarixbastan

بیجار جگر گوشه آذربایجان در استان اقوام ومذاهب مختلف کردستان(کردستان رنگین کمان اقوام ومذاهب مختلف)

بیجار در غرب ایران واقع شده و از نظر اداری تابع سنندج است. این شهرستان دارای ۷۷۳۰ کیلومتر مربع مساحت بوده و از شمال شرقی به استان زنجان، از شمال غربی به شهرستان تکاب (در آذربایجان غربی)، از جنوب به شهرستان قروه، از جنوب شرقی به قسمت کوچکی از استان همدان و از غرب به سنندج و دیواندره محدود است. بیجار منطقه‌ای است در امتداد سلسله جبال غربی ایران و یک سوم اراضی آن کوهستانی است. جنس خاک آن از سنگ‌های رسوبی مخصوصاْ ترکیبات رسی و آهکی و متعلق به دگرگونی‌های دوران سوم است. ارتفاع متوسط این شهرستان از سطح آب‌های آزاد ۱۹۴۰ متر و۷۷۰ متر از تهران بلندتراست.


این شهر بعد از شهرکرد مرتفع‌ترین شهر ایران بوده و در طول ۴۷ درجه و ۳۶ دقیقه شرقی گرینویچ و عرض شمالی ۳۵ درج و ۵۲ دقیقه استوا قرار دارد. قدمت تاریخی این منطقه به هفت هزار سال قبل برمیگردد و آثار به دست آمده از تپه‌های باستانی آن قابل مقایسه با آثار به دست آمده از تپه «یانیق تپه» می‌باشد. قلعه «قمچیقای» با قدمتی شش‌هزار ساله در فاصله ۴۵کیلومتری شمال بیجار و در نزدیکی شهر «یاستی کند» قرار دارد. در قرن پانزدهم، بیجار روستایی بیش نبود و گفته می‌شود که به «شاه اسماعیل» نخستین پادشاه دودمان صفویه تعلق داشت.
در حدود یک قرن قبل ساکنان آن تا اندازه‌ای متمکن شدند که توانستند مالک زمین و خانه‌های خود شوند. این تمکن در ایران علامت آزادی به شمار می‌رود. بیجار به یک شهر تبدیل یافت، ولی موقع جغرافیایی آن طوری نبود که به صورت مرکز بازرگانی درآید. بلکه تنها بازاری شد برای فروش فرآورده‌های کشاورزی و اهمیت چندانی پیدا نکرد.
در سال ۱۲۹۶ ه.ق با قحطی بزرگی که در تبریز و آذربایجان به وقوع پیوست، در این هنگام به دستور «امیر نظام گروسی» حاکم وقت بیجار، دهها خروار گندم از گروس به تبریز منتقل گردید و مردم تبریز را از قحطی و مرگ رهانید به همین علت از این تاریخ به بعد «بیجار گروس» را حتی «تبریز کوچک» نیز نامیده‌اند.


بعد از تشکیل استان کردستان که کوه «چنگ الماس» به عنوان حد و مرز آذربایجان و کردستان تعیین شد، شاعر ترک‌زبان بیجار ترانه‌ایی می‌سراید که اکنون نیز زنان منطقه هنگام تنهایی و هنگام قالی بافی این ترانه را زمزمه میکنند: 


چـنگ الماسین یئلی اسدی
آجـیسی دوغـرادی کـسدی
حاجامـات آلمـایـیـن بـسـدی
قــان آپـاردی حـالــدان مـنی
ایـراق سـالدی ائـلـدن مـنی

بیجار شهر شیعه و ترک نشین هست.

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396

سنده وارسا تورکون قانی گل ساتما آذربایجانی (اوزو قارا سیمیتقویا)

اوزو قارا !
 Image result for ‫اوزو قارا سیمیتقو‬‎
اود ووردو آذربایجانا 
بیر مارشیمون! 
بیر سیمیتقو! 
 
کیم اورمونو چکدی قانا؟
بیر مارشیمون !
بیر سیمیتقو! 
 
