جانیم آذربایجان

تلگرامدا کانالیمیز https://t.me/tarixbastan @tarixbastan

چیلله (چله( فرهنگی اصیل متعلق به اذربایجان

چیلله (چله(

فرهنگی  اصیل متعلق به اذربایجان

Image result for ‫قار قیش و القیش‬‎

در زبان تورکی یای یعنی کمان، چیلله نیز یعنی زه (در اینجا زه کمان) و نیز محل زه برای گذاشتن تیر در موقع انداختن تیر، (و نیز معناهایی که گفته خواهد شد)، اوخ یعنی تیر (تیرِ کمان) . در تورکی به تابستان نیز "یای" گفته می شود. از این رو وقتی گفته می شود "یایین چیلله سی"(چلّه تابستان)، (تداعی کننده ی کشیدگی نهایی کمان به هنگام انداختن تیر) یعنی نهایت و اوج کشیدگی تابستان که چهل و پنج روز رفته از تابستان است.

قیشین چیلله سی (چلّه ی زمستان) نیز به معنای کشیدگی نهایی سرما است که دو تا است یکی چهل روزه (بؤیوک چیلله) یکی بیست روزه (کیچیک چیلله). یعنی زمستان دوبار به اوج می رسد.  چیلله گئجه (شب دارای کشیدگی نهایی) وقتی گفته می شود "چیلله گئجه سی" (شب چلّه) در واقع یعنی نهایت کشیدگی شب. ولی _تحت تأثیر تفسیرهای رایج_ به معنای شروع چلّه ی زمستان تلقی می شود که البته اینگونه نیست.

اینکه چرا "چیلله" یا "چِلّه" که معنای "زه کمان" و "محل نشستن ته تیر در کمان" و مآلا مفهوم نهایت کشیدگی را در مورد "بلندترین شب"، "شدت تابستان" و "شدت زمستان" (که دقیقا معادل “climax” _نقطه ی اوج_ آمده از زبان های یونانی و لاتین است) بایستی با عدد "چهل" توجیه و تفسیر نمود کاری است که روشنفکران پرداخته اند و خود نیز بایستی جوابگو باشند.  بدون هیچ تردیدی واژه ی "چیلله" یا "چلّه" با واژه ی یاد شده ی “climax” از یک ریشه و منشأ می باشد.

صدای (ل) دارای مفهوم "انتقال" می باشد. و تکرار یک صدا مفهوم استمرارِ تکراریِ حرکت و عملی را دارد. پس "چیلله" یا "چلّه" دارای مفهومی است که در آن عمل انتقال به تکرار اتفاق می افتد. درست مثل "پیلله" یا "پلّه" که در آن عمل انتقال و تکرار اتفاق می افتد. اگر "چلّه" معنی "چهل لا" نیز داشته باشد آنوقت پرسیدنی است که اولا خود "چهل" از کجا آمده و دوم اینکه معنای "پلّه" چیست؟ منطقی است بپذیریم که "چهل" از "چیلله" حاصل شده است.

فقط فراموش نشود که ادیبان منکر وجود تشدید نیز در فارسی شده اند. اما جان آیتو (John Ayto) اتیمولوژیست انگلیسی واژه ی “climax” را نهایتا از منشأ هندو اروپایی (kli-) می داند. اولا شما این مورد را با واژه ی "چیلله" یا "چلّه" تطبیق دهید خواهید دید که دقیقا دارای عناصر فونتیکی مشابهی هستند.


باز می گویند که واژه ی “lean” به معنی "تکیه دادن" نیز از همین ریشه است. متوجه می شوید که چرا در "چیلله" یا "چلّه" مفهوم محل نشستن ته تیر در کمان نیز مستتر است؟


"چیلله" اسمی است که از فعل "چیلمک" به معنای (زدنِ پرتابیِ توام با ضربه) ساخته شده است. در بازی "چیلینگ-آغاج" (الک-دولک) به زدن "چیلینگ" یا "چیلیک" یا "چیلیهْ" (دولک) با "آغاج" (چوبدستی) از این فعل استفاده می شود: "چیل گلسین!" (بزن بیاد)! "چیلینگ" نیز از این فعل شاخته شده است.


"چیلمَک" اسم تلنگر شدید است که در آن ریگِ کوچکی بین پشت ناخن سبابه و نوک انگشت شست قرار گرفته و به شدت پرتاب می شود. یا تلنگری که بر سطح آب به نیت پخش کردن و افشاندن آب زده می شود. شکل دیگری از این فعل نیز هست که "چیله مَک" (افشاندن آب توأم با ضربه) است.


"پیلله" (پلّه) نیز از سیستم "چیلله" (چلّه) است، حتی به این شکل: "پیلوو" (pilov) و "چیلوو" (çilov) [پُلو و چِلو] نیز از یک شیوه و سیستم تولید واژگان استفاده می شود. آوردن این مثال از آن جهت لازم بود تا در پیگیری سیستم واژگانی دچار سهو و لغزش نشویم. همانگونه که ملاحظه می کنید در فارسی مصوت ها دچار تغییر شده: "پـُ" و "چـِ".


به مثال های دیگری از این دست  (جهت مطالعه ی بیشتر) دقت کنید که چگونه سیستم ترکی ثابت است: چیلله (چلّه)، پیلله (پلّه)، شیلله (سیلی آبدار)، سیلله (سیلی)، گولـله (گولّه، گلوله)، هؤرره، هوررا (نوعی غذای ساده¬ی روستایی) شیررا (شیره)، شوررا (احتمالا تبدیل به "شوربا" شده)، بلله (نانی که به صورت ساندویچ در می آورند). . . "پیلته" (فتیله [به خاطر وجود "ت" که علامت تعدی است] چیزی که به تدریج پایین آورده می شود). "گلّه"ی فارسی نیز احتمالا از این سیستم است که در این صورت باید از فعل "گلمک" (آمدن) "گلله" (هم-آمده) ایجاد شده باشد. کلله (کلّه)، نیز واژه¬ عربی "قلّه" از این مجموعه است که نشانگر قدیمی بودن این ساختار واژه ساز است. هرکلمه مورد نظر در ارتباط با کاربرد اسطوره ای که دارد دارای معناست. ............


قسمتی از مقاله چیلله  بقلم :استاد ناصر منظوری


   

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
پنجشنبه 23 بهمن 1393

آی اوغول

آی اوغول، یالتاغدان یالانچیدان آداما مگر دایاغ اولار؟

ایگیدین دایاغی داغ اولسون گره ک

داغ کیمی خالقی قویوب سن کیمه سویکنمیسن؟

ائشیتمه میسن کی دییلر: دایاغی داغ اولانین باشی گویلره چاتار؟

 cfe1a1a0d09f194c70da1a3f33e83278-425

بویوک دایاق 1962

--------------------------------------------------------

?Ay oğul, yaltağdan yalançıdan adama məgər dayaq olar

Igidin dayağı dağ olsun gərək

?Dağ kimi xalqı qoyub sən kimə söykənmisən

?Eşitməmisən ki diyələr: dayaği dağ olanın başi goylərə çatar


Böyük dayaq 1962

 

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 29 دی 1393

" هوشنگ جعفری "

گینه آرغین ، گینه یورغون ، گینه بیر غملی اوره ک

یارالی قوش کیمی چیرپینمادادیر ،

گینه نیسگیللی اوره ک یانما دادیر

کوز کوز اوسته قالانیر نئیله مه لی

آلیشیر دالغالانیر نئیله مه لی

سرّیمی نه آتا بیلدی نه آنا ...