نه باغ قالدی نده بهر 
نه کند قالدی نه ده شهر
قانیمیزا قاتدی زهر 
هم مارشیمون !
هم سیمیتقو!
 
تپه‌دن دیرناغا یارا 
قالدیق یالوارا-یالوارا 
تاریخ بویو اوزو قارا !
هم مارشیمون ! 
هم سیمیتقو!
 
یوز ایل کئچسه جینایتدن 
پاکا چیخماز خیانتدن 
قاچا بیلمز عدالتدن
نه مارشیمون ! 
نه سیمیتقو!
 
آسلان گئتسه قوجالماغا 
تولکو گلر باج آلماغا 
مجال وئرمه اوجالماغا 
نه مارشیمون ! 
نه سیمیتقو!
 
سنده وارسا  تورکون قانی 
گل ساتما آذربایجانی 
اوز وئرمه تاپسین میدانی
یا مارشیمون !
یا سیمیتقو  !!
 
کریم گول اندام، اورمو-1394

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396

آذربایجان تاریخی و محدودة آن از نظر مورخین استاد در این نوشته کاملا ثابت کرده که اران یا آران یا آلبانی جزئی از آذربایجان است

    حسن راشدی                                بخشی از کتاب : " ترکان و بررسی تاریخ ، زبان و هویت آنها در ایران " 


اغلب پان­‌آریائیست­ها و ناسیونالیستها­ی افراطی فارس بر جدایی نام سرزمینی که در شمال رود ارس قرار دارد با سرزمینهایی که در جنوب این رود واقع است اصرار دارند, در حالیکه تاریخ واقعیتها را به گونه­‌ای دیگر بیان می­کند!
 به نظر می­رسد زمانیکه در تاریخ, از آذربایجان و اران به عنوان دو ایالت جدا از هم یاد می­شود, «آذربایجان» علاوه بر اینکه نام مملکت بزرگی را که از اراک و همدان و زنجان گرفته تا دربند قفقاز را شامل می­شده و دو ولایت اران و شیروان هم در محدودة این مملکت قرار می­گرفته است به نام ولایتی هم اتلاق می­شده که شهرهای این ولایت در جنوب رود ارس قرار داشته و در بیشتر موارد شهرهای استانهای امروزی آذربایجان شرقی, آذربایجان غربی, اردبیل, زنجان, همدان, قزوین, مرکزی و قسمتی از استان تهران جزء این ولایت به حساب می­آمده است؛ چنانچه در «برهان قاطع» در مورد رود ارس چنین آمده است: رودی است که بین آذربایجان و اران جاری است. ولی باز در همان کتاب در جلد اوّل صفحه ۹۶ آمده است: اران نام ولایتی است از آذربایجان که گنجه و بردعه از اعمال آن است.
از نوشته­‌های فوق چنین استنباط می­گردد هنگامیکه از آذربایجان به عنوان ولایت یاد می­شود, اران همسایه آذربایجان است, و هنگامیکه از آذربایجان به عنوان مملکت سخن به میان می­آید «اران» ولایتی از ولایات مملکت آذربایجان به حساب می­آید.

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 22 اردیبهشت 1396

استان مرکزی شهر رنگین کمان اقوام با اکثریت تورکان

ترکیب جمعیتی استان مرکزی 

خنداب
شهرستان خُنداب یکی از شهرستان‌های تازه‌تأسیس در استان مرکزی است. زبان رایج در خنداب ترکی آذربایجانی است.

زرندیه

مردم مرکز شهرستان (مامونیه) به زبان فارسی با گویش‌های (مامونیه - زرند کهنه - امیرآباد) و برخی نیز به ترکی سخن می‌گویند. زبان بسیاری از مناطق دیگر این شهرستان ترکی است.

کمیجان
مردم شهرستان کمیجان در روستاها و مرکز شهرستان ترک بوده و به ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند..

شازند
مردم این شهرستان در شهر و روستاهای آن به ترکی و لری و فارسی سخن میگویند ترکها در بخش روستایی جمعیت بسیار زیادی دارند اما در بخش شهری فارسها بیشترند.

فراهان

زبان‌ اکثریت مردم فراهان، ترکی می‌باشد. البته گویشوران زبان فارسی هم در این شهرستان وجود دارد. ترکان در هر روستا، لهجه خاص خود را دارند. خلجی که قدیمی‌ترین زبان از خانواده زبان‌های ترکی است، از دیگر زبانهای فراهان است و در تلخاب و خلجستان صحبت می‌شود. 

خمین
 زبان رایج در منطقه فارسی با لهجه محلی . همچنین دهستان چهار چشمه و چند روستای دیگر نیز ترک زبان هستند. 
ساوه 
حدود نیمی از مردم شهرستان ساوه در روستاها و شهر ساوه تورک 
و حدود نیمی از آن فارس زبان هستند.


شهرستان تفرش 
در شهر تفرش و بیشتر روستاهای بخش مرکزی آن فارسی زبان رایج است.
زبان تمامی روستاهای دهستان رودبار ترکی است

آشتیان 
ببیشتر مردم شهر فارسی سخن میگویند اما در روستاها اکثرا به ترکی با لهجه خلجی تکلم میکنند.

اراک
شهرستان اراک مرکز استان مرکزی میباشد حدود 70 درصد از مردم اراک را فارس زبان و بیش از 25 درصد ترک زبان میباشد. و همچنین در شهر اراک مردم لر و لک زبان با اقلیتی 1-2درصد زندگی میکنند.

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396

❤️«شعور ملی» ❤️

چه چیزی برای بقای یک ملت حتی از زبان هم مهمتر می باشد؟؟؟؟؟در این متن بخوانید
شعور ملی ادراک دیدن و شنیدن خود ملت است.
چهار فاکتور سبب بقای ملت است اول استقلال دوم ارتش سوم زبان وچهارم شعور ملی
یک ملت ممکن است ارتش خود را از دست بدهد یا ممکن است استقلال خود را از دست بدهد فقط تا زمانی که زبان خود را حفظ کرده آن ملت زنده است و زمانی که زبان خود را از دست بدهد آن ملت مرده محسوب می شود. بعضی ملت ها ممکن است زیر فشار استعمار یا اسیمیلاسیون سیستماتیک زبان خود را از دست بدهند فقط زمانی که آنها شعور ملی دارند با این که زبان مادری خود را از دست داده اند ولی با اعتماد به نفس و شخصیت وغرور ناشی آن شعورملی هیچ بیگانه ای به آنها نمی تواند ظلم کند و روزی مستقل شده و شاید به زبان مادری خود برگردند. 
بهترین مثال برای این موضوع تورکهای لهستان است که قرن ها زبان خود را فراموش کرده بوده اند و به زبان لهی صحبت می کردند ولی شعور ملی خود را حفظ کرده بودند و امروز در خیلی از شهرهایشان به زبان تورکی صحبت می شود و در پارلمان لهستان نمایندگان خود را دارند.

1.جایی که شعور ملی باشد عنصرهای بیگانه نمی توانند نفوذ کنند ملت آن ها را از خود نمی بیند اگر شهروند یا طبعه باشد باز اعتماد نمی کنند با آنها ازدواج نمی کنند و پست های مهم اداری و دولتی دست بیگانگان نمی دهند

2. علم در راستای منفعت ملی رشد می کند و علم به خاطر علم نخواهد بود بلکه به خاطر شان و بزرگی ملت ها خواهد بود.

3.قانون در راستای منفعت ملی خواهد بود و به پیشرفت و ترقی ملت کمک خواهد کرد.

4.تاریخ درست نوشته شده و غرور ملی انسان ها را تقویت می کند و قهرمانان ملی را بنا به ارزش کارشان یاد خواهند کرد.