 

 

" هوشنگ جعفری "

زنگانلی

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
شنبه 27 دی 1393

شهریار

عؤمروُن نئجه گئچدی ؟

 

بیر اوشاقلیقدا خوش اولدوم اودا یئر گؤی قاچاراق

قوش کیمی داغلار اوچوب ، یئل کیمی باغلار گئچدی

 

صونرا بیردن قاطار آلتیندا قالیب ، اوستومدن

دئیة بیللم نه قدر سئل کیمی داغلار گئچدی

 

اورة گیمدن خبر آلسان : « نئجه گئچدی عؤمرون ؟ »

گؤز یاشیملا یازاجاق « من گونوم آغلار گئچدی »

 

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
شنبه 27 دی 1393
بؤلوملر : شهریار,

آنا دیلیم

آنا دیلیم

نازلی شیرین دیل واریم ، ئوزگه دیله یازمارام

دوغراسالاردا منی اُوز دیلیمی آتمارام

جنتی وئرسز منه ، دونیانی ساتساز منه

من آنامین ناز دیلین باشقا دیله ساتمارام

شهریاریم دوز دییب قاتما دیلین دیللره

من بو گوزل تورک دیلین آیری دیله قاتمارام

باخ بو دیلین سایه سی ، گزدی آدیم دیللره

اولماسا گر بو دیلیم هئچ یئره من چاتمارام

اوندا کی من اولموشم قورلایین اوز یوردوما

چون بودور عادت منیم ئوزگه یئره یاتمارام

قبریمین اوستونده سیز تورکی بو شعری یازین

اوز دیلیمی آتمارام ، باشقا دیله ساتمارام

قبریمین اوستونده سیز تورکی بو شعری یازین

اوز دیلیمی آتمارام ، باشقا دیله ساتمارام

5p2c_355205_730.jpg


آردینی اوخو(بقیه مطلب)
شنبه 27 دی 1393

حبیب ساهیرین تورکجه یازیلان شعرلریندن بیر اورنک

حبیب ساهیرین تورکجه یازیلان شعرلریندن بیر اورنک:


Image result for ‫حبیب ساهر‬‎

دئملیدیر کی  حبیب ساهیر اذربایجان و ایراندا

ایلک سربست(ازاد) شعر یازاندی

بی‌نهایت بو گؤیون آلتیندا
بیزه بیر قبّه‌ی فیروزه ده یوخ!
یانار افلاکده مینلرجه چیراق،
بیزه بیر شمع، بیر آویزه ده یوخ!
بو قدر اولدوز آراسیندا بیزه
یئددی گؤیلرده بیر اولدوز یوخوموش!
بؤلدولر قوشلاری عالمده مگر،
بیزه ده چاتدی او آغلار بایقوش؟!
قووالارکن منی هر گون محنت
قاپیمی دؤگمه‌ده‌دیر هر گئجه غم.
هامی آزاده ائلین شاعری وار
من اسیر ائللرین آه! شاعری‌یم.


آردینی اوخو(بقیه مطلب)
پنجشنبه 27 آذر 1393

خلاصه ای از زندگی نامه سید عمادالدین نسیمی

سیدعمادالدین نسیمی
(
به ترکی آذربایجانی: Seyid Əli İmadəddin Nəsimi)
متخلص به نسیمی
شاعر و متفکّر حروفیه در قرن هفتم هجری بود.

نمونه‌ای شعر:

منده سیغار ایکی جهان من بو جهانه سیغمازام
گوهر لامکان منم کون و مکانه سیغمازام
(
هر چند دو جهان در وجود من گنجیده، من در این دنیا جای نمگیرم
من گوهر لامکان هستم که به کائنات و مکانها نمی‌گنجم
)

Image result for ‫سیدعمادالدین نسیمی‬‎

Image result for ‫سیدعمادالدین نسیمی‬‎

عماد الدین نسیمی یکی از شاعران و عارفان برخاسته از مکتب حروفیه است.