5.دولت بیگانه نمی تواند به آنها حکومت کند و دولت خودشان را تشکیل می دهند و همچنین دولت خودشان نمی تواند حقوق شهروندی حقوق کارگران حقوق اجتمایی مسئله آموزش مسئله ی کار زندگی شخصی ... و تمام حقوق یک انسان مدرن را زیر پا بگذارد که اگر آن دولت به سمت دیکتاتوری برود ملت دولت خودشان را سرنگون می کنند. یک انسان دارای شعور ملی اینگونه رفتار می کند.

6.جایی که شعور ملی باشد التماس رشوه بی عدالتی اختلاص ظلم نیست.

7. اشخاص بی سواد که به زبان ادبی نمی توانند بنویسند و خود را رهبران جوانان خطاب می کنند در فضای رسانه ی آزاد در روزنامه ها مجله ها تلویزیون و اینترنت نمی توانند با افراد لایق رقابت کنند .

8.جایی که شعور ملی باشد دکترها راپورهای جعلی نمی نویسند.

9.جایی که شعور ملی باشد دانش آموزان به بهانه ی مریضی کلاس را تعطیل نمیکنند و واحدهای تحصیلی شان را با تقلب و جزوه بازی نمی توانند پاس کنند.

10.ملتی که شعور ملی داشته باشد به خاطر جامعه ی خود دروغ نمی گوید.

11.مردها و زنان احساسات وطن دوستی و وطن پروری را به فرزندان خود می شناسانند.

12. شور ملی در تمام اقشار جامعه در بازی های ملی دیده می شود.

13.هیچ شخصی به خاطر گرایش جنسی از جامعه طرد نمی شود البته اگر آن فرد احترام خود را حفظ کرده باشد.

14. شخصی که شعور ملی داشته باشد به خاطر اعتقادش و دین ومذهبش از جامعه طرد نمی شود و حتی خودش این اجازه را به دیگران نمی دهد.

15.ملتی که شعور ملی دارد دانشجویش بر علیه استادش، کوچکترش بر ضد بزرگترش، مامورش بر ضد مدیرش حرفی نمی زند.

16.ملتی که شعور ملی دارد به حق خود راضی می شود و مسئولیت را مقدس می شمارد.

17.جایی که شعور ملی باشد زبان مادری با حساسیت و حسادت حفظ می شود.

18.اگر شعور ملی در جامعه باشد انسان بی مسئولیت شهردار و یا فرماندار نمی شود، انسان خائن عالم معلم و روحانی نمی شود حکیم و یا دکتر زبان شناس نمی شود، جاهل تاریخدان و مورخ نمی شود بیگانه وکیل نمی شود و دیوانه ملی گرا نمی شود.

شعور ملی مانند یک نور اللهی است که سرزمین ها را روشن می کند مانند ملت آلمان فرانسه ژاپن آمریکا. اهمیت و کاربردی که مغز در بدن دارد شعور ملی هم درمسئله ی ملت دارد، انسانی که کلیه هایش ریه هایش یا حتی بعضا قلبش به رگبار گلوله گرفته می شود ممکن است زنده بماند ولی انسانی که مغزش صدمه ببیند مرگ او قطعی است. این شرایط در مسئله شعورملی هم دیده می شود. اگر استقلال، ارتش و یا حتی زبان ملتی از بین برود وجود شعور ملی برای احیای دوباره  آن ملت کافی است.
بزرگترین سلاح ملت شعور ملی است. 

منبع : دست نوشته ها و مقاله های نیهال آتسیز تاریخ دان زبان شناس شاعر و رمان نویس اوایل جمهوری تورکیه

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 15 اردیبهشت 1396

هویت آذربایجانی شهرهای کردنشین جنوب آذربایجان غربی + سند تاریخی- مهاباد اشنویه سردشت

تمامی شهرهای کردنشین جنوبی این استان از دیرباز در قلمرو جغرافیایی و سیاسی منطقه آذربایجان بوده و تغییر بافت قومی و جمعیتی این مناطق به سبب مهاجرت‌های انجام پذیرفته طی سال‌های اخیر نمی‌تواند هویت آذربایجانی آن‌ها را زیرسوال بببرد.

شهرهای کردنشین جنوب استان آذربایجان غربی نظیر اشنویه، سردشت و مهاباد همواره از سوی گروه‌های تروریستی، ضدانقلاب و نژادپرست پانکردیسم به عنوان بخشی از جغرافیای سرزمین موهوم “کردستان بزرگ” معرفی شده و کردنشین بودن این منطقه در مقطع کنونی را بهانه‌ای برای طرح ادعاهای ارضی و انکار هویت آذربایجانی این شهرها قرار داده‌اند که در همین راستا تلاش‌هایی نیز از سوی جریانات وابسته به تروریسم برای تشکیل استانی جدید در جنوب آذربایجان غربی با محوریت شهرهای کردنشین تحت عناوینی چون کردستان شمالی و… انجام شده است.

اما همچنان که در سند تاریخی زیر مربوط به دوران حکومت قاجار آمده است، تمامی شهرهای کردنشین جنوبی این استان از دیرباز در قلمرو جغرافیایی و سیاسی منطقه آذربایجان بوده و تغییر بافت قومی و جمعیتی این مناطق به سبب مهاجرت‌های انجام پذیرفته طی سال‌های اخیر نمی‌تواند هویت آذربایجانی آن‌ها را زیرسوال بببرد.

در سند زیر نام شهرهای ساوجبلاغ (مهاباد کنونی – همچنان که کردزبان‌های ساکن این شهر امروزه نیز آن را در لهجه کردی سابلاغ می‌نامند)، اشنویه و سردشت به وضوح به چشم می‌خورد. همچنین نکته قابل توجه آن استفاده از نام تاریخی سولدوز برای اشاره به شهرستان نقده امروزی می‌باشد. حال آن که جریانات تروریستی پا را فراتر گذاشته و برای سولدوز نیز اسامی جعلی ساخته و به دنبال تحریف تاریخ و هویت آن در راستای اهداف توسعه طلبانه ارضی خود می‌باشند.


 در ادامه بیشتر بخوانید:

اذعان رسانه وابسته به بارزانی بر مهاجرت صدها هزار کرد عراقی به غرب آذربایجان
امام جمعه اورمیه: یک میلیون کُرد مهاجر عراقی را در آذربایجان غربی اسکان داده‌ایم


آردینی اوخو(بقیه مطلب)
پنجشنبه 24 فروردین 1396

جنبش ۱۲۹۹ ه.ش آذربایجان- شیخ شهید خیابانی

جنبش 1299 آذربایجان که از آن به عنوان قیام شیخ محمد خیابانی نیز یاد می شود یکی از حوادث مهم تاریخ معاصر ایران است. خواست ها، اهداف و ماهیت آن اگر به طور دقیق بررسی شود می توانیم به یک سیر تاریخی تدریجی در ماهیت جنبش های تاریخ معاصر به ویژه در آذربایجان دست پیدا کنیم. از این رو بررسی آن یک امر ضروری است.

 مقدمه:



از رویداد های برهه ای که در تاریخ معاصر نسبتا کم به آن پرداخته شده و از دید نویسندگان و مولفان تاریخ معاصر به دور مانده قیام شیخ محمد خیابانی است. قیامی که هرچند نافرجام ماند و با تسلیم به مرگ خیابانی خاتمه یافت ولیکن تاثیراتی که بر رخ دادهای  ادوار بعد از آن نهاد انکار ناپذیر است. از همین رو بررسی ابعاد مختلف این قیام و اهداف و خواست های رهبران آن می تواند چند و چون رویدادهای تلفیقی متاثر از ساختار اجتماعی را در تاریخ معاصر ایران هر چه بیشتر روشن سازد. نگارنده در این نوشته سعی خواهد کرد دریچه ای به سوی این نگرش بشکافد و لیکن اذعان می دارم که احتمالا زوایایی نیز از دید اینجانب پنهان بماند. چرا که دسترسی بر تمامی منابع و ماخذ بر من ممکن نیست. اما قبل از ورود به بررسی قیام لازم است نگاهی کوتاه و اجمالی بر رویداد های قبل از آن داشته باشیم.