مکتب حروفیه که بر اساس تعالیم شیخ فضل الله نعیمی شکل گرفت در شرح وقایع عالم و اسرار هستی از 28 حرف الفبای عربی و با مهارت اعجاب انگیز بهره می‌بردند و می‌توانستند علل دستورات الاهی در دین اسلام را به شکلی جذاب و جالب بوسیله اعداد و حروف توضیح دهند. مانند این که نماز یومیه چرا می‌بایست 17 رکعت باشد، حکمت مسح کشیدن بر پا هنگام وضو چیست، تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم بیانگر چیست، نماز شکسته چرا 11 رکعت است و . . . سید عماد الدین نسیمی اصالتاً ترک زبان بود و با اشعار ترکی و فارسی و عربی خود نقش بسزایی در گسترش اندیشه‌های فضل الله نعیمی داشت. عشق او چنان بی پروا و بی پرده بود که مخالفت‌های فراوانی را میان قشریون مذهبی زمان خود بوجود آورد که نهایتاً منجر به صدور فتوایی در به دار آویختن و کندن پوست او شد. اشعار نسیمی آمیخته به عشقی ناب، شهامت، ایثار و رک گویی است
آن چه از اشعارش بر می‌آید، این است که وی در فلسفه، کلام، منطق، هیئت، نجوم، طب و ریاضی ید طولایی داشته است. اصطلاحات این علوم را در اشعار خود به کار برده است، سخن از خواص صور فلکی، ستارگان، تشریح اعضای بدن انسان، شاخصه‌های حساب و هندسه و بیان کیفیت خلقت کائنات و آرای گوناگون متصوّفه به ما اجازه می‌دهد که او را خردمندی آگاه به علوم عصر خود بنامیم. در تذکره‌ها او را «عاشق غریب و عجیب، عالم کامل، فاضل محدّث، نکته‌دان و عارف» نامیده‌اند
زادگاه:
بسیاری از علما اورا متولد شهر اورمیه آذربایجان میدانند
مرحوم میرزا آقا قلی‌زاده از دانشمندان جمهوری آذربایجان با استناد به مزار «شاه خندان» برادر نسیمی در شهر« شماخی»، همین شهر را محل تولد او می‌داند. دکتر حسین محمدزاده صدیق با تکیه بر کهن‌ترین اسناد موجود، او را تبریزی می‌داند
قدیمی‌ترین سندی که در باب مزار نسیمی به دست رسیده است، سیاحتنامه‌ی اولیا چلبی است. او در فصل توصیف شهر حلب از «تکیه‌ی شیخ نسیمی» سخن می‌راند و می‌گوید: «مردم روایت کنند که نسیمی پس از کنده شدن پوست از تنش به این مکان آمد و قرآن تلاوت کرد و غیبش زد! مزار نسیمی اکنون در شهر حلب سوریه در محله‌ی فرفراه در مقابل حمام سلطان است
سازمان بین‌الملی یونسکو به خاطر کوشش‌های وی در اشعار انسانی و صلح جهانی در سال ۱۹۷۳ این سال را سال نسیمی اعلام کرد.

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 10 آذر 1393

حبیب ساهر پدر شعر نو ترکی ایران قبل از نیما

 حبیب ساهر پدر شعر نو ترکی

ایران

قبل از  نیما

Image result for ‫حبیب ساهر‬‎

حبیب ساهر در اردیبهشت ماه ۱۲۸۲ هجری شمسی در ترک ( tark ) میانه به دنیاآمد
عده‌ای ، به حق « ساهر » را پدر ادبیات نوین ترکی آذربایجان و در ایران و همراه ، همفکر و هم رای با « نیما » در پیدایش شعر نو فارسی دانسته اند. از اشعار ساهر ، سپیدی ، پیش از انتشار اشعار نیما در دست است. حتی ، او اشعاری از شارل بودلر فرانسوی را به صورت سپید به فارسی ترجمه کرده که در سال های اول قرن حاضر ( ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ هجری شمسی ) در مطبوعات وقت به چاپ رسیده است البته این ، به غیر از قطعه های منظوم و منثور بسیار زیبایی است که ساهر ، از قرآن مجید به ترکی آذربایجانی بازگردانده است. در بین این قطعه های منظوم ، علاوه بر اشعاری با قوافی و قواعد ویژه اشعار مشرق زمین ( هجا و عروض ) ، اشعاری سپید و نیمایی هم می توان یافت.