 نوشته شده ازسایت وزین   یول‌پرس مهدی صادقی


آردینی اوخو(بقیه مطلب)
یکشنبه 20 فروردین 1396

خلج ها

دسته ای از تورکان اوغوز میباشند که در زمانهای قدیم از سایر اقوام تورک جدا شده و  به سرزمین افغانستان واز آنجا به هندوستان و ایران مهاجرت نمودند..محمود کاشغری در کتاب دیوان لغات الترک که در اواسط قرن پنجم هجری تالیف شده خلجها را از اقوام اوغوز نامیده  وبا اشاره به جدایی آنها از سایر تورکمانان(در گزشته به تمامی تورکان تورکمن گفته میشده) مینویسد:((ایشان(ترکمانان) در اصل بیست وچهار قبیله بودند جز آنکه دو قبیله از خلج از ایشان ممتاز شدندبه برخی چیزها لذا آن دوقبیله در اعداد ایشان شمرده نمی شوند))1
در نیمه قرن هفتم میلادی دسته هایی از اقوام اوغوز وخلج در سیستان و کابل  ساکن شدند  ودسته ای از آنها در قرن هشتم میلادی در هندوستان سلسله تورک شاهی را تاسیس نمودند که بر روی سکه های آنها به رسم سایر قبایل تورک  روی تاج  پادشاه شکل گرگ ترسیم شده بود .البته خلج ها بعد از اسلام هم در هندوستان تشکیل حکومت دادند.تورکان خلج در زمان  غزنویان علیه سلطان مسعود غزنوی قیام کرده  ودر پیروزی غزنویان مؤثر بودند. در زمان حمله مغول آنها تابع خوارزمشاهیان بودند وآنها را در مقابله با مغولان یاری کردند.این اقوام  از روزگاران پیشین اکثریت ساکنان جنوب قم و حوالی اراک و ساوه  را تشکیل می داده اند و بعد ها گروهی از خلج های حوالی ساوه به آذربایجان (مغان )مهاجرت نموده اند2
Image result for ‫خلجستان قم‬‎


این مطلب از کتاب نگاهی نوین به تاریخ  دیرین ترک های ایران (نوشته استاد رحمانی فر)توسط مدیر وبلاگ نوشته شده
1)دیوان لغات الترک-دبیر سیاقی-ص 451
2)تؤرکلرین تاریخ و فرهنگینه بیر باخیش -هیئت- ص 46-48

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
جمعه 18 فروردین 1396

دانلود کتاب های ترکان وبرسی تاریخ وزبان وهویت انها در ایران ودیلیمیزین ساده گرامری.(استاد حسن راشدی)

Image result for ‫ترکان وبرسی تاریخ وزبان وهویت انها در ایران‬‎

آذربایجان‌لی آیدین و یازار، حسن راشدی 1333 جی گونش ایلینده (1954 میلادی ) آذربایجانین بو گونکو اردبیل اوستانینین ،گئرمی (موغان) شهری‌نین موران بولومونده یئرلشن ظاهرا / زاهرا/ زهراکندینده، دونیایا گؤز آچیب.

ایلک تحصیلاتی‌نی و آلتینجی صینیفه قدر اؤز دونیایا گؤز آچدیغی کندینده و " بیرونی زهرا " آدیندا اوخولدا،اورتا تحصیلینی دوققوزا کیمی ده گئرمی‌ده و " خواجه نصیر " آدیندا مکتب ده اوخودو و

1348 گونش ایلینده 15 یاشی وارکن تئهرانا کؤچدو. دبیرستانین اوچ ایلینی تئهراندا اوخودو و یوکسک تحصیلاتی‌نی الکترونیک ریشته‌سینده تئهران و آمئریکادا بیتیردی. و ائله اؤز ریشته‌سینده ایشه  باشلادی.