 
اکنون در دانشکده‌های ادبیات ترکیه و جمهوری آذربایجان ، دانشجویان دوره‌های عالی ادبیات ترکی ، برای فارغ التحصیل شدن ، باید در کنار سایر دروس خود ، درسی سه واحدی به نام ساهر شناسلیق ( ساهرشناسی ) را هم بگذرانند. ظرایف ادبی اشعار ترکی ساهر ، همچون « حیدربابایا سلام  » شهریار ، آن چنان گسترده و غنی است ، که تاکنون قریب ۶ موضوع پایان نامه دوره دکترا و کارشناسی ارشد را به خوداختصاص داده‌است .

حبیب ساهر در ۲۴ آذر ۱۳۶۴هجری شمسی ، در تهران در گذشت. آرامگاه وی در بهشت زهرای تهران واقع شده‌است .

 

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
دوشنبه 10 آذر 1393

چند بیتی ترکی قشقایی(یارم گلمز)

چند بیتی ترکی قشقایی(یارم گلمز(

Image result for ‫ترکی قشقایی‬‎ 

یارم گلمز گیلَ گیلَ

پا بند اولدم نچه ایله

یارم گلمز گیلَ گیلَ داغ و داش لار گلینگ دیلَ

جیگر بندم داغلار گیدر

 

هاچان اولور یارودان بیر خلوت دانوشام گیلَم

گپ آلام گپ آلام میلنه بیلم

 

مسافر دیلم هر گجه گلم

بیر مرهم یوخوم بیر پیغام یولدام

 

داد ای داد ای داد النگدن

وارم گدم یار الینگدن

 

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
شنبه 8 آذر 1393
بؤلوملر : شعر تركی قشقایی,

بولود قارا چورلو


بولود قارا چورلو(سهند(

شهریار، درمورد سهند‌ می‌گوید:

سهند ‌یک‌ شاعرِ‌ آزاده ‌بود ‌وآن‌ خوی ‌واخلاقی‌که سهند‌ داشت، درهیچ‌کس ‌نبود

Image result for ‫بولود قارا چورلو‬‎ 

 

در قرن بیستم یکی و شاید پرفروغترین ستاره آسمان شعر ملی مبارزی آذربایجان بولود قارا چورلو پسر مطلب در سال 1926 در مراغه در یک خانواده کارگری به دنیا آمد پدر مادرش اسم فرزندشان را بولود (ابر) گذاشتند آنها با انتخاب این اسم شاید نمی‌دانستند این ابر کوچک روزی ابری پرباران خواهد بود و گلشن شعر آذربایجان را آبیاری و پرگل خواهد کرد.

 

شعر «طالعیمه باخ منیم» (در مورد هویت ملی) خیلی پرمعنا و پربار است سهند در این شعر یک انسان محروم ازحق ملی و محروم از زبان مادری را چنین به تصویر می‌کشد:

طالعیمه سن باخ

دوشونجه‌لریم یاساق

کئچمیشیم‌دن سؤز آچماغیم یاساق

آتا بابامی آدین چئکمه‌ییم یاساق

آنامدان آد آپارماغیم یاساق

بابا دییاریم ایسه

پیتراق پیتراق بیلیرسن

دوغولاندا بئله

اؤزوم بیلمییه بیلمییه

دانیشماغیم دا یاساق ایشیم یاساق

 

آردینی اوخو(بقیه مطلب)
پنجشنبه 6 آذر 1393
  بیزیمله یول بیراولون** لینک کانال این وبلاگ در تلگرام