موهندیس حسن راشدی 1356 ایل‌لریندن تورکجه کیتاب‌لارین یاییلماسی آزاد اولدوقدان سونرا آنا دیلی و اؤز هویتی حاقدا آرتیق اوخوماغا و دوشونمه‌یه باشلادی. 1357 اینقیلابیندان سونرا « وارلیق» ، « یولداش » کیمی تورکجه درگی‌لری اوخویاراق، تئهرانین دمشق خیاوانیندا قورولان آذربایجان انجومنی / انجمن آذربایجان دا سورک‌لی ایشتراک ائتدی. بو انجومنده موهندیس راشدی آذربایجان‌لی شاعیرلر، یازارلار، ادیب‌لر و سیاست آدام‌لاری ایله تانیشدی. بو شخصیت‌لردن بیری ده آذربایجانین آدلیم یازاری گنجعلی صباحی ایدی کی جناب راشدی اونونلا گؤروشرکن اونون تجروبه‌لریندن  فایدالاناراق تورکجه یازیب اوخوماق فونون‌لاری‌نی اؤیرندی.

حسن راشــــــــــدی

تهران ۱۳۸۶


کتاب به فارسی است



Image result for ‫دیلیمیزین ساده گرامری‬‎
 
 کتاب به ترکی است 

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
شنبه 5 فروردین 1396

کردستان رنگین کمان اقوام مختلف (آشنایی با جاذبه‌های گردشگری بیجار آذربایجانی)

بیجار شهرستانی ترک‌نشین و با هویت آذربایجانی در شرق استان کردستان که به بام ایران مشهور است، دارای جاذبه‌های گردشگری، طبیعی و تاریخی متنوعی است که همه ساله مورد توجه بسیاری از گردشگران و مسافران نوروزی قرار می‌گیرد.

شهرستان بیجار یکی از شهرهای مهاجر فرست استان کردستان است که بیشتر ساکنین آن به دلیل نبود فرصت‌های شغلی در شهرهای اقماری کرج، تهران و دیگر شهرهای کشور ساکن هستند و در ایام تعصیلات به ویژه تعطیلات نوروزی زادگاه خود را برای گذراندن تعطیلات انتخاب می نمایند.

دیار گروس با قدمتی نزدیک به هفت هزار سال بیش از ۵۰۰ اثر تاریخی و باستانی را در دل خود جای داده و تا کنون ۱۹۱ مورد آن به ثبت ملی رسیده است.

در این گزارش تعدادی از آثار باستانی و جاذبه های گردشگری بام ایران را برای آشنایی هر چه بیشتر مخاطبان معرفی می نمائیم.

 

پل تاریخی صلوات آثار باقی مانده از دوره صفویان
پل زیبا و تاریخی صلوات آباد در ۱۵ کیلومتری بیجار بر روی رودخانه قیزیل اوزن و نزدیکی روستا و قلعه تاریخی صلوات آباد بنا شده که به منظور عبور کاروان‌های زائر منطقه آذربایجان به عتبات عالیات در عراق و عربستان ساخته شده است. پل تاریخی صلوات آباد یکی دیگر از نماد و نشانه‌های قدمت بیجار گروس است که در سال ۱۳۳۷ در ردیف ۴۲۰ آثار ملی ثبت شده و هر ساله پذیرای گردشگران زیادی است.

 

مسجد خسروآباد نگینی در دل گروس
از جمله آثار موجود در گروس که متعلق به دوران زندیه است مسجد تاریخی روستای خسرو آباد در ۴۵ کیلومتری شهر بیجار است. این مسجد با سقف‌هایی کوتاه وگنبدهایی کوچک و بدون مناره به دستور محمد امین خان گروس ساخته شده که شامل مصلای تابستانی در ضلع شمالی، ایوان جنوبی و حجره هایی بررای استراحت طلاب و خادمین است. این اثر باستانی زیبا با شمارهٔ ثبت ۲۶۰۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

 

سد گؤل بولاغ جاذبه شگفت انگیر بام ایران
این سد زیبا و پر جاذبه دیار گروس در ۱۵ کیلومتری محور بیجار قروه بر روی رودخانه قیزیل اوزن دره احداث شده است که با حجم مخزن هشت میلیون متر مکعبی ظرفیت آبیاری حداقل ۸۰۰ هکتار از اراضی پایاب سد را دارد.

سد گؤل بولاغ بیجار یکی از مکانهای بسیار دیدنی و تفریحی شهرستان بیجار است که در هر فصل زیبائی های خاص خود را دارد و مردم از هر نقطه ای برای گذراندن اوقات خود به این منطقه سفر می کنند تا برای لحظاتی و به دور از دغدغه های روزمره زیبایی های آن را نظاره گر باشند.

 

پل گل قشلاق بر روی رودخانه قیزیل اوزن

این پل به صورت ویرانه‌ای بر روی رودخانه قیزیل اوزن نزدیک روستای گل  قشلاق در مرز شهرستان بیجار و استان زنجان واقع شده است که برای عبور کاروان‌ها بر روی رودخانه پر آب قزل اوزن ساخته شده و به نظر می‌رسد که پل متعلق به اواخر دوران ایلخانی مغول تا اوایل دوران صفویه است.

 


تیمچه حاج شهباز زیبای خفته در دل بیجار
در ضلع شرقی راسته بازار بیجار تیمچه‌ای به نام تیمچه حاج شهباز، تاجر بزرگ بیجاری قرار گرفته است. اصل این تیمچه متعلق به دوران صفویه است و در دوران قاجار باز سازی شده است. این تیمچه در دوران قاجار متعلق به حاج شهباز، تاجر بزرگ گروس و امیر نظام گروسی و کافی الدوله امیرانی بوده است.

این تیمچه متشکل از ۴ گنبد است که درون گنبدها با کاربری و آجر کاری زیبایی تزیین شده و در بدنه آن، روزنه‌هایی برای تامین روشنایی تیمچه تعبیه شده است و از شاهکارهای نور پردازی محسوب می‌شوند.

سرای امیر تومان نیز در ضلع غربی بازار بیجار قرار دارد که در بین مردم بیجار به تیمچه امیر تومان معروف است. این سرا دارای یک حیاط مرکزی است که حجره‌هایی در پیرامون شکل گرفته است. پلان آن به شکل هشت و نیم هشت است و در یک طبقه با مصالح خشت و آجر و سنگ ساخته شده و محل تجارت مهمی در گذشته بوده است.

این محل در هنگام حضور متفقین در ایران مکان استقرار نیروهای نظامی اشغالگر بوده و پس از آن نیز پادگان نظامی و ژاندارمری بوده است. با وجود وارد آمدن آسیب های فراوان به این بنا، کارهای حفاظتی، استحکام بخشی و مرمت آن در حال پیگیری است.

بازار بیجار از قدیمی ترین بازارهای ایران
این بازار متشکل از مجموعه است که شامل یک راسته طولانی شمالی – جنوبی و تیمچه حاج شهباز و سرایی به نام سرای امیر تومان می‌شود.

تعدادی حجره از بافت معماری قدیم بازار در دو طرف راسته اصلی باقیمانده و مابقی حجره‌ها و راسته‌ها دستخوش تغییرات عمده‌ای شده است. در پوشش حجره‌ها از طاق و تویزه استفاده شده است.

تاریخ احداث بنای بازار به دوران صفویه بر می‌گردد اما در دوران زندیه به علت حمله کریم خان زند به بیجار بخش‌های زیادی از آن آسیب می‌بیند و در دوران قاجار پس از بازسازی در طی جنگ جهانی اول به کلی آسیب می‌بیند و توسط روس‌ها به آتش کشیده می‌شود بازار بیجار در سال ۱۳۷۸ توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره ۲۵۹۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

ازسایت یول پرس

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
سه شنبه 1 فروردین 1396
  بیزیمله یول بیراولون** لینک کانال این وبلاگ در تلگرام